مسابقه عکاسي و نقاشي " هويت و شهر ? معماري و اسکان ? اقليم و انسان در منطقه خليج فارس" به مناسبت روز جهاني اسکان بشربرگزار مي شود
دفتر منطقه اي BLP سازمان اسکان بشر ملل متحد و مرکز پژوهش هنر و معماري با همکاري گروه هنر و معماري آرتا سرا به مناسبت روز جهاني اسکان بشر و به موازات برگزاري کنفرانس بين المللي " معماري ،سکونتگاه و هويت شهري در منطقه خليج فارس " در دانشگاه وستمينستر لندن ،مسابقه و نمايشگاه بين المللي را براي جوانان در شاخه هاي نقاشي و عکاسي ( گرايش هاي : هويت و شهر ? معماري و اسکان ? اقليم و انسان ) برگزار مي کند.
در فراخوان اين مسابقه آمده است: نگاهي به سابقه تمدن و حضور چندين هزار ساله سکونتگاه هاي بشري در حوزه خليج فارس آنرا در زمره زيستگاه هاي منحصر به فرد و استراتژيک دنيا قرار مي دهد. آنچه از دست آوردهاي هنر، معماري، تکنولوژي و دريانوردي اين زيستگاه هاي بشري جا مانده همگي تائيد کننده دانش، خرد و فرزانگي مردمان پارسي است که برپاکننده اين سکونتگاه ها بوده اند و امروزه تمدن هاي حوزه خليج فارس و فلات ايران را به عنوان نقاط عطف در تاريخ تمدن جهان مطرح مي نمايد.
براي دريافت اطلاعات بيشتر به نشاني هاي زير مراجعه کنيد
http://www.humanhabitation.org/
YouthArtCompetition.html
http://www.unhabitat.org/categories.asp?catid=588
http://www.unhabitat.org/content.asp?typeid=19&catid=588&cid=6885
http://www.wmin.ac.uk/sabe/page-174
۱۳۸۸ مرداد ۱, پنجشنبه
۱۳۸۸ تیر ۳۱, چهارشنبه
فراخوان طراحی بروشور راکپورت
فراخوان بهترین طراحی بروشور 11 از سوی انتشارات راکپورت منتشر شد.
بروشورهایی که منتشر میشوند!رویکرد مترقی و مساعد طراحی بروشور میتواند از یک واقعه، خدمات یا یک محصول یک برنده بسازد. انتشارات راکپورت علاقهمند است تا از روشهای طراحی گرافیک موفق شما در کتاب آینده خود یعنی بهترین طراحی بروشور 11 تقدیر و تجلیل به عمل آورد. لطفا خلاقانهترین نمونه های طراحی گرافیک خود را در زمینه طراحی بروشور، جزوه تبلیغاتی، گزارشات سالیانه شرکتی و کتابچه محصولات، برای ما جهت شرکت در این رقابت، تا قبل از اول سپتامبر 2009 ارسال نمایید. کارهای برنده در رقابت بهترین طراحی بروشور 11 به طور ویژهای در یک کتاب جلد سخت 224 صفحهای، تمام رنگی (279 x 229 میلیمتر) و با طراحی ویژهای به چاپ خواهند رسید.با طرح این برنامه برای انتشار در پاییز 2010، این انتشارات بروشورهای کارخانههای پیشتاز و همچنین بروشورهای خدماتی را که برای مشتریان کوچک و بزرگ طراحی شده است، ارائه خواهد کرد.
درمورد اسپانسر:انتشارات راکپورت خود را وقف کتابهای حرفهای برای متخصصان طراحی کرده است. برنامههای انتشاراتی ما شامل طراحی گرافیک، طراحی داخلی، صنایع، معماری، طراحی تولیدات و منابع عمومی است. توزیع جهانی کتاب توسط ما این موقعیت را برای طراحان فراهم میآورد تا کارهای خودشان را در یک جلسه بین المللی به نمایش بگذارند. لطفا از وب سایت ما با نشانی www.rockpub.com بازدید فرمایید.
چه شرایطی برای شرکت مورد نیاز است؟هر بروشوری که در دو سال اخیر خلق شده باشد، صلاحیت شرکت در این رقابت را داراست. طراحیهایی که در کتابهای دیگر انتشارات راکپورت منتشر شده است، صلاحیت شرکت در این رقابت را ندارند. شرکت در این رقابت به صورت رایگان است و دستمزدی دریافت نمیشود و به این خاطر ما نمیتوانیم به کسانی که آثارشان برای این رقابت انتخاب میشود نسخه رایگانی از این کتاب در نظر بگیریم، اما در هر صورت ما تخفیف ویژه 50 درصدی برای آنان جهت خرید این کتاب در نظر گرفتهایم.
چه چیزی باید ارسال شود؟لطفا یک نسخه الکترونیکی از آثار مورد نظر خود را با کیفیت چاپی (راهنماییهای پایین را مشاهده کنید) و آثار واقعی خود را (حد اقل دو نمونه) برای ما ارسال نمایید. لطفا آثار مورد نظر خود را با دقت فراوان و بدون قاب و گیره، بسته بندی کنید. هیچ یک از اقلام پستی بازگردانده نخواهد شد. حق شرکت و دستمزدی برای این رقابت دریافت نمیشود و شما میتوانید به هر تعداد که مایلید کارهایتان را برای ما ارسال نمایید، اما بایستی برای هر مورد شرکت داده شده یک فرم مجزا پر کنید. اطلاعاتی که شما همراه فایل ارسال میکنید به صورت یک عنوان و زیرنویس به همراه فایلی که باید انتخاب شود ضمیمه میگردد، پس تا آنجا که ممکن است کامل و به صورت خوانا بنویسید و تمام املای آن را دوباره چک کنید. فرمهای معیوب و ناخوانا از رقابت محروم خواهند شد.
آخرین مهلت ارسال آثار:آخرین مهلت ارسال آثار اول سپتامبر 2009 است. به محض چاپ شدن، طراحانی که آثارشان برای کتاب انتخاب شده است، آگاه خواهند شد و از تخفیف 50 درصدی برای دریافت نامحدود نسخههای این کتاب برخوردار خواهند شد.
راهنمای الکترونیکی آثار ارسالی:شما باید همراه فایل دیجیتال خود لیبل رنگی آن را نیز ارسال نمایید. لطفا موارد مورد نیاز زیر را رعایت کنید:اندازه و فرمت: یک کپی از فایل مورد نظر خود را بر روی سی دی (نه نسخه ی اصلی ) بلکه با معیارهای که در زیر آمده است ارائه نمایید: ریزولیشن: dpi 300 حد اقل اندازه: 5x4 اینچ (ترجیجا 12x 9 اینچ)فرمت: تنها فرمتهای TIFF،EPS ، JPEG و سیستم رنگی CMYK استفاده شود RGB نباشد. فایلهای PDF و برنامههای پیج میکر و کوارک قابل قبول نیست.انتشارات راکپورت نمیتواند پاسخگوی تغییرات و اصلاحات رنگی فایلهای دیجیتال باشد.فونت: در فایلهای وکتور (Vector) اگر در فایلهایتان فونت وجود دارد، فونتهای خود را به outline تبدیل کنید.برچسب دیسکت: لطفا فهرستی از محتوای داخلی دیسکت خود را چاپ و تمام دیسکتهای خود را با اطلاعات زیر برچسب بزنید: نام فایل یا فایلها (لطفا از 8 کاراکتر یا کمتر استفاده کنید)فرمت فایل (TIFF،EPS )حجم فایل به مگابایت اندازه اثر (به اینچ یا سانتیمتر)یک پرینت لیزری رنگی از هر تصویر که شامل اطلاعات لیبل دیسکت که در بالا ذکر شده است باید برای تمام موارد الکترونیکی تدارک دیده شود. این مساله اهمیت فراوانی دارد.
نحوه ارسال:تمام وسایل و دیسکتها را به خوبی بسته بندی کنید. لطفا مرسولات خودتان را از طریق شرکت Fed Ex یا دیگر شرکتهای پستی که مطمئن هستید، بسته شما را به موقع و در زمان تایین شده تحویل خواهند داد، ارسال نمایید.
نشانی:The Best of Brochure Design 11Chen Design Associates649 Front Street FL.3, San Francisco, CA 94111-1972TEL: 415.896.5338 / E-MAIL:
منبع و داونلود فایل PDF و فرم شرکت در این فراخوان:http://www.rockpub.com/cfe/Broch11_CFE_low.pdf
(مترجم: صالح زنگانه)
بروشورهایی که منتشر میشوند!رویکرد مترقی و مساعد طراحی بروشور میتواند از یک واقعه، خدمات یا یک محصول یک برنده بسازد. انتشارات راکپورت علاقهمند است تا از روشهای طراحی گرافیک موفق شما در کتاب آینده خود یعنی بهترین طراحی بروشور 11 تقدیر و تجلیل به عمل آورد. لطفا خلاقانهترین نمونه های طراحی گرافیک خود را در زمینه طراحی بروشور، جزوه تبلیغاتی، گزارشات سالیانه شرکتی و کتابچه محصولات، برای ما جهت شرکت در این رقابت، تا قبل از اول سپتامبر 2009 ارسال نمایید. کارهای برنده در رقابت بهترین طراحی بروشور 11 به طور ویژهای در یک کتاب جلد سخت 224 صفحهای، تمام رنگی (279 x 229 میلیمتر) و با طراحی ویژهای به چاپ خواهند رسید.با طرح این برنامه برای انتشار در پاییز 2010، این انتشارات بروشورهای کارخانههای پیشتاز و همچنین بروشورهای خدماتی را که برای مشتریان کوچک و بزرگ طراحی شده است، ارائه خواهد کرد.
درمورد اسپانسر:انتشارات راکپورت خود را وقف کتابهای حرفهای برای متخصصان طراحی کرده است. برنامههای انتشاراتی ما شامل طراحی گرافیک، طراحی داخلی، صنایع، معماری، طراحی تولیدات و منابع عمومی است. توزیع جهانی کتاب توسط ما این موقعیت را برای طراحان فراهم میآورد تا کارهای خودشان را در یک جلسه بین المللی به نمایش بگذارند. لطفا از وب سایت ما با نشانی www.rockpub.com بازدید فرمایید.
چه شرایطی برای شرکت مورد نیاز است؟هر بروشوری که در دو سال اخیر خلق شده باشد، صلاحیت شرکت در این رقابت را داراست. طراحیهایی که در کتابهای دیگر انتشارات راکپورت منتشر شده است، صلاحیت شرکت در این رقابت را ندارند. شرکت در این رقابت به صورت رایگان است و دستمزدی دریافت نمیشود و به این خاطر ما نمیتوانیم به کسانی که آثارشان برای این رقابت انتخاب میشود نسخه رایگانی از این کتاب در نظر بگیریم، اما در هر صورت ما تخفیف ویژه 50 درصدی برای آنان جهت خرید این کتاب در نظر گرفتهایم.
چه چیزی باید ارسال شود؟لطفا یک نسخه الکترونیکی از آثار مورد نظر خود را با کیفیت چاپی (راهنماییهای پایین را مشاهده کنید) و آثار واقعی خود را (حد اقل دو نمونه) برای ما ارسال نمایید. لطفا آثار مورد نظر خود را با دقت فراوان و بدون قاب و گیره، بسته بندی کنید. هیچ یک از اقلام پستی بازگردانده نخواهد شد. حق شرکت و دستمزدی برای این رقابت دریافت نمیشود و شما میتوانید به هر تعداد که مایلید کارهایتان را برای ما ارسال نمایید، اما بایستی برای هر مورد شرکت داده شده یک فرم مجزا پر کنید. اطلاعاتی که شما همراه فایل ارسال میکنید به صورت یک عنوان و زیرنویس به همراه فایلی که باید انتخاب شود ضمیمه میگردد، پس تا آنجا که ممکن است کامل و به صورت خوانا بنویسید و تمام املای آن را دوباره چک کنید. فرمهای معیوب و ناخوانا از رقابت محروم خواهند شد.
آخرین مهلت ارسال آثار:آخرین مهلت ارسال آثار اول سپتامبر 2009 است. به محض چاپ شدن، طراحانی که آثارشان برای کتاب انتخاب شده است، آگاه خواهند شد و از تخفیف 50 درصدی برای دریافت نامحدود نسخههای این کتاب برخوردار خواهند شد.
راهنمای الکترونیکی آثار ارسالی:شما باید همراه فایل دیجیتال خود لیبل رنگی آن را نیز ارسال نمایید. لطفا موارد مورد نیاز زیر را رعایت کنید:اندازه و فرمت: یک کپی از فایل مورد نظر خود را بر روی سی دی (نه نسخه ی اصلی ) بلکه با معیارهای که در زیر آمده است ارائه نمایید: ریزولیشن: dpi 300 حد اقل اندازه: 5x4 اینچ (ترجیجا 12x 9 اینچ)فرمت: تنها فرمتهای TIFF،EPS ، JPEG و سیستم رنگی CMYK استفاده شود RGB نباشد. فایلهای PDF و برنامههای پیج میکر و کوارک قابل قبول نیست.انتشارات راکپورت نمیتواند پاسخگوی تغییرات و اصلاحات رنگی فایلهای دیجیتال باشد.فونت: در فایلهای وکتور (Vector) اگر در فایلهایتان فونت وجود دارد، فونتهای خود را به outline تبدیل کنید.برچسب دیسکت: لطفا فهرستی از محتوای داخلی دیسکت خود را چاپ و تمام دیسکتهای خود را با اطلاعات زیر برچسب بزنید: نام فایل یا فایلها (لطفا از 8 کاراکتر یا کمتر استفاده کنید)فرمت فایل (TIFF،EPS )حجم فایل به مگابایت اندازه اثر (به اینچ یا سانتیمتر)یک پرینت لیزری رنگی از هر تصویر که شامل اطلاعات لیبل دیسکت که در بالا ذکر شده است باید برای تمام موارد الکترونیکی تدارک دیده شود. این مساله اهمیت فراوانی دارد.
نحوه ارسال:تمام وسایل و دیسکتها را به خوبی بسته بندی کنید. لطفا مرسولات خودتان را از طریق شرکت Fed Ex یا دیگر شرکتهای پستی که مطمئن هستید، بسته شما را به موقع و در زمان تایین شده تحویل خواهند داد، ارسال نمایید.
نشانی:The Best of Brochure Design 11Chen Design Associates649 Front Street FL.3, San Francisco, CA 94111-1972TEL: 415.896.5338 / E-MAIL:
منبع و داونلود فایل PDF و فرم شرکت در این فراخوان:http://www.rockpub.com/cfe/Broch11_CFE_low.pdf
(مترجم: صالح زنگانه)
۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه
فراخوان چهارمین مسابقه بین المللی تصویرگری Barreiro پرتغال
فراخوان چهارمین مسابقه بین المللی تصویرگری کتاب کودک پرتغال (Barreiro) منتشر شد. براساس خبر منتشر شده در وبلاگ تصویرگری، این مسابقه به منظور جمعآوری آثار تصویرگران، مبتکران، ناشران و کسانی که در زمینه کارهای کودکان فعالیت دارند، هر دو سال یک بار برگزار میشود و علاقهمندان تا 28 مهر فرصت دارند در این مسابقه شرکت کنند. سایر شرایط و مقررات را از اینجا بخوانید: اینجا
فراخوان المپیاد طراحی سئول 2009
المپیاد طراحی سئول 2009 از نهم تا بیست نهم اکتبر در سئول برگزار میشود. براساس اعلام سایت ایکوگرادا، المپیاد طراحی سئول 2009 (SDO09) فستیوال طراحی جهانی است که توسط شهر سئول کره جنوبی و برای ترفیع و ترویج سئول به عنوان یک مرکز طراحی جهانی سازماندهی شده است. اکنون با طرح مقدمهای برای معرفی سئول 2010 به عنوان یک مرکز جهانی طراحی، این رقابت در دومین سال خود با موضوع اصلی من- طراحی برگزار می شد. کنفرانس طراحی سئول این کنفرانس نشستی است بین المللی شامل بررسی طراحی و تبادلات آن. جایی که طراحان، مدرسان، کارگزاران و انجمنهای مربوطه از سراسر جهان میتوانند برای مباحثه در زمینه حال و آینده طراحی گرد هم آیند. این کنفرانس با موضوع ترکیب و تطبیق به کشف گزینههای جدید میپردازد که آینده طراحی را از طریق از بین بردن مرزهای بین قوانین و مقررات رقم میزند و همچنین در پی اتحاد و پیوستگی بین طراحی و دیگر محیط هاست، شامل: طراحی به عنوان وسیلهای برای غلبه بر رکود / آینده شهر و طراحی / طراحی سبز و آموزش طراحی. این رویداد با سخنرانی شهردار سئول، سخنرانی افتتاحیه، سخنرانی همایش و مناظره میزگرد همراه خواهد بود. رقابت طراحی سئول بنیاد طراحی سئول هم اکنون همگان را برای شرکت در رقابت طراحی سئول تحت موضوع ترکیب و تطبیق فرا میخواند. جزئیات و نمونههای مختصری از این موضوع را در متن پایین خواهید یافت. موضوع این رقابت ترکیب و تطبیق درباره ترکیب عناصر، شکستن موانع، جاری شدن به سوی یکدیگر و تغییر تدریجی به سوی وحدت و یکپارچگی است. الگوهای قدیمی تقسیم بندی و طراحی مرزها و محدودهها به تنهایی قادر به انتقال ما به آیندهای قابل تحمل و مناسب نخواهند بود. به این خاطر رقابت طراحی سئول به موضوع ترکیب و تطبیق پرداخته و هیچ گونه محدودیتی در بخش بندی موضوعات به کار نبسته است. وقتی این بحث وارد طراحی می شود ترکیب و تطبیق به معنای نوعی روش شناسی برای تصور و خلق پیشامدهای جدید زندگی است. کلمه روش شناسی methodology به طور تحت اللفظی به مجموعهای از روشها و اصول برمیگردد که به طور مؤثری مورد استفاده برای انجام فعالیت ویژهای بوده است. رقابت طراحی سئول انتظار دارد که با ابتکارات و طراحی خلاقانهای مواجه شود که شکل دهنده ارزشهای کلیدی آینده است، مانند صلاحیت و همیاری. کلمات کلیدی، کربن پایین، همیاری، انرژی طبیعی در جهت هدایت این ایده در ذهن پیشنهاد میشوند. ایدههای ابتکاری شما برای ساختن آیندهای قابل تحمل و مناسب برای ما خوشایند و پذیرفتنی است. نمونههایی برای این موضوع ترکیب: جاری شدن به سوی یکدیگر، مثل زیاد و کم، آهسته و سریع، شرق و غرب، گذشته و حال. تطبیق: وحدت دانش، مثل پزشکی شرقی و غربی، کلمبوس و بیل گیتس، لئوناردو داوینچی و نظریه تکامل تدریجی داروین. آمیختگی: ترکیب عناصر متفاوت به یک شکل واحد، مثل غذا و تکنولوژی، غذا و لباس. برندگان رقابت طراحی سئول در 29 اکتبر در جریان جشن اختتامیه المپیاد طراحی سئول اعلام خواهند شد. نمایشگاه طراحی سئول: 9 تا 29 اکتبر استودیوی المپیک جامسیل و حومه، قسمت مرکزی شهر سئول (این مجموعه شامل نمایشگاههای طراحی بیشماری خواهد بود که به نوعی پیش بینی چشم اندازهای طراحی جهانی است) استودیوی المپیک جامسیل و حومه، قسمت مرکزی شهر سئول (شامل جشن افتتاحیه و اختتامیه المپیاد طراحی سئول و وقایع بیشمار دیگری که برای این فستیوال پیشبینی شده است) یادآور میشود شرکت در این رقابت برای همگان آزاد و رایگان است. وب سایت و دانلود کامل مشخصات و اندازه کارها: http://sdo.seoul.go.kr لطفا برای اطلاعات بیشتر به این موارد رجوع فرمایید: Seoul Design Foundation, Seoul Metropolitan Government 9th floor MIES bldg, 21-1 Seosomundong junggu Seoul 100-813 South Korea T: +82 2 3705 0014 F: +82 2 3705 0085 W: http://seouldesign.or.kr ترجمه از صالح زنگانه Rangmagazine
فراخوان سومین نمایشگاه بین المللی پوستر پرو
فراخوان سومین نمایشگاه بین المللی پوستر پرو با موضوع صلح در یک فضای چند فرهنگی منتشر شد. دپارتمان هنر و طراحی دانشگاه سن ایگانسیو دی لویولا شهر لیما در پرو مفتخر است از شما برای شرکت در سومین نمایشگاه بین المللی پوستر در صلح در یک فضای چند فرهنگی دعوت به عمل آورد. در این زمان به دنبال مهاجرت، قسمتی از زمین به افرادی از مکانهای مختلف و فرهنگهای مشخص وجود ندارد. بنابراین این نمایشگاه، نقطه نظرات متفاوت دانشجویان و طراحان حرفهای را برای نشان دادن اینکه چطور ما میتوانیم در صلح با افراد متفاوت مانند خانهمان، همسایگانمان، شهر و کشورمان زندگی کنیم، ارائه میشود. در حقیقت مکانهای بسیاری از جنگ، تبعیض، ستیزها و تعارضها رنج میبرند که نتیجه نداشتن دانش و تمرین لغتی مانند تحمل، انعطاف، چند فرهنگی و احترام میباشد که میتواند به ما در پیدا کردن پاسخ به زندگی در صلح کمک کند. آثار ارسالی باید در ابعاد100 در 70 ، تکنیک آزاد، 300 dpi – RGB و Jpeg باشد. آثار باید از طریق ایمیل به نشانی cartelperuano@gmail.com ارسال گردد. آخرین فرصت ارسال آثار 4 آگوست 2009 است. کمیته انتخاب آثار از بین آثار ارسالی اثری را که بهترین مفهوم مرتبط با موضوع را رائه دهد، انتخاب میکند. به شرکتکنندگانی که آثارشان در نمایشگاه شرکت داده خواهد شد، از سوی دانشگاه سن ایگانسیو دی لویولا گواهی شرکت در نمایشگاه تعلق میگیرد. نمایشگاه در تاریخ 10 سپتامبر در شهر لیما پایتخت کشور پرو برگزار خواهد شد. دانشگاه سن ایگانسیو دی لویولا میتواند از پوسترهای ارسال شده را برای تبلیغات و نشریات نمایشگاه استفاده کند. در صورت وجود هر گونه سوال در ارتباط با نمایشگاه با رافائل ویوانکو دبیر نمایشگاه تماس بگیرید:rvivanco@usil.edu.pe دوستان عزیز در صورت کسب اطلاعات بیشتر و کامل تر در پست های بعدی حتما این پیام را ویرایش خواهم کرد.
كانسِپچوآل هنري ميداني است نه مفهومي
گفت وگوی زیر با استاد مرحوم مرتضی ممیز ( وفات : 1376 ) میباشد این گفت وگو توسط حسن ملکی در زمانی که آقای ممیز در قید حیات بودند انجام پذیرفته است نمايشگاه هنر مفهومي (Conceptual Art) مدتي است در موزه هنرهاي معاصر برپاست و توجه بسياري نيز از سوي جوانان وعلاقمندان كشور برانگيخته است اين نمايشگاه از هنر جنبه يي كه به آن بنگريم مهم است. چه به لحاظ راه دادن به تجربه هاي نو و چه نشان دادن اهميت آزادي در خلاقيت هنري. با استاد مرتضي مميز كه اثري نيز در اين نمايشگاه دارد گفت وگويي شده است كه مي خوانيد: * آقاي مميز، كانسپچوآل آرت از ديدگاه شما چه تعريفي مي تواند داشته باشد؟ و آيا «هنر مفهومي» ترجمه يي گويا براي اين اصطلاح است؟ ** هر تعريفي براي واضح تر شدن يك موضوع مشخص و روشن باز هم مشكل است، مثل اين كه من از شما بخواهم تعريف كنيد: هواي سرد چيست؟ شما هر چه بگوييد باز يك تعريف جامعي نكرده ايد. درباره ي كانسپچوآل آرت بهتر است اين گونه بگوييم چيزي كه بسيار بسيار براي من جذاب بوده، اين است كه اين هنر نگاه بسيار تيزتري، روشن تري و بازتري نسبت به محيط زندگي و جامعه دارد، يعني اين هنر به همه مان امكان مي دهد دوباره با دقت و تفكر ويژه يي به اطراف، به زندگي و به خود نگاه كنيم. كلمه ي فارسي يا عربي «مفهوم» از لحاظ ديكسيونري خيلي درست است، ولي بهتر است اسمي را كه روي جرياني خاص گذاشته همانگونه تكرار كنيم. در همه جاي دنيا، به اين جريان هنري «كانسپچوآل» مي گويند. حال با تلفظ هاي گوناگون. اين لغت در واقع اسم واقعي اين سبك و ويژگي اين هنر است. بنابراين من با «هنر مفهومي» موافق نيستم. * سالها پيش (قبل از انقلاب) در نمايشگاهي، شما چاقوهايي را از سقف آويختيد و چندتايي را هم در گلدان ها كاشتيد، آيا آن كار، در آن زمان مي تواند كانسپچوآل تلقي شود؟ البته اين كار در نمايشگاه اخير هنر مفهومي موزه با شكلي تازه دوباره اجرا شده است؟ ** دقيقاً تمام نمايشگاههاي «گروه آزاد» نمايشگاه كانسپچوآل بود. * اشاره يي به فعاليت «گروه آزاد» در زمينه ي كانسپچوآل آرت كرديد. ممكن است از آن روزها بيشتر بگوييد؟ ** نخستين گروهي كه به كانسپچوآل آرت پرداخت «گروه آزاد هنرمندان ايران» بود. در سال ۵۳ نخستين نمايشگاهمان را در محلي كه اكنون «نمايشگاههاي بين المللي» برگزار مي شود، برپا كرديم. * از سال ۵۳ به بعد چرا تجربياتي در زمينه ي كانسپچوآل آرت به شكل رسمي و وسيع صورت نگرفته است؟ ** اين ديگر برمي گردد به سازمانهايي كه مي بايستي باني اين ماجراها باشند، اما گروههاي ديگري بطور محدود، دست به چنين تجربياتي زدند، مثل جواناني كه در يك خانه ي شخصي كارهايي را ارايه كردند، يا نمايشگاهي كه اخيراً در گالري برگ برپا شد و حالا نمايشگاه فعلي نخستين اقدامي است كه از سوي يك نهاد دولتي به شكل رسمي صورت پذيرفته. اقدام موزه ي هنرهاي معاصر نشانه ي به رسميت شناختن اين جنبش هنري در ايران است. * كارهايي كه در زمينه ي كانسپچوآل آرت در ايران به نمايش درآمده است، چقدر منطبق با فضاي فرهنگي ما بوده يا مي باشد و از چه الگوهايي استفاده شده است؟ ** به نظر من بحث كردن در اين زمينه مسأله ي مهمي نيست. به دليل اين كه برخورد و آگاهي از اين جنبش هنري بستگي به هنرمندان ما دارد كه چقدر نسبت به اين جنبش احساس هماهنگي و همراهي مي كنند و چقدر از عناصر فرهنگي خودي بهره مي گيرند. در يكي از نمايشگاهها، هنرمندي با كارهاي آينه كاري حضور داشت كه به نوعي از فرهنگ خودي بهره برده بود، اما چاقوهاي من مي تواند همان قدر ايراني باشد كه همان قدر همه جايي. * بنا به تعريف كانسپچوآل آرت، بيننده مي بايد با انديشه و تفكر هنرمند ارتباط برقرار كند، به ديگر سخن بيننده بايد تفسير خود را داشته باشد، مثل اين كه خواننده هاي شعر حافظ هر يك برداشت و تفسير خود را دارند. با اين مقدمه مي خواهم بگويم درباره ي «چاقو»هاي شما، در مطلبي پرويز كلانتري تفسيري صرفاًسياسي كرده بود. آيا شما با هر تفسيري از سوي بيننده موافقيد؟ ** شما هر حرفي بزنيد و يا هر عملي كه بكنيد انعكاسش براي افراد مختلف گوناگون است. اين انعكاس ها يا به قول شما تفسيرها گاه مي تواند با ايده ي هنرمند همراه باشد و يا برعكس. در حقيقت «چاقو»هاي من ايده يي فلسفي داشت كه من از سخن خواجه عبدالله انصاري گرفته بودم، او گفته است: «زندگي آزمايش است نه آسايش» گفته ي خواجه عبدالله انصاري سبب شد وسعت ديد من به خيلي از قضايا تغيير كند، دقيق تر و حساس تر شود. من متوجه شدم كه خواجه عبدالله انصاري چه جوري مسأله ي زندگي را كه در آن گذر مي كنيم ديده و حل كرده است. در اينجا، در اين زندگي قرار نيست همه اش احساس خوشي و يا راحتي مطلق كنيم، بلكه زندگي يك تلاش است، درواقع جنگيدني براي بقاي انسان. كار من نمايش گذر انسان در زندگي است، يعني چه جور از زير اين چاقوها رد شويم و با چه روحيه و با چه احساسي. به هر حال فضاي سياسي و خفقان قبل از انقلاب اين امكان را به پرويز كلانتري داده است كه برداشتي سياسي كند. * آيا اينستاليشن زيرمجموعه ي كانسپچوآل آرت است، يا جرياني مستقل؟ ** واقعاً نمي توان گفت جرياني مستقل محسوب مي شود، وقتي «ايسم» جديدي مي آيد، درواقع انشعاب و جهت گيري تازه يي است از يك ديد قبلي و اين جهت گيري ديگر، هم راستا با آن جهت گيري قبلي نيست. * … ولي ممكن است مرز مشترك هايي داشته باشند؟ ** ممكن است از آن جريان قبلي زاييده شده باشد و به مرور مرزهاي مشتركشان از يكديگر جدا شده باشد، در نهايت مي توان همه ي اين ها را «هنر ميداني» ناميد. البته «هنر ميداني» را من همين حالا از سوي خودم گفته ام و مي توان اسم گذاري عمومي تري كرد، گرچه اسم ها چندان اهميت خاصي هم ندارند. * آيا اثر كانسپچوآل در يك محيط بسته مي تواند خودش را نشان بدهد؟ به قول يكي از نقاشان كه با نمايشگاه در محيط بسته مخالف است، چرا اين نمايشگاه مثلاً در روي سي وسه پل اصفهان برگزار نمي شود؟ ** محيط بسته و محيط باز هر كدام مزاياي خود را دارند. وقتي مي آييد روي سي وسه پل چنين نمايشگاهي مي گذاريد، خود سي وسه پل به صورت يك اثر حضور پيدا مي كند و ديگر فضا و ميدان نمايشگاه نيست، حتي اگر اطراف پل را هم با خاك يكسان كنند و ميداني وسيع براي نمايش آثار مختلف فراهم سازند باز هم آن ميدان خود يك اثر است. حال آن كه فضاي موزه با و جود اين كه سالن هايش مي تواند تبديل به فضاهاي كانسپچوآل شود، بيشتر براي نمايش آثاري است كه بيننده فقط به خود اثر توجه كند. استقلال آثار در موزه بيشتر حفظ مي شود، درحالي كه در يك فضاي باز ممكن است اثر با فضا مخلوط شود. كانسپچوآل را هنر ميداني مي دانند اما موزه براي حفظ استقلال آثار مناسبتر است.
درباره اكسپرسيونيسم انتزاعي
ميراث ويرانگر رمانتيكها، همچنان در ميان ماست Jim Dine, Blach Saw, 1961,oil Collaqe on canvas هارولد روزنبرگ، از نظريه پردازان برجسته هنرهاي تجسمي در ايالات متحده امريكاست. او درباره اكسپرسيونيسم انتزاعي مباحث متعددي را گشوده كه به شناخت تئوريك، در اين باب، غنايي چشمگير افزوده است. او طي مجموعه مقالاتي ويژگيهاي اين مكتب امريكايي نقاشي در نيمه دوم قرن بيستم را به چالش كشيده و گوشه هاي آن را بازنمايي كرده است. مطلب زير در واقع بخشي از مقاله مهمي است كه روزنبرگ درباره اكسپرسيونيسم انتزاعي نگاشته كه به نظر شما مي رسد. تعالي به واسطه ماهيت غيرعقلاني و برخورد احساساتي ، همانطور كه درمحدوده طبيعت ظهور دارد مي تواند در محدوده هنر نيز مقامي يابد. يكي از نمونه هاي بارز آن درحقيقت نقاشي مناظر پرابهت بوده است . به عنوان نمونه عظمت Gordalescar را مي توان خلقت عجيب طبيعي و جايي كه هدف خيلي از توريستهاي رومانتيست است ، ناميد. دوباره خلق كردن منظره بر روي بوم در بين سالهاي ۱۸۱۵ـ ۱۸۱۱ توسط نقاش انگليسي جيمزوارد با عنوان gordale scar به اين منظور بوده كه بيننده را در برابر عظمت متعالي دچار شوك گرداند. مي توان به خوبي اين اثر را اثري نامتوازن دربين نقاشي ها فرض كرد تا زماني كه كاري چون (Clyfford still - 1957) خلق شد. به گفته ادموند بورك، كه نظريات بنيادين وي درباره زيبايي و تعالي (۱۷۵۷) بيشترين تأثيرگذاري را بر تجزيه و تحليل و درك اينگونه احساسات گذاشت: «عظمت ابعاد دليل محكمي براي الوهيت است ». درحقيقت در هردومورد وارد (Ward) و استيل (Stills) بيننده را در برابر آنچه درمقابل ديدگانش قرار مي دهند وادار به واكنشي عجيب و توأم با حس بزرگي مي كنند. (ابعاد بوم وارد inch ۱۶۶*۱۳۱ وبوم استيل inch ۱۵۹*۱۳۱ بوده اند). نفس بيننده درمقابل آن بند آمده وچون سقوطي، در عمقي بي انتها پرت شده و بعد فقط مي تواند چون «مور» روبه بالا كرده، دربرابر آنچه از حس قداست خداست، مبهوت بنگرد. با اينكه ابعاد گيج كننده اين نقاشي ها براي اينكه عادتهاي قديمي و سنتي ديدن و شنيدن را در بيننده به هم بريزد به تنهايي كافي نيستند، هردوي آنها براين ساختار حيرت انگيز اصرار داشتند. دراثر «وارد » دژها و قلعه ها آنقدر عجيب و بزرگ شده اند كه حيواناتي چون آهو و گاونر در برابر آنها چون افراد كوچك جلوه مي كنند. هيچكدام از قوانين بشري و يا زيباييهاي ساخته ذهن بشر را نمي توان دربيان فرمهاي خدايي به كار برد ، ماجراجويي آنها و فرمهاي تاريك جايي درخارج از حوزه قوانين زيبايي شناسي قرار مي گيرد. دراثر استيل آن صخره ها به فرمهاي مجازي و غيرواقعي تبديل شده اند اما تأثيرات آن اساساً يكي است. ما از مقابل چنين تصويري خيلي به سرعت مي گذريم، درست مثل بيننده يي كه به اعماق زمين سفر كرده باشد، يكباره ديواري از صخره سياه شكاف خورده مي بيند كه به اين بهانه روزنه نوري از خود عبور دهد. نقاشي هاي استيل كمتر از غار و آبشار «وارد» نيست. به نظر مي آيد كه نقاشي هايش محصول قرنها تحول است، مثل سطوح ريزشي كوه و به نوعي ادامه اين مراحل طبيعي را وعده مي كند و براي انسان همانقدر غيرقابل تصور است كه اقيانوسهاي بزرگ، زمين ، آسمان و… كانت در كتاب نقد سنجش (۱۷۹۰) چنين مي گويد: «زيبا در طبيعت با فرم موضوع كه محدوديت دارد مرتبط است. تعالي درموضوع بدون شكل يافت مي شود تا آنجا كه بي حدي در درون آن يا گاهي از آن مشخص باشد». درحقيقت يك چنين برخورد نفسگيري دريك بي حد ومرزي كه درآن ما نيز به همان اندازه تكامل و قدرتمندي را تجربه مي كنيم هدفي است كه دايماً نقاشان رمانتيك متعالي را به گروهي از نقاشان امريكايي ربط مي دهد كه در جست وجوي چيزي اند كه بتوان آن را «انتزاع متعالي » ناميد. در چارچوب دونقاشي توسط دونقاش بزرگ رمانتيك Monk by the sea، اثر كسپر داويد فردريك ونقاشي Evining star پرتگاههاي خشن و ناهموار و شكافهاي موجود را با پديده يي چون نور و فرمهاي حسي و خلاء جايگزين كرده اند. روتكو همانند فردريك وترنر ما را بر حد فاصل آن بي نهايت هاي انتزاعي كه زيبايي شناسان والاگرا تفسير كرده اند قرار مي دهد. راهب كوچك در نقاشي فردريك و ماهيگير درنقاشي ترنر، مانند آن گوسفندان كوچك در كار «وارد » نشان داده شده اند. ماخودمان راهباني هستيم دربرابر دريا كه با حالتي شكاك دربرابر اين تصاوير خاموش و بي صداي بزرگ ايستاده ايم آنچنان كه محو تماشاي غروب خورشيد يا يك شب مهتابي شده باشيم. حالت اسرارآميز عناصر سه گانه هوا، آب ، خاك كه در آثار فردريك وترنر مشاهده مي شود به نظر مي آيد كه از يك سرچشمه نامريي مي درخشد، به نظر مي آيد كه انتهاي شناور و خسته از نور پوشيده درنقاب، درنقاشي روتكو، حضور پنهاني كامل و تنهايي را بيان مي كند كه ما فقط قادر به درك حس جامعي از آن هستيم. اين هيچ هاي درخشان ما را به آن سوي برهان «متعالي » سوق مي دهد. دراثر «توفان برف » اين بي نهايت ها ديناميك بوده نه استاتيك و خارق العاده ترين پديده هاي طبيعت به عنوان استعاره براي تجزيه اين انرژي كيهاني استفاده شده. بخار، باد، آب، برف و آتش وحشيانه گرد آثار حقير آدمي ـ چون شبحي از يك قايق ـ مي چرخند و شخص را توسط ريتم هاي حلقوي قبل از اينكه شعور به كار بيفتد ، درگرداب و تعالي مي مكند و اگر اين اثر ترنر قدرت بنيادين خلقت را مطرح مي كند كارهاي ديگر اين دوره اش حتي بيش از اين نيروهاي فناپذير را بيان مي دارند. «جان مارتين » هم عصر ترنر (۱۸۵۴ـ۱۷۷۹) زندگي پرجنجال خود را وقف دنبال كردن هنري كرد كه مجله ادينبورگ ريويو درباره آن چنين گفت: «حس حيرت درمقابل تعالي را چنان بيدار مي كند كه ذهن عاجز مي ماند» اثر خلقت امضاشده در۱۸۳۱ يكي از موضوعاتي است كه به تنهايي موردتوجه او بود كه در ذات خود متعالي است. درنقاشي هاي ترنر، آسمان، ابر، خورشيد، ماه و ستاره هاي درهم آميخته در بطن عمل چيزي كمتر از قدرت خدايي ندارند، دراين بيان توفنده از انرژي هاي ذوب شده، ما را بار ديگر در لبه مشوش هرج و مرج قرار مي دهد. اين لبه در زماني دوباره حس مي شود كه ما درمقابل تحرك دايمي جكسن پولاك قرار مي گيريم كه هزارتوهاي پيچشي اش با زماني پراز ابهام و مجاز آن ابر نيروي سرگردان و گيج (معلق ) را كه درآثار مارتين و ترنر بيان شده بود ، دوباره خلق مي كند. (۱۹۴۸) ما به سرعت درحركت مارپيچي خطوط همچون درياي ترنر غرق مي شويم. درهيچكدام ازاين دو موردنظر ما قادر به تشخيص جهت حركت نيست. دراين مرحله ، دوباره گنگي مطلب حالتي از تعالي را القا مي كند. دراينجا دقيقاً ابعاد انتخابي پولاك inch ۶۸* ۱۰۴ مكثي را در بيننده ايجاد مي كند ما تقريباً از لحاظ اندازه و ابعاد درميان اين خطوط پيچيده و بن بست كه داراي انرژي و حركتي گيج كننده اند گم مي شويم. پولاك غالباً محض اطمينان به خود اجازه مي دهد كه با لغات و كلماتي انتزاعي ، معاني يي انتزاعي را منتقل كند. اگرچه غالب عنوانها (مثل The Deep) (عمق ) ، Full fathom (بيشترين عمق ) ، Ocean Greyness (خاكستري دريا)، (Greyed Rainbow (رنگين كمان تيره ) اشاره بيشتري به طبيعت داشته باشد. باتمام اين وجود پولاك، اگرچه به خطوط منحني پيچ در پيچ متوسل مي شود و يا به وزش ملايم نسيم ها و بارانها (يعني اسامي آنها را استفاده مي كند) به گونه هاي مختلف مي خواهد آن حس متعالي را در ذهن بيدار كند. تصاويري كه او خلق مي كند، درست مثل آنچه از پشت ميكروسكوپ يا تلسكوپ پيدا مي شود ، ما را در برابر خود متحير ساخته و همه چيز و همه جا را در غالبي انتزاعي ، به بي وزني و جنبش وا مي دارد. چهارمين استاد «آبستره متعالي» بارنت نيومن است كه حقيقت متعالي را حتي در رمانتيك ترين صحنه ها جست وجو كرده و آن را به طبيعت متعالي ربط مي دهد. كارهاي نيومن درخلال دهه چهل كه مشابه با «استيل » و «رتكو» و «پولاك» بوده اند، چندان هم شاهكارهاي خارق العاده يي نبوده اند و دراين زمان، آثاري كه مي كشيد بيشتر جنبه ادبي داشتند تا عنصري از طبيعت ، بعد هرچه جلوتر مي آييم حس اينكه تمام دوربرخود را با افق مختلف پركند، بيشتر مي شود. حداقل بعضي از نقاشيهايش در دهه ،۱۹۵۰ به عنوان نقاشي آبستره به هدف اصلي خود يعني تعالي نزديك تر شده است. در وسعت اثر vir heroicus sublimis (inch ۱/۲*۱۱۴) نيومن ما را در برابر صحنه يي به هولناكي لحظه رعد وبرق قرار مي دهد و در آرامش خود به يك واحد عظيم قرمزرنگ (گرم) اشاره دارد ونيز تقسيم بندي ساختاري اش درحدود ۱۴۴ فوت مربع ، سادگي عميقي دارد. با وجود اين چنانچه توجه كنيم ، مي بينيم كه كارها نتايج پيچيده يي از ابزار و معاني يي متشابه به دست آورده اند. نيومن نيز همچون سه استاد ديگر، از به كارگيري اشكال متشابه وياحتي تاحدي واقع گرايانه جلوگيري مي كند و درست قبل از آنها ماجراهاي ساده و درعين حال هولناكي را كه تاكنون تجربه شده اند خلق مي كند. عنوانهايي كه او براي كارهايش استفاده كرده (Day one, Death of enclid, The begining, Pagan void Onemet ) اين موقعيت هاي متعالي را زير سؤال مي برد. درحقيقت مجموعه يي از بزرگترين كارها توسط نيومن، استيل ، روتكو، پولاك مي تواند بطور كامل وقايع بعد از جنگ جهاني دوم را بيان كرده و اسطوره هاي خلقت را درهم آميخته وبيان كنند. درخلال دوره رمانتيك ها، يافتن الوهيت در طبيعت به اين خاطر بوده كه قدوسيت را به اثبات برسانند. امروز اين چنين موضوعاتي فقط براي نقاشي كردن به كار مي رود. چيزي كه «چندمعبودي » به شمار مي آمد اكنون «نقاشي معبودي » به شمار مي آيد. بيش از اينها درباره اينكه چگونه اساتيد آبستره و متعالي ، كوبيسم و ساختار منطقي اش را درهم آميخته اند بحث شده است. با اين وجود نبايد اين تصور را داشت كه اين مسأله از جانب آبستره اكسپرسيونيست ها، به معناي ختم نياز به فرم هاي بصري است و از طرف ديگر دراين پيچيدگي هاي عصر اتم به نظر مي آيد كه يك نهضت رمانتيكي برپايه بي عقلي و وحشت، درست همانند ادبيات رمانتيك ، فضاهاي بي قيد وبي حدي را بيان مي كند. به هرحال درجست وجوي قهرمانانه به دنبال اسطوره هاي فردي براي جنسيت بخشيدن به نيروي الوهيت فوق طبيعت هنر استيل، روتكو، پولاك ، نيومن و … يك بار ديگر به ما متذكر مي شوند كه ميراث ويرانگر رمانيتك ها هنوز از بين نرفته است. نویسنده : هارولد روزنبرگ
مینیمالیسم و مدرنیسم متعالی
در دو دههی 1950 و 1960، چند گرايش مختلف، از جمله پاپ، مفهومباوری [Conceptualist] ، مينی ـ ماليسم، آرته پوورا، نئو ـ دادا، و كنش محوری [performance oreututed] ، هنجارهای رايج در جريان غالبِ مجسمهسازی را به چالش طلبيدند . من در اينجا بر مينی ماليسم و زمينهی نقادی حاكم بر آن متمركز میشوم، چرا كه از دلِ همين نحله است كه تاكنون عميقترين و ماندگارترين دلمشغوليِ انسان با برداشتهای پيشين از مجسمهسازی ظاهر شده است. آثار مينی ماليستی نسبت به ديگر اشكال هنر سه بعدی الزاماً واكنشهای شديدتر يا پيچيدهتری ايجاد نكردهاند، امّا به واقع ناقدان را برانگيختند تا اين سطح از واكنش را نيز لحاظ كنند. تركيب شاخص اشغال قابل توجه و پيچيدهی فضا با اشكال ناچيز و غير تصويری بيننده را در جايگاهی قرار داد كه در آن مفهوم اثر به مثابه حضور فيزيكی كه دريافتهای متغير و گوناگونی را باعث میشد اهميتی هم تراز شكل يا تصويری را يافت كه نشان میداد. ظاهر فهمی [literalism] و شیءوارگی [Objecthood] مقالهی «هنر و شیءوارگی» كه در سال 1967 توسط مايكل فرايد در آرت فورم به چاپ رسيد برجستهترين تحيليل مينی ماليسم است كه مسايل مربوط به اين بازانديشيِ هنر سه بعدی را به تفصيل بيان میكند و دلمشغولیهای مستتر در تحليلهای مينی ماليستی و ديگر تحليلهای وابسته به برداشتهای گذشته از مجسمههای مدرنيستی را به روشنی نشان میدهد. اين مقالهی بحثانگيز و پيچيده مدرنيستی را به روشنی نشان میدهد. اين مقالهی بحثانگيز و پيچيده عليه مينی ماليسم دو عامل كليدی را به شيوهای آشكار ساخت كه هيچ تغيير ديگری تا آن زمان چنين نكرده بود، و آن دو عامل عبارت بودند از تمركز و تأكيد ضدِ مدرنيستی جديد بر اثر هنری به مثابه شیء صرف و تأكيد تياتری جديد بر نمايش اثر و برخورد فيزيكی بيننده با آن. در دوراز مدت مسئلهی مهمتر برای مفهومی كردن مجدد مجسمهسازی عامل دوم بود كه فرايد تياتروارگی خوانده است. البته او ادعا نمیكرد كه مينی ماليستها تسليم افههای تياتری سهل و پيش پا افتاده ـ يعنی نمايش هدفِ بدون محتوا ـ شدهاند، گرچه در نقد خود به اين اشكال نيز اشارهای گذار كرده است. امّا نقد او بيشتر واكنشی بود به تغيير بزرگتری در فرهنگ هنری دورهی مورد نظرش، تغيير از تكوين و شكل درونيِ اثر هنری به واكنش مخاطب و فرايندهای مصرف. از نظر او، اصطلاح تياتروارگی همچنين بيانگر يكی ديگر از ويژگیهای برخورد مخاطب امروزی با هنر بود كه از زمان پا گرفتن نمايشگاههای عمومی در قرن هجدهم نظر ناقدان را به خود جلب كرده بود، اين مسئله كه اثر هنری وقتی برای عموم به نمايش در میآيد چگونه خود را ارائه میكند . در عين حال نقد فرايد به طور اخص واكنشی بود به نصب آثار در مكعبهای سفيد رنگ يا گالریهای انبار مانند كه در آنها اثر هنری بدون واسطهی قاب يا پايه به نمايش گذاشته میشد و به شكلی مستقيماً فيزيكی بر مخاطب اثر میگذاشت. آن چه در جدلهای اوليه در مورد آثار مينی ماليستی جديد بيش از همه خودنمايی میكرد تأكيد بر ظاهر فهمی در اين آثار بود . اين آثار به نگرانی شديدی دام زدند چرا كه به نظر میرسيد مسئلهی عرضهی شكل را به نقطهی بطلان ديدن و دريافت و بيان رساندهاند. اين آثار با عرضهی خود به مثابه اشيای فيزيكی صرف و نه بيشتر ظاهراً رديهای بودند بر آن پيچيدگی معروف كه هنر انتزاعی استقلال و اعتبار منحصر به فرد خود را از آن داشت. برای نشان دادن تلويحات گستردهتر اين نگرانیها به نوشتههای آدورنو در باب زيباشناسی رجوع خواهم كرد، چرا كه آثار او در برگيرندهی دركی عميق و از لحاظ سياسی خودآگاهانه از پيشرفتهايی در هنر اين دوره است كه تأكيد مدرنيستها بر استقلال را به چالش میطلبيدند. در عين حال كه مقالهی فرايد با عنوان «هنر و شیءوارگی» را نشانهی تغييراتی بزرگتر در درك قرن بيستم از مجسمهسازی يا هنر سه بعدی در نظر خواهم گرفت، بايد سياست هنر محلی را نيز كه در شكل دهی به استدلالهای او نقشی مهم داشت در خاطر داشت. نخستين عاملی كه او را به نوشتن مقالهاش تحريك كرد اين بود كه به نظر میرسيد مينی ماليستهايی چون جاد و موريس اصول دريافت او و گرينبرگ از هنر مدرنيستی را برداشته و به آنها شكل جديدی دادهاند كه تهديدی باشد برای جايگاه و مقام نقاشی آبسترهی مدرنيستی كه در آن زمان هر دو به آن علاقهمند بودند . اين جنگی محلی بود بر سرِ روح آوانگارد در دنيای هنر نيويورك كه با اين همه از لحاظ انگيزه و عمق چيزی كم نداشت. آيا نقاشی مدرنيستی به نقطهی پايان رسيده بود و آن طور كه ظاهراً مينی ماليستها ادعا میكردند تقليل جديِ ابزار نقاشی ديگر راهی به جايی نداشت، جايی كه فقط سطحی صاف در اختيار نقاش بود و نقاشی چيزی نبود جز شيیء صرف؟ آيا اكنون قدم منطقی رفتن به سوی فضای سه بعدی و كنار گذاشتن محدوديتهای فرمال و كهنهی نقاشی بود؟ عجيب آن كه خودِ گرينبرگ در مقالهای دربارهی «مجسمهسازی نو» كه در سال 1949 چاپ كرده بود و من بعد به آن اشاره خواهم كرد تا حدی از اين حركت خبر داده بود. مسئلهی ظاهرفهمی از اهميتی برخوردار بود كه از چارچوب بحثهای مربوط به مدرنيسم و مينی ماليسم در دنيای هنر نيويورك فراتر رفته بود. ظاهرفهمی در گسترهی وسيعی از فعاليتهای هنری و آوانگارد به مسئلهای تبديل شده بود، از «رمان نو»ی رُب گريه تا تكنيكهای تصنيف موسيقيِ جان كيج، شيوهی رقص مِرس كانينگهام و ايوون رينر، و مزيت دادنِ وقايع روزمره در جنبشهايی چون پاپ، «هنر واقعِ» اروپا و آرته پووِرا. فرايد به گرايشی به ظاهرفهمی حمله میكرد كه شيوعش او را بر آن داشته بود تا به دفاع از تعهد مدرنيسم به استقلال فرمال اثر هنری كه مورد تهديد واقع شده بود بپردازد. تحليل فرايد را بايد در بستر التزام خاص مدرنيسم به مجسمهسازی لحاظ كرد كه او از دست پروردگان آن بود ـ در واقع در بستر همان مفهوم مجسمهسازی مدرن كه گرين برگ ارايه كرده بود. به التزام مربوط به مجسمهسازی اشاره كردم، چون اين التزام تا حد زيادی در چارچوب دركِ مبتنی بر نقاشی از منطق فرمالِ هنر رعايت شده بود. گرين برگ در عين حال كه با قلمی شيوا دربارهی واقعيتهای مجسمهسازيِ مدرنيستی و مخصوصاً آن چنان كه ديدهايم آثار ديويد اسميت مینوشت، تعهدی نيز به نقاشی داشت كه در واقع در نقش موتور تعهدات زيباشناسانهی او در طول عمر حرفهايش به عنوان ناقد عمل میكرد. گرين برگ با صراحتی بيش از هر كس ديگر در آن دوره از بیقراری و شيفتگی فرماليستيِ طولانی مدتی سخن گفت نسبت به مجسمهسازی كه از فضا و عمق واقعی برخوردار بود و نمايش ظاهريِ عمق در نقاشی را دور میزد . با توجه به منطق تحليل گرين برگ بايد در خاطر داشت كه او احساس میكرد بايد نظريهای نظاممند دربارهی آن چه فكر میكرد میتواند از اين ضرورتهای فرمان مجسمهسازی واقعاً مدرنيستی باشد ارايه كند. او اين كار را به كمال و البته قدری توأم با ابهام در مقالهای با عنوان «مجسمهسازی نو» كرد كه در سال 1949 به چاپ رسيد. او در اين مقاله با اشاره به اين كه ممكن است اكنون نوعی مجسمهسازی نو و غير يكپارچه به هنر مدرنيستی پيشرو تبديل شود تقريباً ايدهی مينی ماليستی حركت از نقاشی به سوی هنر سه بعدی را پيشگويی كرد. با اين حال اين اشتياق گذرا نسبت به ايدهی مجسمهسازی مدرن خيلی زود فروكش كرد و از آن نسخهی اطلاحی از مقاله كه او در سال 1958 نوشت حذف شد . او در نسخهی اوليه مقاله بر اين عقيده بود كه عرصهی جديد بايد به روی مجسمهسازی باز شود، به دليل توان محدود نقاشی برای متحقق ساختن ضرورتهای «آن تجربهی سخت عينی و يكه و ساده نشدنی كه احساس ما در چارچوب آن به قطعيتی بنيادی میرسد» . پيشتر مجسمهسازی «رسانهای زياد خشك و برابر اصل » تلقی و از اين بابت ناقص شمرده میشد، چرا كه «نسبت به ديگر هنرها از آن چه تقليد میكرد فاصل هی كمتری داشت». امّا گرين برگ بر اين عقيده بود كه اين موقعيت ممكن است در شرف تغيير باشد: مجسمهسازی همواره توانسته ابژههايی خلق كند كه از آفريدههای دست نقاش دارای واقعيتی عميقتر و حقيقیتر به نظر میرسند؛ اين ويژگی كه سابقاً كاستی مجسمهسازی به شمار میرفت اكنون دليل جاذبهی زياد آن برای حساسيت پوزيتيويستی و نوظهور ماست، و همين آزادی بيشتری به اين هنر میدهد. مجسمهسازی اكنون آزاد است تا بینهايت شیء جدی خلق كند و غنای بالقوهی اشكالی را از پيش پا بردارد كه ذوق قريحهی ما نمیتواند بر سرِ اصول با آنها جدال كند، چرا كه آنها از واقعيتی بديهی و مسلم برخوردارند. در عين حال به نظر میرسيد كه گرين برگ در اين مورد دچار شك نيز هست، گويی خوب میدانست كه چنين تلاشی برای اجرای دوبارهی پروژهی ساختمانگران [Constructivists] روس مبنی بر خلق «دنيايی نو و ملموس» وقتی در آمريكای سرمايهدار معاصر همچون فارس [Farce] به نمايش در میآيد راه به جايی نخواهد برد. مهمتر آن كه او آگاه بود ضرورتهای نقاشی در دنيای هنريِ مورد نظر او موقعيتی ايجاد میكنند كه در آن اين مجسمههای زمينی و پيش پا افتاده احتمالاً نخواهند توانست خود را از مرتبهی امور معمولی ارتقا دهند. به گفتهی او، «برای اغلب ما كه سر بلند میكنيم تا فقط يك تابلوی نقاشی را ببينيم، مجسمه خيلی زود رنگ میبازد و همچون يك شیء تزيينی عادی به پسزمينه رانده میشود» . ظاهراً مقصود او آن بود كه مجسمهسازی نمیتواند از فرايند مرگبار كشيده شدن شیء ساخته شده به ابتذال در فرهنگ معاصر بگريزد، در حالی كه جلوه فروشی نقاشی در چارچوب يك قاب آن را از مخاطب جدا میكند. به علاوه مشخص بود كه وقتی او به سراغ نمونههای عينيِ مجسمهسازی مدرن میرفت در نظرش اثر قابل قبول اثری بود كه دقيقاً همان كيفياتی را تضعيف میكرد و كنار میگذاشت كه مجسمههای پيشين را مشخصاً از نقاشی جدا میكردند، يعنی بزرگی يا شباهت بسيار آشكار مجسمه به يك چيز. بنابراين نظر مجسمهی سنتی كاملاً از دور خارج است و اثری مورد قبول است كه میتواند نوعی نقاشی بیوزنِ سه بعدی باشد، در واقع معادل سه بعديِ كولاژ كوبيستی. بنابراين باز هم ماديت مؤكدِ مجسمه به مثابه شیء از اساس زير سؤال رفت. گرين برگ در نسخهی بعدی مقالهی خود تلاش كرد اين ابهام را با تطبيق دادن مجسمهسازی با فرماليسم بعدی نقاشی مدرنيستی از بين ببرد. در اينجا لازم است خاطرنشان كنم كه بازنگری گرين برگ و روی گرداندن او از اوتوپيای پوزيتيونيستيِ مجسمههای «واقعی» بيشتر نتيجهی نوميدی كلی او از كيفيت كار مجسمهسازان پس از جنگ بود تا از راه رسيدن آثاری كه ظاهراً نظريهی ظاهرفهمی و پوزيتيويسم او را زياده راحت پذيرفته بودند. در سالهای آخر دههی 1950 حساسيت جديدی نسبت به ظاهرفهمی در دنيای هنر نيويورك شروع به شكل گرفتن كرد، امّا اين امر هنوز به جايی نرسيده بود كه گرين برگ بتواند آن را چالشی در خور در نظر بگيرد، آن طور كه در دههی 1960 ابداعات پاپ و نئو دادا و مينی ماليستی را چالشی بزرگ تلقی كرد. گرين برگ ناراحتی خود را از اين گرايشات متأخر در حوزهی هنر سه بعدی با صراحت در مقالهی «دوران جديد مجسمهسازی» بيان كرد كه در كاتالوگ نمايشگاهی به چاپ رسيد با عنوان «مجسمهسازی آمريكا در دههی شصت» كه در سال 1967 در لسآنجلس برگزار شد. او در اين مقاله مينی ماليسم را متهم كرد كه به پرورش ظاهری غير هنير و ساكن پرداخته و تا آنجا پيش رفته كه مجسمهها ديگر به عنوان اثر هنری خودنمايی نمیكنند و تنها میتوانند به صورت مفهومی هنر تلقی شوند. اين نظر با نقد فرايد از «ظاهرفهمی» مينی ماليسم همخوانی دارد، درست همان طور كه بیعلاقگی گرين برگ به قدرت اشكال بزرگ و سادهی مينی ماليسم با واكنش منفی فرايد به حسی كه حضور اين آثار در او برمیانگيختند هماهنگ است. گرين برگ نوشته است: «آن چه گيج و آشفتهام میكند اين است چطور اندازهی صرف میتواند تأثيری چنين ظريف و چاپلوسانه و در عين حال چنين سطحی و ظاهری ايجاد كند» . مسئله آن بود كه اثر مينی ماليستی فقط در سطحی حسی عمل میكرد و میتوانست تأثيری بزرگ داشته باشد بی آن كه باعث واكنشی «هنری يا زيباشناختی» در مخاطب شود. پس گرين برگ به عنوان تعريض مثبت از امكانات موجود برای مجسمهسازی مدرنيستی چه چيزی برای ارايه داشت وقتی در نسخهی جديد مقالهی «مجسمهسازی نو» (1958) شيفتگی پيشين خود نسبت به مجسمهسازیای كه در ماديت خود تثبيت شده بود را نفی میكرد؟ او اكنون برخلاف گذشته كه ظاهر محور بودن مجسمه را منشاء برتری بالقوهی آن بر نقاشی میدانست معتقد بود كه مجسمهسازی مدرن از فشاری مكرر برای جبران «اين ترس كه مبادا اثر هنری نتواند هويت خود را نشا دهد و با شيئی عملی و فايدهگرايانه يا كاملاً تصادفی اشتباه گرفته شود» لطمه ديده است. بنابراين او مفهومی از مجسمه ارايه كرد كه مانند بهترين نقاشیهای مدرنيستی مانع اشتباه گرفتن اثر زيباشناسانه با اثر چيزهای موجود در دنيای واقعی شود. به گفته او، عامل تعيين كننده در اين نوع مجسمه اين است كه «ماده كاملاً بصری شود، و شكل تصويری، مجسمهای، يا معماری به جزيی اساسی از فضا تبديل شود... اكنون ما به جای توهم چيزها توهم وجوه را میبينيم: اين را كه ماده غيرمادی و بیوزن است و مثل سراب فقط به شكل بصری وجود دارد.» اين برداشت از مجسمهی نو با اشتياق او نسبت به آثار ديويد اسميت كاملاً همخوانی نداشت، به رغم تلاش او در مقالهای كه در سال 1964 به چاپ رسيد برای هماهنگ كردن آثار اسميت با اين ضرورت كه بايد «توجه را به جای امور مادی و خاص بر امور ساختاری و كلی و به جای امور واقعی بر امور نموداری متمركز كرد.» امّا نمونهی مجسمهی بصری نو با كشف كار و توسط مايكل فرايد پيدا شده كارو به عنوان هنرمندی كه بالاخره در شكل مجسمهها انقلابی تمام و كمال همخوان با هنجاراهی مدرنيسم بر پا كرده بود. با اين حال چنين ادعايی هم ابهامات خاص خود را داشت، ابهاماتی كه بيشتر در تحليل فرايد از كارو نمايان بود تا در بيانيهی بیروح گرين برگ دربارهی كارو در مقالهای كه در سال 1965 به چاپ رسيد . فرايد در مقالهی «هنر و شیوارگی» كارو را هنرمندی معرفی كرد كه در مجسمهسازی به معادل بصری نقاشی مدرنيستی دست يافته بود، امّا در نهايت نتوانست ادعای خود را ثابت كند. در مقالهی «حالت به مثابه شكل» كه بعداً به چاپ رسيد و پس از چاپ مجدد در كاتولوگِ هِنری» گلدزالر با عنوان نقاشی و مجسمهسازی نيويورك: 1940 تا 1970 نظر بسياری را جلب كرد، فشار برای تثبيت برتری نقاشی آبستره به عنوان منشاء هنر مدرنِ به واقع با نفوذ و قاطع دوچندان شد. نظريهای دربارهی كارو آشكار ساخت كه كار او فقط به اين دليل كه مجسمهسازی است هرگز قادر نيست الزامات فرمالی را جامهی عمل بپوشاند كه نمونهشان را در بهترين نقاشیهای آن دوره میتوان يافت. در هر مجسمه، حتی مجسمههای سخت بصريِ كارو، حالت سه بعدی صرف و تركيب عناصر سازندهی آن به اين معناست كه مجسمه نمیتواند تأثيرگذارترين شكل بصری را خلق كند. اعتقاد فرايد به برتری نقاشی وقتی كاملاً آشكار میشود كه محدويتهای ذاتيِ مجسمهسازی را بر میشمرد. بنابر ادعای او، اولاً عمق واقعی در مجسمهسازی مانع تركيب آزاد حالت بصری مسطح و شكل سه بعدی ضمنی، آن طور كه در نقاشی هست، میشود. دوماً نقاشی میتواند اشكال بیوزنی را تعريف و تبيين كند كه مجسمهسازی به دليل واقعست زياده از حدش فقط میتواند آنها را به شكلی نامناسب تقليد كند. و بالاخره اين كه برخلاف نقاشی كه سطحی را تمام و كمال به نمايش میگذارد، مخاطب از هر زاويهای به مجسمه نگاه كند بعضی از سطوح آن را از دست خواهد داد، و در نتيجه هويت هر يك از سطوح مجسمه مانع تأثير سطح كلی اثر میشود. آشكار است كه توهم مجسمهای كاملاً بصری كه نظر فرايد و گرين برگ را سخت به خود جلب كرده بود در هيچ مجسمهای كاملاً قابل تحقق نيست.
نوشته شده توسط آلِكس پاتس انتشارات سوره مهر
نوشته شده توسط آلِكس پاتس انتشارات سوره مهر
فرصتها و چالشها در تبليغات اينترنتی - بخش ششم
6- تبليغات ايرانيان در اينترنت تاسيس و راه اندازي يک سايت در ايران هدفهاي مختلفي دارد. اطلاع رساني ، فرهنگ سازي ، معرفي محصول ، خدمات يا توانايي هاي شخصي و يا جمعي ، و حتي سرگرمي. همه کساني که سايتي را تاسيس ميكنند به دنبال جلب توجه كاربران اينترنتي هستند و مطمئنأ براي جذب مخاطب فعاليتهايي را انجام ميدهند. تمام تلاش و هزينه ها و زحمات، جلب توجه تعداد مشخصي كاربر است. حال مدير سايت براي اين كاربران برنامه مشخصي دارد و خارج از دنياي اينترنت به دنبال هدفي مي گردد (به عنوان مثال تبليغ براي يک محصول که در بيرون از اينترنت به فروش مي رسد) و يا از روي علاقه اقدام به اطلاع رساني نموده است. در هر حال تنها حسني که بازديد يک كابر از سايت دارد ردپايي است که در برنامه هاي آمارگير از خود برجا مي گذارد. متاسفانه ، اين كاربران در ايران با وجود کثرتشان ، سود مالي چنداني براي صاحبان سايتها ندارند و همين امر در کم محتوا شدن سايتهاي ايراني تاثير ميگذارد. در واقع در اغلب موارد سايتهاي ايراني هزينه هاي نگهداري خود را نيز تأمين نميكنند و به اصطلاح "از كيسه خرج ميكنند". نبودن پول الکترونيکي و نيز سامان نداشتن تجارت الکترونيکي در ايران باعث شده است که کمتر کسي براي تبليغات در اينترنت هزينه بپردازد. زيرا تبليغ در يک روزنامه معمولي به مراتب پرخواننده تر از اينترنت است. حتي در بسياري موارد تبليغات خدماتي که اصولا اينترنتي هستند و در تمام دنيا بدون وجود تشكيلات خاصي، فقط از طريق اينترنت اداره مي شوند نيز در جاي خود، يعني اينترنت مورد استفاده قرار نميگيرد. به عنوان مثال خدمات Hosting و يا Domain به عنوان نوعي خدمات اينترنتي، در ايران کمتر از طريق اينترنت فروش با اقبال مواجه ميشود؛ در حالي که در اغلب کشورهاي دنيا اين خدمات به صورت کاملا Online و فارق از بعد مسافتي به فروش مي رسند و به همين دليل ارائه کننده چنين خدماتي ترجيح مي دهد در اينترنت تبليغ کند تا در روزنامه محلي- که فقط مخصوص يک مکان خاص است. چه بايد کرد ؟ با توجه به اينکه افرادي که دسترسي به اينترنت دارند اغلب از قشر تحصيلکرده جامعه مي باشند و مطمئنا از سطح زندگي اجتماعي نسبتا مناسبي برخوردار هستند نوع تبليغات براي آنها با تبليغاتي که در روزنامه و تلويزيون و ديگر رسانه ها انجام مي شود متفاوت است. مطمئنا براي اجناس فرهنگي در اينترنت بهتر مي توان مشتري پيدا کرد تا در روزنامه. و با اين ديد که هزينه تبليغ در اينترنت بسيار پايين تر از روزنامه است و با نيم نگاهي به اين موضوع که اگر تبليغات اينترنتي در ايران جا نيافتد خواه نا خواه به زودي اغلب سايتهاي مفيد فارسي به تعطيلي مي انجامند ، و با پاگرفتن تبليغات در اينترنت شايد آهسته آهسته بستر تجارت الکترونيکي شکل بگيرد مي توان به تبليغات اينترنتي مثبت تر نگريست. البته هر روز شاهد روي آوردن بيشتر افراد به تلبيغ در اينترنت هستيم ولي هنوز به آن مرحله نرسيده ايم که زمينه ساز يک تحول اساسي در اينترنت ايران باشيم فهرست منابع و مآخذ 1- اسدی ، علی . افکار عمومی و تبليغات . – تهران : انتشارات سروش ،1371 2- آرون ، ريمون . مراحل اساسی انديشه در جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام . جلد دوم .- تهران : 1363 . 3. بازدار، الهه . تبليغات ابزار ساماندهي افكار عمومي در خدمت روابط عمومي، ناشر انجمن روابط عمومي ايران ، 13811 4. علوي، پرويز، ارتباطات سياسي ، نشر علوم نوين ، چاپ اول ، 1375 5. متولي، كاظم ، روابط عمومي و تبليغات ، انتشارات بهجت، چاپ اول، 1372. 6. ميرسعيد قاضي، علي، تئوري و عمل در روابط عمومي و ارتباطات، ناشر مبتكران، چاپ اول، 1370 References 1. Advertising On The Network, Seminar at JUSW 2000 URL: http://www.ukoln.ac.uk/web-focus/events/workshops/jusw-2000/workshop
فرصتها و چالشها در تبليغات اينترنتی - بخش پنجم
5- نكات طلايي در تبليغات اينترنتی طراحي و پيادهسازي صفحات وبسايت، تنها بخشي از مراحل راهاندازي يك وبسايت است. گام مهم ديگري كه در اين راه بايد بپيماييد، ثبتنام سايت، و انتخاب يك ميزبان مناسب براي سايتتان است. اگر چه اين كار ميتواند در چند ساعت نيز انجام گيرد، اما بايستي توجه كرد كه اشتباه در انتخاب ميزبان، باعث افزايش هزينهها، و حتي به هدر رفتن زحماتي شود كه براي طراحي و تبليغ آن كشيده شده است. هزينه، كيفيت، امنيت و پشتيباني، از عناصر مهمي است كه ميبايست در انتخاب ميزبان سايت خود آنها را مورد توجه قرار دهيد. نكاتي كه در پايين به آنها اشاره خواهد شد، به شما در ارزيابي و انتخاب ميزبان سايت مناسب كمك خواهد كرد. ارزيابي قبل از اقدام از اشتباهات رايج بين صاحبان سايتها(بخصوص افراد غير فني) انتخاب ميزبان قبل از طراحي و پيادهسازي سايت است، و اين در حاليست كه بسياري از نيازها و مشخصههايي كه ميزبان بايستي آن را پشتيباني كند، در هنگام پيادهسازي سايت مشخص ميشود. در صورت عدم همخواني مشخصات و نيازهاي ميزبان و سايت، نياز به تغيير ميزبان و يا پيادهسازي سايت براساس مشخصات ميزبان سايت ايجاد ميشود كه هر دو مورد، طبيعتاً هزينهساز خواهد بود. اما اشتباه برخي از طراحان سايت نيز عدم توجه به وضعيت بازار و نيازهاي مشتري است. براي مثال برخي از طراحان، سايتهاي مشتريان خود را با تكنولوژي جاوا و jsp پيادهسازي ميكنند، اين در حالي است كه اين تكنولوژي اگرچه بسيار قدرتمند است، اما كمتر در سرورهاي شركتهاي هاستيگ پشتيباني ميشود، و يا استفاده از آن نيازمند پرداخت هزينه بيشتري است؛ مشكل ديگر اين كه براي نگهداري حجم كمي از اطلاعات و براي يك سايت كمبيننده از Microsoft Sql Server استفاده ميكنند، و البته در اكثر مواقع استفاده از چنين سرويسي نياز به پرداخت هزينه اضافي دارد و اين در حاليست كه استفاده از بانك اطلاعات MS Access نيز چنين امكاني را فراهم ميكند. بنابراين قبل از پيادهسازي سايت، بايستي مشورتها و بررسيهاي لازم صورت گيرد و همچنين بايستي تمام برنامهها ونيازها(مانند استفاده از صفحات پويا و يا بانكهاي اطلاعات) و حتي تعداد بينندگان احتمالي سايت حداقل براي يك سال آينده تعيين شود، و آنگاه به براي انتخاب ميزبان سايت اقدام كنيد. ميزان فضا (Disk Space ويا Storage) ميزان فضاي مورد نياز براي نگهداري صفحات، تصاير ويا بانكهاي اطلاعاتي سايت، از مهمترين معيارها براي انتخاب نوع ميزبان و نوع سرويس شركت ميزبان شده است. تقريبا اكثر شركتهايي كه در زمينه ارائه خدمات ميزباني سايت فعاليت ميكنند، ميزان فضاي اختصاص داده شده به سايتها را به عنوان معياري براي تقسيمبندي خدمات خود استفاده ميكنند. نكتهاي كه بايستي به آن توجه داشته باشيد و حتما جزئيات آن را از شركت ميزبان سؤال كنيد، اطلاعاتي ديگري است كه در همان فضاي اختصاص داده به سايت شما قرار خواهد گرفت. براي نمونه عموماً صندوقهاي پستي ازهمان فضاي اختصاص داده شده به سايت استفاده ميكنند، و يا لاگفايلهاي سايت (Log File) نيز در همان فضاي سايت قرار ميگيرند. در چنين حالتي اگر شما از سرويس ده مگابايتي يك شركت استفاده ميكنيد و يك صندوق پستي يا حجم پنج مگابايت داريد، عملاً تنها پنج مگابايت ديگر براي قراردادن صفحات و تصاوير سايت داريد. البته برخي شركتها نيز فضاي ذكر شده در سرويسهاي خود را براي صفحات و اطلاعات سايت در نظر ميگيرند و براي ديگر اطلاعات مانند لاگفايلها و صندوق پستيها فضاي رايگان ديگري در نظر ميگيرند. بنابراين، جزئيات سرويس شركت هاست را در اين زمينه جويا شويد، و دقت كنيد كه چه ميزان فضا در نهايت براي صفحات سايت و صندوق پستيها نياز داريد، و بر اين اساس، سرويسهاي شركت ميزبان را خريداري كنيد. صندوق پستي (Mail Box) باور كنيد موفقترين شركتهاي ميزبان در دنيا، نه به خاطر قيمتها، بلكه به خاطر پشتيباني و انجام تعهدات خود در برابر مشتريان به چنين درجهاي رسيدهاند. داشتن ايميل با نام خود سايت، اكنون ديگر نيازي معمول براي مديران و صاحبان سايتهاست. شما هم حتما علاقهمنديد كه ايميلهايي مانند info@yoursite.com و يا sales@ yoursite.com داشته باشيد. و يا به تمام كارمندان شركت خود و به نام سايت شركت ايميل اختصاص بدهيد. بنابراين در سرويسهاي شركت ميزبان به تعداد ايميلهاي داده شده، ظرفيت، كيفيت و همچنين چگونگي ايجاد آن دقت كنيد. يكي از مواردي كه شركتها به عنوان بخشي از تبليغات سرويسهاي خود ذكر ميكنند، تعداد ايميلهاي بيشتر و يا تعداد نامحدود صندوقهاي پستي است. همان طور كه در بالا نيز به آن اشارهاي داشتيم، بايستي دقت كنيد كه چه ميزان ظرفيت و فضا براي هر صندوق پستي در نظر گرفته ميشود، و البته آيا فضاي اختصاص داده شده به ايميلها از همان فضاي كلي اختصاص داده به سايت استفاده ميكند يا خير. همچنين اگر مايل به ايجاد تعداد زيادي صندوق پست الكترونيك براي سايت خود هستيد، دقت كنيد كه آيا شركت ميزبان، پنل و يا امكاني را براي ايجاد و مديريت اين صندوقها براي شما در نظر خواهد گرفت يا خير. ترافيك سايت و برخي از محدويتها بايستي گفت اين نكته از جمله مواد بسيار مهمي است كه متاسفانه توسط افراد غيرحرفهاي در نظر گرفته نميشود. ترافيك سايت، ميزان اطلاعاتي است كه در طول يك مدت مشخص بين سايت و بازديدكنندگان رد و بدل ميشود. ترافيك سايت، رابطه مستقيمي با تعداد بازديدكنندگان سايت و حجم صفحات سايت دارد. بنابراين اگر فكر ميكنيد بازديدكنندگان سايت شما زياد خواهند بود و همچنين صفحات شما از حجمي سنگين برخوردارند، حتماً به اين مورد و نيز محدوديت سرويسهاي شركتهاي ميزبان دقت كنيد. ترافيك سايت معمولا بصورت ماهانه براساس مگابايت و گيگابايت و با كلماتي چون ترافيك، و يا پهناي باند (BandWidth) در جزئيات سرويسهاي شركتها ذكر ميشود، و البته در صورت عدم ذكر، ميبايست آن را حتماً جويا شويد. اگر شركت ميزبان، به شما قول پهناي باند نامحدود را داده، و شما هم گمان ميكنيد سايتي با بازديدكنندگان زياد خواهيد داشت، حتما در قرارداد خود با شركت، اين مورد را ذكر كنيد. البته اعمال محدوديت براي سايتها تنها به همين شكل محدود نيست، و برخي شركتها براي تعداد كاربران همزمان سايت و يا ميزان استفاده سايت از پردازش CPU محدوديتهايي اعمال ميكنند كه بد نيست در جريان آنها نيز باشيد. مشتريان ديگر شركت قبل از انتخاب يك ميزبان، بد نيست درباره سابقه شركت نيز تحقيقي كنيد. همچنين بهتر است از ميزبان بخواهيد چند سايت مشهور را كه بر روي سرورهاي خود ميزباني ميكند معرفي نمايد. اما نكته بسيار مهم ديگر، توجه به تعداد سايتهاي قرار گرفته بر روي سرور شركت است. اگر سايت شما تنها حاوي صفحات HTML است و يا بيينده آن زياد نيست، اين مورد، اهميت چنداني ندارد. اما هرچه تعداد سايتهاي ميزباني شده بر روي سرور بيشتر باشد، بدين معنا است كه سرور شما مشغوليت بيشتري دارد و به همين دليل، سرعت كمتري هم دارد. " " توجه كنيد كه سرورهاي با تعداد سايت زياد، بيشتر در خطر حمله هكرها هستند! همچنين توجه كنيد كه سرورهاي با تعداد سايت زياد، بيشتر در خطر حمله هكرها هستند! استاندارد مشخصي براي تعدد سايتهاي ميزباني شده بر روي يك سرور نيست، چرا كه بر اساس مشخصات سختافزاري سرور، سيستم عامل سرور و همچنين نيازها و بييندگان سايتها، اين رقم ميتواند متغير باشد. بسياري از شركتها، سايتها را براساس تقسيمبندي «شخصي» و «تجاري» بر روي سرورهاي متفاوت قرار ميدهند، كه اين ميتواند به هم نفع صاحبان سايتهاي شخصي (به دليل ارزان بودن) و هم سايتهاي تجاري (به دليل نياز به سرعت و كيفيت بهتر) باشد. در ايران، اكثر شركتها به خصوص شركتهاي معروف، براي ارزانتر تمام شدن هزينهها، ناچار تعداد زيادي سايتها را بر روي يك سرور قرار ميدهند كه اين ميتواند عواقب بدي دربرداشته باشد، مواردي مانند آنچه كه گاهي در روزنامهها ميخوانيم، يعني با هك شدن يك سرور، صدها سايت دچار صدمه ميشوند! معمولاً در سرورهاي ويندوز و با مشخصات يك كامپيوتر معمولي، تعداد بين دويست سايت تجاري و يا چهارصد سايت شخصي رقم مناسبي است. پشتيياني و تعهدات شركت ميزبان باور كنيد موفقترين شركتهاي ميزبان در دنيا، نه به خاطر قيمتها، بلكه به خاطر پشتيباني و انجام تعهدات خود در برابر مشتريان به چنين درجهاي رسيدهاند. خلاصه اين كه سرويس ميزباني سايت بدون پشتيباني، ارزشي ندارد. طبيعتاً منطقي نيست كه به شركتهايي كه تلفن و يا آدرس مشخصي ندارند و تمام پشتيباني آنها تنها براساس ايميل است و يا حاضر نيستند مشكلات و يا سؤالات فني مشتريان خود را به صورت حضوري و يا تلفني پاسخگو باشند اعتماد كنيد. همچنين بسيار خوب است كه از تعهدات شركت سرويسدهنده نيز مطلع شويد. يكي از مهمترين آنها تعهد به قابل دسترس بودن سايت در اكثر زمانهاست كه اصلاحاً به آن uptime ميگويند. البته ذكر اين گونه تعهدات تنها در آگهيهاي تبليغاتي كافي نيست و اين موارد ميبايست در قرارداد نيز ذكر شود. شركتهايي كه از اطلاعات مشتريان خود نسخه پشتيبان تهيه ميكنند و در برابر امنيت و مشكلات فني سايتها، خود را مسئول ميدانند، بهترين انتخابها هستند 5-1 : فرمول آيدا واژه آيدا (AIDA) ترکيبي اختصاري، متشکل از حروف اول کلمات انگليسي Attention, Interest, Desire, Action است . بسياري از آگهيها و صفحات وب موفق با پيروي از فرمول آيدا (AIDA) تهيه و تنظيم ميشوند،که بر اساس آن آگهي بايد: 1- توجه بيننده را جلب کند 2- رغبت و کشش ايجاد نمايد 3- آرزو يا خواست بيافريند 4- به کنش يا عمل منجر شود متاسفانه در اغلب موارد طراحان آگهي فقط به بخش اول اين فرمول بها مي دهند، يعني ميکوشند به کمک حروف درشت يا با دوز و کلکهاي تصويري توجه بيننده را جلب کنند؛ در اين مورد کافي است به روزنامهها و مجلهها نگاه کنيد تا به منظورم پي ببريد. بسياري از وب سايتها هم با گرافيک پر زرق وبرق و نوشتهها و تصاوير چشمکزن و تند از همين روش پيروي ميکنند . اين کارها مثل آنست که به طرف مشتري برويم، به صورتش زل بزنيم، شانه هايش را دو دستي بگيريم و به شدت تکان دهيم. به اينصورت توجه مشتري را جلب مي کنيم، اما بايد ازخود بپرسيم از ما خريد هم خواهد کرد؟ پس جلب توجه فقط قسمتي از کار است، نه همه آن! اکنون خوب گوش کنيد تا روش موثرتري را براي تبليغ به شما معرفي کنم . . . روش درستي که در بيننده رغبت و کشش ايجاد ميکند و به فروش ختم ميشود. رمز کار اين است: آگهي خود را مثل يک گزارش کوتاه تنظيم کنيد. به آن صورت کليشه اي ندهيد. از گرافيک پر زرق و برق، حروف کج و معوج، اشکال عجيب و غريب . . . يا هر چيز ديگري که براي بردن جايزه گرافيک تهيه شده است، دوري کنيد! به بهترين حالت ممکن بيانديشيد. تصور کنيد گزارشگري ميخواهد کالا يا خدمات شما را بررسي کند و مطلبي درباره آن بنويسد؛ درجريان اين بررسي شيفته محصول شما ميشود، بلافاصله پشت ميز مي نشيند و گزارش بلند بالايي مينويسد که فروش شما را يکشبه به عرش مي رساند. البته اين سناريو غيرممکن نيست، ولي معمولا" اينطور اتفاق نمي افتد! ميپرسيد چطور؟ خدمتتان عرض مي کنم . . . خودتان را جاي آن گزارشگر بگذاريد! مثل او گزارش جانانه اي بنويسيد، در آن به مشخصات و امتيازات کالا يا خدمات مورد نظر اشاره کنيد و در پايان به مخاطبان بگوئيد که کجا و چگونه سفارش بدهند. فقط يادتان باشد وقتيکه مقاله تمام شد به هيچوجه سعينکنيد به آن شکل و شمايل آگهي بدهيد، هرگز! هرگز! 5-2: پنج قانون تبليغات اينترنتی پنج قانون تبليغات در شبكه جهاني اينترنت گرچه هنوز درحال تغييرند ولي ستون فقرات داستان تبليغات در شبكه جهاني اينترنت امروزي را تشكيل داده اند. اين 5 قانون عبارتند از: 1 - قانون خيابان بن بست 2 - قانون دادوستد 3 - قانون اعتماد 4 - قانون كشش وارسال 5 - قانون بازار خالي . 1 - قانون خيابان بن بست براساس اين قانون ، ساختن يك سايت در شبكه جهاني اينترنت مانند ساختن ويترين مغازه در يك بن بست است ، زيرا كسي از آدرس سايتها، به خودي خود خبر ندارد و بايدبنابه علتي با آدرس سايت شما آشنا شود و به آن مراجعه كند. پس اگر مي خواهيد مشتري به سراغ شما بيايد به دنبال دليلي براي آمدنش باشيد. بسياري از مردم معتقدند كه اگر كسب وكاري را راه اندازي كنيد مشتري خودش به سراغ شما مي آيد. اما همان طور كه مي دانيد اين مطلب در اينترنت صادق نيست ومتاسفانه از آنجا كه نرم افزار فرانت پيج )FRONTPAGE( قابليت ساختن سايتهاي ظاهراحرفه اي را به همه مي دهد، تازه كارهاي زيادي بدون درنظرگرفتن يك برنامه بلندمدت تبليغاتی ، اقدام به ساختن سايتهاي اينترنتي مي كنند. ولي بايد درنظر داشته باشيم كه حتي اگر بهترين سايتها را طراحي كنيم ، تا وقتي كسي براي خريد به آنها رجوع نكند، اين سايتها فايده اي ندارند. فكر مي كنيد چرا همه هنرمندان ميليونر نيستند؟ به اين دليل كه آنها تنها يادگرفته انددستاوردها و كارهاي هنري عالي ارائه بدهند اما چيزي درمورد تبليغات دستاوردهايشان نمي دانند. لذا اولين سوالي كه قبل از ساختن سايت بايد از خود بپرسيد اين است كه چگونه مردم را وادار به بازديد از اين سايت كنيد؟ يك برنامه پيشنهادي براي تبليغات شما مي تواند به صورت زير باشد: دو ماه تبليغ نشان شركت ، براي بالابردن اعتبار نام شركت ; قرارگرفتن در فهرست موتور جستجوهاي كم اعتبارتر مانند هات بت (HOTBOT( واكسايت )EXCITE( در سه ماهه اول ; قرارگرفتن در فهرست موتور جستجوهاي معروفتر مانند اينفوسيك )INFOSEEK(،لايكوس )LYCOS(يا آلتاويستا)ALTAVISTA(درسه ماهه دوم ; ايجاد ارتباط با سازمانهاي مرتبط با صنعتي كه در آن هستيد و پرداخت براي ثبت نام درفهرست آنها; مطرح شدن وسيع در سطح رسانه ها در سه ماهه سوم ; انتشار يك روزنامه براي شركت در سه ماهه چهارم سال ، كه در آن هم اخبار داخلي شركت و هم اخبار مربوط به صنعت درج گردد. در اين زمان شما بايد شروع به جمع آوري آدرسهاي پست الكترونيك موردنياز كنيد. شايد شما بتوانيد برنامه هاي تبليغات بسيار متفاوتي طراحي كنيد. اين مهم نيست .اما نكته اي كه بايد همواره درنظر داشته باشيد اين است كه براي حضور بازديدكنندگان تان بايد دليلي داشته باشيد. آيا مي دانيد چه چيزي در سايت باعث مراجعه مجدد بازديدكننده مي شود؟ 1- محتوا. محتواي خوب مي تواند ارتباط دوطرفه برقرار كند. لازم نيست سايتي بزرگ داشته باشيد بلكه مي توانيد بخواهيد با شما ارتباط برقرار كنند زيرا شما اطلاعات كاملي عرضه مي كنيد. وقتي در سايت خود خدمات عمومي عرضه مي كنيد، ناگهان درصدر خبرها قرارمي گيريد. نشريات و مجله ها شروع به مطرح كردن شما مي كنند و در سايت تان ترافيك ايجاد مي شود، پس براي آمدن بازديدكنندگان تان دليلي داشته باشيد. 2 - قانون دادوستد يكي از واژه هاي مهم فرهنگ اينترنت كالاهاي رايگان است . قانون دادوستد مي گويد: بازديدكنندگان را با اهداي كالاهاي رايگان جذب سايت خود كنيد و سپس سعي كنيد كالاي ديگر به آنها بفروشيد. اين همان سناريويي است كه در بسياري از فروشگاهها از آن استفاده مي شود. مثلامي گويند: >شال گردن پشمي رايگان براي 05 نفر اولي كه براي حراج يك روزه اسكي ، دراول دسامبر از مغازه ما ديدن كنند<. آنها اول مشتري را با كالاهاي رايگان جذب مي كنند وبعد سعي مي كنند چيزي به آنها بفروشند. استراتژي ساده اين است : اول مردم را با دادن مقدار زيادي اطلاعات رايگان به سايت خود جذب كنيد. بعد آنها را از كالاها و خدمات خود آگاه كنيد. اين ريتم >دادوستد< رابخاطر بسپاريد. اين استراتژي موثر است ، ولي براي فروش ، شما بايد به قانون سوم مسلط شويد. 3 - قانون اعتماد فرض كنيم كالاها يا خدمات شما به طور رقابتي قيمت گذاري شده اند و از كيفيت خوبي برخوردارند. بزرگترين سد راه شما براي فروش ، عدم اعتماد مردم است ، جلب اعتماد، روان كننده چرخهاي كسب وكار اينترنتي است . بدون جلب اعتماد، گردش چرخهاي كسب وكار شما با مشكل مواجه مي شود. شهرت نشان تجاري (BRAND) يك فروشگاه ، ناشي از صدها برداشت ذهني مثبت است كه توسط امواج تبليغات پرهزينه ، ساخته شده اند. اين تبليغات ، اعتماد مردم به نشان تجاري را بالا مي برند. ولي اگر شما مالك يك كسب وكار كوچك هستيد، مسلماهزينه چنين تبليغاتي را نمي توانيد تامين كنيد. و حال اينكه شما مي توانيد از سايت اينترنتي تان براي جلب اعتماد مشتريانتان كمك بگيريد. همان طور كه مي دانيد سايتهاخيلي مورداعتماد مردم قرار نمي گيرند، زيرا در شخصيت حقيقي يا حقوقي شان ابهام وجود دارد. پس اولين كاري كه بايد بكنيد اين است كه اين ابهام را با دادن يك آدرس كامل و شماره تلفن برطرف سازيد و كسب وكار خود را در زمان و فضا، مستقر كنيد. اگردفتر و يا فروشگاهي داريد، عكسي از آن را در سايت خود بگذاريد و بهتر آن است كه عكس هايي از خودتان يا كاركنانتان را نيز در سايت قرار دهيد. حالا مشتري هايتان شما رابه جاي موجودي ناشناخته ، كه كسي نمي داند كجاست ، به ديد فردي واقعي مي بينند. شما مي توانيد اعتماد مشتريانتان را ازطريق مختلف به دست آوريد. با فروش محصولات با ماركهاي شناخته شده ، با نشان دادن سياستهاي تحويل و پس گرفتن محصولاتتان ، با پيوستن به ارگانهاي شناخته شده ملي و يا با دادن برگه گارانتي براي محصول خود. شما اعتماد مشتريانتان را با نصب يك سيستم راهنماي مشتري پسند وبي واسطه و يك سرور امن LSSبراي معاملات توسط كارتهاي اعتباري به دست مي آوريد. شما اعتماد را با داشتن يك سايت طراحي شده به صورت حرفه اي )نه چيزي كه پسر نوجوانتان در تعطيلات آخر هفته ساخته است ( به دست مي آوريد. هرگاه شمااعتماد را ايجاد كنيد، فروش نتيجه مي دهد، همچنين مي توانيد اعتماد را با برقراركردن تماس هاي مجدد به دست آوريد كه ما اين مطلب را در قانون چهارم توضيح مي دهيم . 4 - قانون كشش و ارسال چهارمين قانون تبليغات وب اين است كه افراد را به وسيله محتواي جذاب به سايت خود بكشانيد و بعد اطلاعات باكيفيت را به طور مداوم به آدرس پست الكترونيكي شان ارسال داريد. سايتهاي اينترنتي به طور طبيعي موجوداتي بي تحرك هستند. سايتها هميشه منتظرمشتري مي مانند تا بعداز آمدنشان آنها را به مقصد موردنظر راهنمايي كنند. سايتهاي اينترنتي مي كوشند با ارائه محتواي خوب ، مشتري ها را جذب كنند. پس ازجذب آنها نوبت پست الكترونيك مي رسد كه پيغامهاي موردنظر را به آدرس پست الكترونيك آنها سرازير كند. از آنجا كه هزينه جذب مشتري بسيار زياد است كسب وكارها نمي توانند برپايه يك بار فروش دوام بياورند. آنها نيازمند بازگشت دوباره مشتريان راضي خود براي فروشهاي پي درپي هستند. قانون كشش و ارسال اين ماموريت حياتي را انجام مي دهد. در اين استراتژي شما نياز به فردي داريد كه نامه هاي الكترونيكي را براي بازديدكنندگان سايت ارسال كند. 5 - قانون بازار خالي كسب وكـــارهاي بــــزرگ مـــاننWAL-MART, AMAZON.COM سرمايه ونفوذ لازم براي به دست آوردن تمام بخشهاي بازار را دارند. اما كسب وكارهاي كوچك براي موفق شدن بايد به سراغ بازارهاي خالي و يا بخشهاي خالي بازار بروند و آنها را به بهترين نحو پر كنند. براي مثال شركت جاست بالز ) HTTP://WWW.JUSTBALLS.COM ( يك بازار خالي در فروش لوازم ورزشي ديد. به جاي اينكه لقمه بزرگتر از دهانش بردارد و انواع و اقسام لوازم ورزشي را بفروشد، به دنبال لقمه كوچكتر (توپ) رفت و بزرگترين فروشگاه توپ در اينترنت را ايجاد كرد. آنها توپهاي ورزشي ، توپهاي بدن سازي ، توپهاي اسباب بازي ووسايل مربوط به توپ را مي فروشند. شما در آنجا مي توانيد توپهاي بيسبال ، فوتبال ،واليبال و هرچه را كه بتوان نام توپ بر آن نهاد را پيدا كنيد. هدف آنها اين است كه وقتي شما درباره توپ فكر مي كنيد به ياد آنها بيفتيد. براي سايت خود هدف فروش منحصربه فرد(UNIQUE SELLING PROPOSITION) تعيين كنيد. كليد اين نوع از بازاريابي هوشمندانه طبق قانون بازار خالي ، تهيه يك برنامه كسب وكار (BUSINESS PLAN) است كه هدف فروش منحصربه فرد شما را تعريف كند. اين هدف را بايد بتوان به خوبي در يكي دوجمله بيان كرد: وجه تمايز كسب وكار شما از ديگر رقبا چيست ؟ قسمتهاي خالي بازار كه شمابه دنبال پركردن آنها هستيد كجا بوده و شما چگونه قصد پركردن آنها را داريد؟ براي موفقيت در هر كسب وكاري شما بايد هدف فروش منحصربه فردتان را دقيقامشخص كنيد. با يك هدف فروش منحصربه فرد است كه مي توانيد موفق شويد و بدون يك هدف فروش منحصربه فرد متاسفانه سايت شما هيچ طالبي نخواهد داشت . شايان يادآوري است كه قوانين مذكور همگي از اهميت يكسان برخوردارند. هريك از اين قوانين به تنهايي كارساز نيست بلكه مجموعه آنهاست كه مي تواند موفقيت شما رادر ايجاد يك كسب وكار اينترنتي تضمين كند. در عصر اينترنت ، تلاش كنيد تا قوانين بازي را بشناسيد و آگاهانه وارد ميدان رقابت شويد!
فرصتها و چالشها در تبليغات اينترنتی - بخش چهارم
4- مزايا و معايب تبليغات اينترنتی 4-1 : معايب تبليغات اينترنتی 1- تبليغات دروغ : که ممکن است ابزاری برای کنترل آن در اينترنت وجود نداشته باشد. 2- استفاده از تصاوير و شعارهای مستهجن و غير اخلاقی 3- بالا بردن ترافيک شبکه 4- منحرف کردن توجه کاربران که معطوف به يک هدف خاصی است ، بسوی تبليغات پراکنده . 5- اشغال بخش قابل توجهی از حافظه سِرورها و وقت کارکنان و مديران . 6- کاهش قيمت تبليغات اينترنتی به دليل ازدياد سرورها که اين امر باعث می شود که تبليغات اينترنتی برای يک سرور نه تنها مزايايی نداشته باشد بلکه محدوديتهای جدی نيز ايجاد کند . 7- عدم پشتيبانی مالی توسط تأمين کنندگان منابع مالی سرورها ، صرفأ بر اساس اين استدلال که اين سرورهها منبع درآمد از راه تبليغات دارند . 8- عدم وجود يک منبع متمرکز که بر روی تبليغات در اينترنت کنترل داشته باشد . 4-2 : مزايای تبليغات اينترنتی از جمله مزيت های تبليغات در اينترنت می توان به موارد زير اشاره نمود: 1- هدف گيری دقيق مخاطبان آگهی دهنده می تواند آگهی خود را مستقيما در معرض ديد مخاطب خاص خود قرار دهد و به اين ترتيب به بالا ترين اثر تبليغ خود دست يابد . 2- اطلاع رسانی کامل بر خلاف رسانه های سنتی، در ارائه پيام محدوديتی های رايج رسانه های سنتی همچون کوتاه بودن پيام ها، فشردگی آگهی و تکلف در انتخاب عبارات وجود ندارد و آگهی دهنده می تواند با بهره گيری از امکانات ويژه سمعی و بصری، اطلاعات و پيامهای مورد نظر خود را به طور کامل به مخاطبين عرضه نمايد. 3- اطلاع رسانی سريع تهيه، توليد و پخش آگهی هميشه پر هزينه و زمان بر بوده است اما آماده نمودن تبليغات اينترنتی، بدون صرف هزينه و زمان قابل توجه در کوتاه ترين زمان ميسر می باشد. 4- هزينه بسيار کم نه تنها هزينه تبليغات اينترنتی در مقايسه با رسانه های رايج ديگر ناچيز می باشد بلکه آگهی دهنده می تواند در هر لحظه با صرف کمترين هزينه و با بهره گيری از گزارشهای دقيق اثر بخشی آگهی خود را ارزيابی نمايد. 5- گسترده بودن محدوده جغرافيايی مخاطبين سايتهای اينترنتی محدود به مرزهای جغرافيايی نيستند و به همين دليل تبليفات اينترنتی نوعی تبليغات جهانی محسوب می شوند. 6-نظارت دقيق مستمر و بی واسطه با بهره گيری از نرم افزار های طراحی شده آگهی دهنده می تواند در هر نقطه از دنيا و در هر لحظه از شبانه روز، ميزان اعتبار باقی مانده، تعداد نمايش و کليک بر روی آگهی و اطلاعات آماری ديگر را مورد نظارت و ارزيابی دقيق و بی واسطه قرار دهد. 7- قابليت تعاملی ماهيت تعاملی شبکه اينترنت بر خلاف انواع ديگر تبليغات امکان ارتباط متقابل مخاطبان را فراهم آورده است و آگهی دهنده می تواند از نظرات و انتقادات مخاطبان خود با خبر گردد. 8- از همه مهم تر اين که با گسترش اينترنت و حضور كامپيوتر ها در هر خانواده عدم حضور در تبليغات اينترنتي باعث از دست دادن بازار خواهد شد. منبع : شبکه آموزش سیما
فرصتها و چالشها در تبليغات اينترنتی - بخش سوم
3- ويژگي تبليغات اينترنتي بطور کلی می توان تبليغات اينترنتی را دارای اين خصوصيات دانست : 1-دستيابي به بازار جديد در حال گسترش 2-هدفگيري دقيق مخاطبان 3-اطلاع رساني كامل و سريع 4-هزينه كم 5-نظارت و ارزيابي دقيق و بدون واسطه 1 - دستيابي به بازار جديد در حال گسترش در سالهاي اخير عده كاربران اينترنت در جوامع مختلف به سرعت در حال افزايش است . اين روند در كشور ما نيز بخوبي مشاهده مي شود . بررسيهاي آماري معتبر حاكيست كه ظرف پنج سال گذشته (1379-1375 ) نرخ رشد كاربران اينترنت در ايران بطور متوسط سالانه 317% بوده است . به عبارت روشنتر عده اين كاربران ( مخاطبان تبليغات اينترنتي ) هر سال بيش از سه برابر شده است و در پايان سال 1381 از يك ميليون نفر فراتر خواهد رفت . همچنين ، ذكر اين نكته بي مناسبت نيست كه بر اساس اعلام شركت مخابرات تا پايان امسال زيربناي مخابراتي لازم براي استفاده 6 ميليون مشترك ايراني ازشبكه اينترنت فراهم خواهد شد . نكته در خور توجه اين است كه بيشتر كاربران اينترنت در ايران از اقشار جوان و ميانسال ، تحصيلكرده يا متخصص و متعلق به دهكهاي درآمدي متوسط به بالا هستند كه اين ويژگيها بازار بسيار مناسبي را براي جذب كالاها و خدمات مختلف ايجاد مي كند . بخش مهم ديگري از اين بازار جديد ، جمعيت چند ميليوني هموطنان خارج از كشورند كه عده كثيري از آنها ازاينترنت استفاده مي كنند . بعلاوه بايد به بازار بزرگ جهاني و مشتريان بالقوه كالاها و خدمات ايراني در سرتاسر دنيا اشاره كرد كه اينترنت بهترين راه دسترسي به آنان است . 2 - هدفگيري دقيق مخاطبان اينترنت توانايي بالايي براي پيام رساني به مخاطبان خاص (هدفگيري شده) دارد . هر گروه از كاربران اينترنت به سايتهاي ويژه اي علاقمندند، كه با وجود سايتهاي تخصصي در هر زمينه ، حتي مي توان پيامگيران را بر اساس علائق تخصصي شان از هم تفكيك كرد . به عنوان مثال انواع لوازم و پوشاك فوتبال بهتر است در سايتهاي اختصاصي فوتبال تبليغ شوند . همچنين علاقمندان به سياست ، علوم ، فنون ، تجارت ، هنر ، بهداشت و امثال آن هريك به سايت هاي مربوطه مراجعه مي كنند كه پيامهاي مناسب ايشان را مي توان در آن سايت ها نمايش داد . بر اين اساس تبليغات اينترنتي توليدكننده/عرضه كننده هر كالاياخدمت را مستقيما به مصرف كننده آن وصل مي كند و به اين ترتيب هدفگيري مخاطب در اينترنت بسيار دقيقتر از رسانه هاي سنتي(مطبوعات ، رسانه هاي چاپي ، راديو و تلويزيون) صورت مي گيرد . 3 - اطلاع رساني كامل و سريع اطلاع رساني تبليغاتي در رسانه هاي سنتي با محدوديتهاي متعدد روبروست ، از جمله براي اجتناب از هزينه بالا پيامها بايد بسيار فشرده و كوتاه عرضه شوند . بعلاوه توليد و پخش آگهي در اين رسانه ها به برنامه ريزي و زمان بيشتري نياز دارد . در تبليغات اينترنتي اين موانع تا حدود زيادي برطرف شده و آگهي دهنده مي تواند ضمن استفاده از امكانات سمعي و بصري پيامها واطلاعات مورد نظر را به شكل كامل در اختيار مخاطب قرار دهد . همچنين اين امكان براي او فراهم است كه بدون مراجعه حضوري ( به صورت آن لاين ) آگهي خود را سفارش دهد و ظرف چند ساعت شاهد پخش آن باشد . 4 - هزينه كم امروزه هزينه تبليغ در رسانه هاي سنتي نظير مطبوعات پرتيراژ و تلويزيون بسيار سنگين است . همچنين در اين نوع تبليغات تنها با بررسيهاي پر خرج مي توان از ميزان رسيدن پيام به مخاطبان اصلي و اثربخشي آن با خبر شد . حال آنكه ، در تبليغات اينترنتي آگهي دهنده با كمترين هزينه پيام خود را به مخاطبان مورد نظر مي رساند ، منبع اطلاع رساني جامعي را به طور مستمر در اختيار ايشان قرار ميدهد و هر لحظه كه اراده كند با دريافت گزارشهاي دقيق از عكس العمل آنها مطلع مي شود . به عنوان نمونه در سيستم "پارس ادز" آگهي دهنده مي تواند در هر لحظه گزارشهايي دريافت كند كه نشان مي دهد آگهي هاي او چند بار و در چه سايتهايي به نمايش درآمده و مخاطبان چه عكس العملي در برابر آن نشان داده اند ( چند بار روي بنر كليك كرده و به سايت آگهي دهنده وصل شده اند ) . 5 - نظارت و ارزيابي دقيق و بدون واسطه چنانكه اشاره شد ، يكي از ويژگيهاي بارز تبليغات اينترنتي امكان نظارت دقيق برآگهي ها و ارزيابي مستقيم نتايج است . اين كار به دو صورت انجام ميشود ؛ اول آنكه از طريق نرم افزار پيش بيني شده در پارس ادز در هر لحظه مي توان تعداد سايتهاي نمايش دهنده ، تعداد نمايش هر آگهي(بنر) ، تعداد كليك روي هر بنر، ميزان اعتبار باقيمانده ( از كل مبلغ توافق شده براي درج آگهي ) و اطلاعات مبسوط ديگر را دريافت كرد ؛ گفتني است كه اين اطلاعات در قالب جد ول ونمودار در اختيار آگهي دهنده قرار مي گيرد وبر اساس آن مي توان تغييرات لازم را در برنامه اعمال كرد . ثانيا" نتيجه درج آگهي به صورت افزايش مراجعه به سايت آگهي دهنده جلوه مي كند كه در اين مورد نيز با نرم افزارهاي خاص موجود در اينترنت تعيين ميزان افزايش بازديد كنندگان سايت و حتي تغيير در تعداد صفحات مشاهده شده بسهولت ميسر است . منبع : شبکه آموزش سیما
فرصتها و چالشها در تبليغات اينترنتی - بخش دوم
- تبليغات اينترنتي چيست ؟
منظور از تبليغات اينترنتي نمايش دادن نامها وعلائم تجاري، شعارها و تصاوير تبليغاتي در سايتها (پايگاهها)ي پربيننده اينترنت است، به نحوي كه به تحقق اهداف عمومي تبليفات كمك نمايد و كاربران (مخاطبان) را به سايت مورد نظر آگهي دهنده هدايت كند .
آگهي اينترنتي (بنر) معمولا" در ابعاد استاندارد ساخته وعرضه ميشود. بنر به صورت نوشته يا تصوير ثابت يا متحرك است. هر بنر ممكن است به صورت ثابت در سايت يا سايتهاي مشخص نمايش داده شود يا همراه مجموعه اي از بنرهاي ديگر، به صورت متناوب، به نمايش درآيد. در هر صورت پس از اتصال مخاطب به سايت آگهي دهنده اطلاعات كامل به وي داده مي شود و در صورت لزوم امكاناتي مانند پست الكترونيكي ، فرمهاي درخواست اطلاعات ، فرمهاي سفارش كالا يا خدمات ، در اختيار او فرار مي گيرد .
2-1 تبليغات از طريق Banner چيست؟
بسياري از ابزارهاي معرفي بر روي اينترنت نظير موتورهاي جستجو و دايرکتوريها، ساز و کار (مکانيزم) هايي هستند که بر اساس تقاضاي اوليه کاربران اينترنت عمل ميکنند. اين ابزارها فقط هنگامي کاربران را به وب سايت شما هدايت مي نمايند که فعالانه در جستجوي سايت، خدمات يا محصولات شما باشند. به عبارت روشنتر اگر براي جلب مشتري تنها به اين ابزارها اکتفا کنيد، بايد به انتظار مشتري بنشينيد و بسيار خوش اقبال باشيد که مشتري از ميان عرضه کنندگان متعدد کالاها و خدمات مشابه، نام شما را انتخاب کند. طبيعي است اگر نام شما براي مشتري ناآشنا باشد يا در بازاري پر رقابت فعاليت کنيد يا نامتان در ردههاي پايين صفحات نتيجه جستجو، يا انتهاي فهرستها درج شده باشد، از اين ابزارها بهره چنداني حاصل نميشود.
در اين مواقع، قبل از آنکه رقبا مشتريان را جذب و شما را از بازار خارج کنند، بايد نام تجاري (Brand) و محصول يا خدمات خود را به مشتريان معرفي کنيد و منتظر نمانيد که مشتري به جستجوي شما برآيد. بنرهاي تبليغاتي
بهترين وسيله براي اين منظورند و ضمن معرفي نام تجاري و ايجاد نياز براي کالا يا خدمات جديد، ميتوانند مشتريان بالقوه را به خريداران بالفعل تبديل نمايند.
بنر چيست؟
بنر پيامي است که به شکلي هنري، شامل تصاوير و متون زيباي ثابت يا متحرک، روي صفحات وب سايتها ظاهر مي شود و بينندگان را به سايت آگهي دهنده هدايت مينمايد. بنر استاندارد 468 پيکسل پهنا و 60 پيکسل ارتفاع دارد و معمولا در بالاي صفحه وب قرار مي گيرد. بنرهاي کوچکتر، که به بنر "بند انگشتي" يا "تمبر پستي" معروفند، معمولا در نقاط ديگر (حاشيه راست يا چپ) صفحه جاي داده مي شوند.
بنر ها را ميتوان به صورت ثابت، چرخشي(Rotation)، يا از طريق سيستمهاي مديريت پخش آگهي روي صفحات وب قرار داد. در حالت اخير، که بنرها از طريق سيستم مديريت بنر پخش ميشوند، مديريت سيستم،
آگهيدهنده(Advertiser) و پخشکننده آگهي (Publisher) ميتوانند بر چگونگي پخش بنرها نظارت و آن را اداره کنند. سيستمهاي مديريت پخش بنر اين نوع تبليغات را از صورت غيرحرفهاي خارج و آن را در سطحي گسترده، نظارت پذير و حرفهاي مطرح ميکنند.
مزيت مهم بنر اين است که به صورت فعال عمل ميکند و مشتري را به سايت آگهي دهنده ميکشاند. تهيه بنر به سرعت و با هزينه کم امکانپذير است و در طراحي آن ميتوان از جاذبه ها و تکنيکهاي مختلف مانند گرافيک، عکس و انيميشن استفاده کرد. بعلاوه به کمک سيستمهاي خودکار تحت وب، نظارت و مديريت پخش بنر بسيار دقيق و آسان است.
برخي مزاياي تبليغات از طريق بنر
با استفاده از اين سيستمها آگهيدهنده ميتواند در هر لحظه به صورت Online به اطلاعاتي نظير تعداد پخش بنر، تعداد کليک روي هر بنر، تاريخ، زمان و حتي کشور فرد کليک کننده دست يابد و پس از مدت کوتاهي (معمولاً چند ساعت) بر اساس نتايج بدست آمده تبليغات را به نحوي که بهترين نتيجه را حاصل کند تغيير دهد. بعلاوه در يک سيستم مديريت پخش، که سايتهاي پخش کننده متعددي در آن عضويت دارند (مانند پارس ادز)، مي توان با دستهبندي سايتهاي پخش کننده آگهي مخاطبان را هدفگيري نمود. مثلاً آگهي دهنده مي تواند انتخاب کند که بنرهاي او در سايتهاي خبري، هنري، ورزشي، تجاري و امثال آن پخش شود.
در حقيقت سيستمهاي مديريت بنر اطلاعات کامل و امکانات متعددي را در اختيار آگهي دهندگان مي گذارند که در هيچيک از رسانههاي سنتي به اين دقت و گستردگي قابل دسترس نيست.
2-1-1 بهره مندي بيشتر از تبليغات با بنر
گه گاه در رسانه هاي مختلف به اظهار نظرهاي نادرست و حتي مغرضانه اي برمي خوريم که اثربخشي بنرهاي تبليغاتي را مورد سئوال قرار مي دهند! هر چند تبليغات از طريق بنر تنها راهکار تبليغ نيست و اين روش هم مزايا و محدوديتهاي خاص خود را دارد، ولي تجربه نشان مي دهد که استفاده هوشمندانه از بنر بويژه در معرفي نام تجاري (برند) و پيشبرد فروش بسيار موثراست.
فرانک کاتالانو مشاور برجسته بازاريابي در سياتل آمريکا ميگويد: "اگر بخواهيم ميزان آشنايي با تبليغات بنر را به مراحل مختلف شناخت افراد تشبيه کنيم ، مثل اين است که بگوئيم اکنون در پنجمين جلسه ملاقات با بنر قرار داريم؛ اولين جلسه ملاقات با اشخاص جديد معمولا" جلسه آشنايي است و در جلسات بعد بتدريج اطلاعات بيشتري در باره ملاقات شونده پيدا مي کنيم و خصوصيات او را بهتر مي شناسيم." سخن او اشاره به اين نکته است که: بسياري از آگهي دهندگان به شناخت کاملتري از تبليغات بنر (Banner Advertising ) نياز دارند تا بتوانند بخوبي از آن استفاده کنند.
بر اساس آمار سازمان بين المللي تبليغات( IAB )، در سال 2000 ميلادي، تبليغات از طريق بنر 47٪ کل تبليغات آنلاين را تشکيل داده است. بويژه اگر توجه کنيم که رقم کل تبليغات آنلاين در اين سال 2/8 ميليارد دلار بوده، بيشتر به اهميت اين نوع تبليغات پي مي بريم.
بنابراين تبليغات از طريق بنر مي تواند و مي بايست بخشي از استراتژي تبليغاتي شما باشد، به شرط آنکه به اين موارد توجه کنيد:
1- براي بنرهاي خود پيامهاي جذاب و کوتاه تهيه کنيد
بنرهاي تبليغاتي با بيلبوردهاي خياباني قابل مقايسه اند.اين آگهيها بايد نظر بيننده را به مدتي کوتاه جذب کنند. بنرخواه در بالاي صفحه باشد، يا در وسط و کناره هاي آن، بايد با چند کلمه يا تصوير مختصر پيام خود را انتقال دهد. اين آگهيها بخصوص در معرفي نام و مارکهاي تجاري بسيار موفق عمل مي کنند، زيرا نامها يا تصاوير کوتاه بخوبي در ذهن جاي مي گيرند. اگرشرکت کوچکي داريد ومي خواهيد مستقيما به تبليغ کالاو خدمات خود بپردازيد(يعني هدفتان معرفي نام تجاري نيست) باز هم بهتر است همين رويه را در پيش گيريد،يعني کلام و تصويري را انتخاب کنيد که به زيبايي و در کمال اختصار پيام شما را انتقال مي دهد.
2- اطمينان يابيد که بنرها مخاطب را به جاي درستي هدايت مي کنند.
اگر از بنر براي معرفي سايت خود استفاده مي کنيد، قابل قبول است که مخاطبان را به صفحه اصلي ( home page) سايت بفرستيد. اما بنرهايي که براي پيشبرد فروش و ارائه پيشنهادات خاص طراحي شده اند، ممکن است باهدايت مخاطبان به صفحه اصلي سبب سردرگمي ايشان شوند. در اين موارد، بخصوص اگر پيام يا راهنماي تصويري مناسبي براي هدايت اين بازديد کنندگان در صفحه اصلي پيش بيني نکرده باشيد، احتمالا آنها را از دست خواهيد داد.
کريس ماهر، مدير شرکت بازاريابي M2k در آستين تکزاس مي گويد: " اگر کاربر را خسته و سردرگم کنيم، بدون آنکه از ما خريد کند، به سايت ديگري خواهد رفت. اين يکي از خطاهاي مهمي است که آگهي دهندگان مرتکب ميشوند."
بنابراين، بجاي آنکه مخاطب را به صفحه اصلي سايت بفرستيم، بهتر است او را مستقيما" به صفحه اي که براي پيشبرد فروش طراحي شده ـ و بنر ها را به آن مرتبط ( لينک ) کرده ايم – هدايت نمائيم. در اين صفحه بايد محصول يا پيشنهاد خود را به صورت مشروح معرفي کنيم و از مخاطب بخواهيم که با پر کردن فرم محصول را سفارش دهد يا با ما تماس بگيرد. به اين ترتيب اگر مخاطب فرم را هم پر نکند، مطمئن هستيم که پيام ما را دريافت کرده است.
3- تبليغات خود را هدفگيري کنيد.
منظور از تبليغات هدفگيري شده، پيام رساني به مخاطباني است که داراي علائق مشترک شغلي، تخصصي، هنري، ورزشي و امثال آن هستند. در تبليغات از طريق بنر اين گروهها را مي توان با دسته بندي سايتهاي نمايش دهنده آگهي از يکديگر تفکيک کرد، بطوريکه هر آگهي براي گروه خاصي از مخاطبان پخش شود. نا گفته پيداست که به اين ترتيب هزينه ها کاهش و بازدهي تبليغات به ميزان درخور توجهي افزايش مي يابد.
4- تبليغات خود را با گروههاي کوچک محک بزنيد.
يک وجه امتياز يا زيبايي تبليغات اينترنتي اين است که با هزينه ناچيزي مي توانيد آگهي هاي خود را با گروه کوچکي از مخاطبان بيازمائيد. همچنين مي توانيد بنرهايي با شکلها، رنگها، متنها و اندازه هاي مختلف تهيه و اثر بخشي آنها را با هم مقايسه کنيد. با کمي دقت و حوصله مي توانيد پيشنهاد هاي فروش را بگونهاي تنظيم نمائيد که با خصوصيات وعلائق گروهي مخاطبان سازگارتر شده و بيشترين نتيجه را به بار آورد.
در ايران متوسط هزينه نمايش 1000 بنر در حدود 1200 تومان است، که رقم بسيار کمي است و امکان هر نوع آزمايشي را فراهم مي کند. اين آزمايشها اطلاعات فراواني به آگهي دهنده مي دهد که ارزش آن دهها و گاه صدها برابر هزينه هاي مربوطه است. حتي مي توانيد هزينه و اثر بخشي تبليغات بنر را، براي کالا يا خدمات مورد نظر، با ساير انواع تبليغات سنتي و اينترنتي مقايسه کنيد. در اين صورت ملاحظه خواهيد کرد که تبليغات بنر در مورد بسياري از محصولات ارزانتر تمام مي شود و نتيجه بهتري دارد.
5- بخشي از استراتژي کلي تبليغات خود را به بنر اختصاص دهيد.
تبليغات معمولا وقتي بيشترين نتيجه رابه بار مي آورد که از رسانه ها و روشهاي مختلف براي رساندن پيام به مخاطب استفاده کنيم. سازمانها و شرکتهاي بزرگ و با سابقه اين مطلب را مي دانند و مي کوشند پيامهاي خود را با رسانه هاي مختلف به مخاطبان برسانند. اين شرکتها معمولا" از راديو، تلويزيون، سينما، مطبوعات، تبليغات محيطي ( پوستر، بيلبورد، اتوبوس،...) بخوبي استفاده مي کنند و در سالهاي اخير روشهاي مختلف تبليغات آنلاين را هم به اين مجموعه افزوده اند.
اگر بودجه شما کفاف تبليغ در رسانه هاي گرانقيمت را نمي دهد، از ساير انواع تبليغات آنلاين استفاده کنيد. درج آگهي در خبرنامه هاي آنلاين و ارسال اي ميلهاي تبليغاتي از نمونه هائي است که درکنار تبليغات بنر مي تواند به شما کمک کند.
6- درطراحي بنر از گرافيک، انيميشن، و ساير جلوه هاي بصري بهره بگيريد.
ترکيب بندي، رنگ، نور، حرکت، حروف و خطوط زيبا اثر محسوسي بر جلب توجه بينندگان و موفقيت بنرهاي شما دارد. نثر زيبا و روان ( که پيشتر به آن اشاره شد) نيز در ترکيب با اين عوامل اثرگذارتر ميشود. اين مجموعه ممکن است مدتها در ذهن بيننده بماند و به اهداف آگهي دهنده کمک کند.
براي طراحي بنر ها از افراد متخصص و با تجربه استفاده کنيد. هزينه طراحي بنر رقم درخور توجهي نيست اما اثر مهمي بر تبليغات شما دارد.
2-2: تبليغات از طريق موتور جستجو
راز بزرگ تبليغات از طريق موتور جستجو چيست كه كساني كه آن را ميدانند، ميتوانند رتبه هاي اول را در ليستهاي جستجو به دست آورند؟ در واقع قوانين و قواعد ساده اي بر تبليغات با استفاده از موتور جستوجو حاكم است كه شما بايد آنها را رعايت كنيد.
1- محتواي ارزشمند
بسياري از افراد، اين نكته را ناديده ميانگارند، در حاليكه مهمترين عامل در يك استراتژي موفق براي تبليغات با كمك موتور جستجو، محتواي با ارزش است. بازديدكنندگان، اطلاعات مفيد و محتواي جالب ميخواهند. تبليغات با موتورجستجو فقط در مورد الگوريتمهاي كامپيوتري نيست. كيفيت محتوا ، نقش بسيار مؤثري در اين تجارت دارد. موتورهاي جستجو تلاش ميكنند تا سايتهاي با كيفيت را كه داراي اطلاعات مفيد هستند، درصدر حاصل از جستجو قرار دهند. يك استراتژي موفق براي تبليغات از طريق موتور جستجو بايد اين نكته را لحاظ كند.
2- سايت را ساده نگهداريد
يكي از اشتباهات معمول در تبليغات توسط موتور جستجو اين است كه سايت را با محتوايي در اختيار موتورهاي جستجو قرار دهيد كه توسط روباتهاي موتور جستوجو قابل ديدن نيستند. روباتهاي موتورهاي جستجو را نابينا فرض كنيد. آنها نميتوانند تصاوير را ببينند و معمولاً با خواندن و ديدن قابها (frame) و flash و محتواي ديناميك مشكل دارند. سايتهايي كه بدون زيباسازي تجملي ساخته ميشود، از نقطه نظر تجارت موتور جستجو بهتر ديده ميشوند.
3- كلمات كليدي را با دقت انتخاب كنيد
اطمينان حاصل كنيد كه تمامي كلمات و عبارات كليدي مورد نظر شما همان كلماتي هستند كه مردم به دنبال آنها جستجو ميكنند. مثلاً اگر همه افراد به دنبال عبارت search engine placement ميگردند، استفاده از عبارت search engine marketing سودي ندارد.
4- كلمات كليدي را درون متن بگذاريد
چگونه موتورهاي جستزجو ميتوانند بفهمند كه سايت شما درباره چيست اگر شما چيزي به آنها نگوييد؟ نميتوان توقع داشت كه يك مقاله با جستجوي عبارت search engine marketing يافت شود، مگر اينكه اين عبارت به طور مكرر در آن به كار رفته باشد. با اينكه اين نكته بسيار منطقي است، اما هنوز هم بسياري از مردم آن را فراموش ميكنند. آنها متعجبند كه چرا صفحه و سايت آنها با جستجوي يك عبارت خاص بالا نميآيد و پيدا نميشود، در حاليكه اصلاً آن عبارت را در سايت خود بكار نبردهاند.
5- كلمات كليدي را در جايي قرار دهيد كه ارزشمند باشد و به حساب بيايد
كلمات كليدي را در قسمت title صفحه بكار ببريد title> keyword يا اين كلمات را در قسمت headline قرار دهيد
استفاده از كلمات كليدي در نام دامنه و URL نيز توصيه ميشود. در واقع اين يك تاكتيك بسيار مؤثر در تبليغات به كمك موتور جستجو ميباشد.
6- ازmeta tagها استفاده كنيد
پيش از اين meta tagها از اهميت بيشتري نزد موتورهاي جستجو برخوردار بودند، اما با وجود كاهش اهميت، هنوز هم استفاده از meta tagها براي معرفي توصيف (description) و كلمات كليدي بايد جزئي از استراتژي تبليغات شما باشد:
يا
< name ="keywords" content="your keywords">
بنابراين مراقب باشيد تا meta tagهاي يكتايي را در هر صفحه از سايت خود به كار ببريد كه هر tag محتواي آن صفحه خاص را توصيف نمايد.
7- نام دامنه هاي مخصوص به خودتان بگيريد
اگر قصد تبليغات با موتور جستجو را داريد، بايد نام دامنه و آدرس IP مختص به خود را داشته باشيد. اين كار به موتورهاي جستجو نشان ميدهد كه شما سايت خود را جدي ميگيريد و به آن اهميت ميدهيد. اگر يك دامنه يا IP اشتراكي با ساير سايتها را مورد استفاده قرار ميدهيد، بايد اين ريسك را بپذيريد كه امكان دارد به علت استفاده از روشهاي غيراخلاقي در بازار موتورهاي جستجو همانند spam كردن ساير سايتهاي آن دامنه يا IP، توسط بازار موتورهاي جستجو جريمه يا حتي تحريم شويد.
8- يك ميزبان وب با كيفيت را در اختيار بگيريد
اطمينان حاصل كنيد كه ميزباني مطمئن و معتبر براي سايت خود يافته ايد كه هميشه سايت شما را در دسترس بينندگان قرار ميدهد. حتي مؤثرترين تاكتيكهاي موتور جستجو در جهان هم كمكي به شما نخواهدكرد، اگر هنگامي كه روبات موتور جستجو به سراغ شما ميآيد، سايت شما down باشد. اگر چنين اتفاقي بيافتد، سايت شما از شاخص موتور جستجو حذف ميشود و حتي ممكن است براي ماهها به شاخص برگردانده نشود. همچنين مطمئن شويد كه IP مخصوص خود را داريد و به فايلهاي ثبت وقايع كارگزار دسترسي داريد. اين فايلها ميتوانند ابزارهاي بسيار با ارزشي در بازاريابي از طريق موتور جستوجو باشند.
9-سعي كنيد در سايتهاي مختلف پيوندهايي به سايت خود بگيريد
اين نكته در بازاريابي موفق به كمك موتور جستوجوي موفق بسيار مهم است. موتورهاي جستوجو فرض ميكنند كه سايتهايي كه پيوندهاي زيادي به آنها اشاره ميكنند، سايتهاي مهم و با ارزشي هستند و به خصوص سعي كنيد در سايتهايي كه هم موضوع با سايت شما هستند و از درجه بالائي در موتورهاي جستجو برخوردارند، پيوند كسب كنيد.
10-سايت خود را به طور دستي در موتورهاي جستجو ثبت كنيد
هيچگاه از نرم افزار براي ثبت سايتتان در هزاران موتور جستجو استفاده نكنيد. مهمترين استراتژي در تبليغات با موتور جستجو، اين است كه شما به طور دستي خود را در ده موتور جستوجو ثبت كنيد. حدود 4 تا 8 هفته طول خواهد كشيد تا سايت شما شاخص دهي شود. هرماه ثبت مجدد نكنيد، چون تاثيري بر جايگاه شما در موتورهاي جستجو نخواهد داشت.
اين قواعد ده گانه را رعايت كنيد تا در زماني نه چنداني طولاني جايگاهي مناسب در موتورهاي جستجو كسب كنيد.
منبع : شبکه آموزش سیما
منظور از تبليغات اينترنتي نمايش دادن نامها وعلائم تجاري، شعارها و تصاوير تبليغاتي در سايتها (پايگاهها)ي پربيننده اينترنت است، به نحوي كه به تحقق اهداف عمومي تبليفات كمك نمايد و كاربران (مخاطبان) را به سايت مورد نظر آگهي دهنده هدايت كند .
آگهي اينترنتي (بنر) معمولا" در ابعاد استاندارد ساخته وعرضه ميشود. بنر به صورت نوشته يا تصوير ثابت يا متحرك است. هر بنر ممكن است به صورت ثابت در سايت يا سايتهاي مشخص نمايش داده شود يا همراه مجموعه اي از بنرهاي ديگر، به صورت متناوب، به نمايش درآيد. در هر صورت پس از اتصال مخاطب به سايت آگهي دهنده اطلاعات كامل به وي داده مي شود و در صورت لزوم امكاناتي مانند پست الكترونيكي ، فرمهاي درخواست اطلاعات ، فرمهاي سفارش كالا يا خدمات ، در اختيار او فرار مي گيرد .
2-1 تبليغات از طريق Banner چيست؟
بسياري از ابزارهاي معرفي بر روي اينترنت نظير موتورهاي جستجو و دايرکتوريها، ساز و کار (مکانيزم) هايي هستند که بر اساس تقاضاي اوليه کاربران اينترنت عمل ميکنند. اين ابزارها فقط هنگامي کاربران را به وب سايت شما هدايت مي نمايند که فعالانه در جستجوي سايت، خدمات يا محصولات شما باشند. به عبارت روشنتر اگر براي جلب مشتري تنها به اين ابزارها اکتفا کنيد، بايد به انتظار مشتري بنشينيد و بسيار خوش اقبال باشيد که مشتري از ميان عرضه کنندگان متعدد کالاها و خدمات مشابه، نام شما را انتخاب کند. طبيعي است اگر نام شما براي مشتري ناآشنا باشد يا در بازاري پر رقابت فعاليت کنيد يا نامتان در ردههاي پايين صفحات نتيجه جستجو، يا انتهاي فهرستها درج شده باشد، از اين ابزارها بهره چنداني حاصل نميشود.
در اين مواقع، قبل از آنکه رقبا مشتريان را جذب و شما را از بازار خارج کنند، بايد نام تجاري (Brand) و محصول يا خدمات خود را به مشتريان معرفي کنيد و منتظر نمانيد که مشتري به جستجوي شما برآيد. بنرهاي تبليغاتي
بهترين وسيله براي اين منظورند و ضمن معرفي نام تجاري و ايجاد نياز براي کالا يا خدمات جديد، ميتوانند مشتريان بالقوه را به خريداران بالفعل تبديل نمايند.
بنر چيست؟
بنر پيامي است که به شکلي هنري، شامل تصاوير و متون زيباي ثابت يا متحرک، روي صفحات وب سايتها ظاهر مي شود و بينندگان را به سايت آگهي دهنده هدايت مينمايد. بنر استاندارد 468 پيکسل پهنا و 60 پيکسل ارتفاع دارد و معمولا در بالاي صفحه وب قرار مي گيرد. بنرهاي کوچکتر، که به بنر "بند انگشتي" يا "تمبر پستي" معروفند، معمولا در نقاط ديگر (حاشيه راست يا چپ) صفحه جاي داده مي شوند.
بنر ها را ميتوان به صورت ثابت، چرخشي(Rotation)، يا از طريق سيستمهاي مديريت پخش آگهي روي صفحات وب قرار داد. در حالت اخير، که بنرها از طريق سيستم مديريت بنر پخش ميشوند، مديريت سيستم،
آگهيدهنده(Advertiser) و پخشکننده آگهي (Publisher) ميتوانند بر چگونگي پخش بنرها نظارت و آن را اداره کنند. سيستمهاي مديريت پخش بنر اين نوع تبليغات را از صورت غيرحرفهاي خارج و آن را در سطحي گسترده، نظارت پذير و حرفهاي مطرح ميکنند.
مزيت مهم بنر اين است که به صورت فعال عمل ميکند و مشتري را به سايت آگهي دهنده ميکشاند. تهيه بنر به سرعت و با هزينه کم امکانپذير است و در طراحي آن ميتوان از جاذبه ها و تکنيکهاي مختلف مانند گرافيک، عکس و انيميشن استفاده کرد. بعلاوه به کمک سيستمهاي خودکار تحت وب، نظارت و مديريت پخش بنر بسيار دقيق و آسان است.
برخي مزاياي تبليغات از طريق بنر
با استفاده از اين سيستمها آگهيدهنده ميتواند در هر لحظه به صورت Online به اطلاعاتي نظير تعداد پخش بنر، تعداد کليک روي هر بنر، تاريخ، زمان و حتي کشور فرد کليک کننده دست يابد و پس از مدت کوتاهي (معمولاً چند ساعت) بر اساس نتايج بدست آمده تبليغات را به نحوي که بهترين نتيجه را حاصل کند تغيير دهد. بعلاوه در يک سيستم مديريت پخش، که سايتهاي پخش کننده متعددي در آن عضويت دارند (مانند پارس ادز)، مي توان با دستهبندي سايتهاي پخش کننده آگهي مخاطبان را هدفگيري نمود. مثلاً آگهي دهنده مي تواند انتخاب کند که بنرهاي او در سايتهاي خبري، هنري، ورزشي، تجاري و امثال آن پخش شود.
در حقيقت سيستمهاي مديريت بنر اطلاعات کامل و امکانات متعددي را در اختيار آگهي دهندگان مي گذارند که در هيچيک از رسانههاي سنتي به اين دقت و گستردگي قابل دسترس نيست.
2-1-1 بهره مندي بيشتر از تبليغات با بنر
گه گاه در رسانه هاي مختلف به اظهار نظرهاي نادرست و حتي مغرضانه اي برمي خوريم که اثربخشي بنرهاي تبليغاتي را مورد سئوال قرار مي دهند! هر چند تبليغات از طريق بنر تنها راهکار تبليغ نيست و اين روش هم مزايا و محدوديتهاي خاص خود را دارد، ولي تجربه نشان مي دهد که استفاده هوشمندانه از بنر بويژه در معرفي نام تجاري (برند) و پيشبرد فروش بسيار موثراست.
فرانک کاتالانو مشاور برجسته بازاريابي در سياتل آمريکا ميگويد: "اگر بخواهيم ميزان آشنايي با تبليغات بنر را به مراحل مختلف شناخت افراد تشبيه کنيم ، مثل اين است که بگوئيم اکنون در پنجمين جلسه ملاقات با بنر قرار داريم؛ اولين جلسه ملاقات با اشخاص جديد معمولا" جلسه آشنايي است و در جلسات بعد بتدريج اطلاعات بيشتري در باره ملاقات شونده پيدا مي کنيم و خصوصيات او را بهتر مي شناسيم." سخن او اشاره به اين نکته است که: بسياري از آگهي دهندگان به شناخت کاملتري از تبليغات بنر (Banner Advertising ) نياز دارند تا بتوانند بخوبي از آن استفاده کنند.
بر اساس آمار سازمان بين المللي تبليغات( IAB )، در سال 2000 ميلادي، تبليغات از طريق بنر 47٪ کل تبليغات آنلاين را تشکيل داده است. بويژه اگر توجه کنيم که رقم کل تبليغات آنلاين در اين سال 2/8 ميليارد دلار بوده، بيشتر به اهميت اين نوع تبليغات پي مي بريم.
بنابراين تبليغات از طريق بنر مي تواند و مي بايست بخشي از استراتژي تبليغاتي شما باشد، به شرط آنکه به اين موارد توجه کنيد:
1- براي بنرهاي خود پيامهاي جذاب و کوتاه تهيه کنيد
بنرهاي تبليغاتي با بيلبوردهاي خياباني قابل مقايسه اند.اين آگهيها بايد نظر بيننده را به مدتي کوتاه جذب کنند. بنرخواه در بالاي صفحه باشد، يا در وسط و کناره هاي آن، بايد با چند کلمه يا تصوير مختصر پيام خود را انتقال دهد. اين آگهيها بخصوص در معرفي نام و مارکهاي تجاري بسيار موفق عمل مي کنند، زيرا نامها يا تصاوير کوتاه بخوبي در ذهن جاي مي گيرند. اگرشرکت کوچکي داريد ومي خواهيد مستقيما به تبليغ کالاو خدمات خود بپردازيد(يعني هدفتان معرفي نام تجاري نيست) باز هم بهتر است همين رويه را در پيش گيريد،يعني کلام و تصويري را انتخاب کنيد که به زيبايي و در کمال اختصار پيام شما را انتقال مي دهد.
2- اطمينان يابيد که بنرها مخاطب را به جاي درستي هدايت مي کنند.
اگر از بنر براي معرفي سايت خود استفاده مي کنيد، قابل قبول است که مخاطبان را به صفحه اصلي ( home page) سايت بفرستيد. اما بنرهايي که براي پيشبرد فروش و ارائه پيشنهادات خاص طراحي شده اند، ممکن است باهدايت مخاطبان به صفحه اصلي سبب سردرگمي ايشان شوند. در اين موارد، بخصوص اگر پيام يا راهنماي تصويري مناسبي براي هدايت اين بازديد کنندگان در صفحه اصلي پيش بيني نکرده باشيد، احتمالا آنها را از دست خواهيد داد.
کريس ماهر، مدير شرکت بازاريابي M2k در آستين تکزاس مي گويد: " اگر کاربر را خسته و سردرگم کنيم، بدون آنکه از ما خريد کند، به سايت ديگري خواهد رفت. اين يکي از خطاهاي مهمي است که آگهي دهندگان مرتکب ميشوند."
بنابراين، بجاي آنکه مخاطب را به صفحه اصلي سايت بفرستيم، بهتر است او را مستقيما" به صفحه اي که براي پيشبرد فروش طراحي شده ـ و بنر ها را به آن مرتبط ( لينک ) کرده ايم – هدايت نمائيم. در اين صفحه بايد محصول يا پيشنهاد خود را به صورت مشروح معرفي کنيم و از مخاطب بخواهيم که با پر کردن فرم محصول را سفارش دهد يا با ما تماس بگيرد. به اين ترتيب اگر مخاطب فرم را هم پر نکند، مطمئن هستيم که پيام ما را دريافت کرده است.
3- تبليغات خود را هدفگيري کنيد.
منظور از تبليغات هدفگيري شده، پيام رساني به مخاطباني است که داراي علائق مشترک شغلي، تخصصي، هنري، ورزشي و امثال آن هستند. در تبليغات از طريق بنر اين گروهها را مي توان با دسته بندي سايتهاي نمايش دهنده آگهي از يکديگر تفکيک کرد، بطوريکه هر آگهي براي گروه خاصي از مخاطبان پخش شود. نا گفته پيداست که به اين ترتيب هزينه ها کاهش و بازدهي تبليغات به ميزان درخور توجهي افزايش مي يابد.
4- تبليغات خود را با گروههاي کوچک محک بزنيد.
يک وجه امتياز يا زيبايي تبليغات اينترنتي اين است که با هزينه ناچيزي مي توانيد آگهي هاي خود را با گروه کوچکي از مخاطبان بيازمائيد. همچنين مي توانيد بنرهايي با شکلها، رنگها، متنها و اندازه هاي مختلف تهيه و اثر بخشي آنها را با هم مقايسه کنيد. با کمي دقت و حوصله مي توانيد پيشنهاد هاي فروش را بگونهاي تنظيم نمائيد که با خصوصيات وعلائق گروهي مخاطبان سازگارتر شده و بيشترين نتيجه را به بار آورد.
در ايران متوسط هزينه نمايش 1000 بنر در حدود 1200 تومان است، که رقم بسيار کمي است و امکان هر نوع آزمايشي را فراهم مي کند. اين آزمايشها اطلاعات فراواني به آگهي دهنده مي دهد که ارزش آن دهها و گاه صدها برابر هزينه هاي مربوطه است. حتي مي توانيد هزينه و اثر بخشي تبليغات بنر را، براي کالا يا خدمات مورد نظر، با ساير انواع تبليغات سنتي و اينترنتي مقايسه کنيد. در اين صورت ملاحظه خواهيد کرد که تبليغات بنر در مورد بسياري از محصولات ارزانتر تمام مي شود و نتيجه بهتري دارد.
5- بخشي از استراتژي کلي تبليغات خود را به بنر اختصاص دهيد.
تبليغات معمولا وقتي بيشترين نتيجه رابه بار مي آورد که از رسانه ها و روشهاي مختلف براي رساندن پيام به مخاطب استفاده کنيم. سازمانها و شرکتهاي بزرگ و با سابقه اين مطلب را مي دانند و مي کوشند پيامهاي خود را با رسانه هاي مختلف به مخاطبان برسانند. اين شرکتها معمولا" از راديو، تلويزيون، سينما، مطبوعات، تبليغات محيطي ( پوستر، بيلبورد، اتوبوس،...) بخوبي استفاده مي کنند و در سالهاي اخير روشهاي مختلف تبليغات آنلاين را هم به اين مجموعه افزوده اند.
اگر بودجه شما کفاف تبليغ در رسانه هاي گرانقيمت را نمي دهد، از ساير انواع تبليغات آنلاين استفاده کنيد. درج آگهي در خبرنامه هاي آنلاين و ارسال اي ميلهاي تبليغاتي از نمونه هائي است که درکنار تبليغات بنر مي تواند به شما کمک کند.
6- درطراحي بنر از گرافيک، انيميشن، و ساير جلوه هاي بصري بهره بگيريد.
ترکيب بندي، رنگ، نور، حرکت، حروف و خطوط زيبا اثر محسوسي بر جلب توجه بينندگان و موفقيت بنرهاي شما دارد. نثر زيبا و روان ( که پيشتر به آن اشاره شد) نيز در ترکيب با اين عوامل اثرگذارتر ميشود. اين مجموعه ممکن است مدتها در ذهن بيننده بماند و به اهداف آگهي دهنده کمک کند.
براي طراحي بنر ها از افراد متخصص و با تجربه استفاده کنيد. هزينه طراحي بنر رقم درخور توجهي نيست اما اثر مهمي بر تبليغات شما دارد.
2-2: تبليغات از طريق موتور جستجو
راز بزرگ تبليغات از طريق موتور جستجو چيست كه كساني كه آن را ميدانند، ميتوانند رتبه هاي اول را در ليستهاي جستجو به دست آورند؟ در واقع قوانين و قواعد ساده اي بر تبليغات با استفاده از موتور جستوجو حاكم است كه شما بايد آنها را رعايت كنيد.
1- محتواي ارزشمند
بسياري از افراد، اين نكته را ناديده ميانگارند، در حاليكه مهمترين عامل در يك استراتژي موفق براي تبليغات با كمك موتور جستجو، محتواي با ارزش است. بازديدكنندگان، اطلاعات مفيد و محتواي جالب ميخواهند. تبليغات با موتورجستجو فقط در مورد الگوريتمهاي كامپيوتري نيست. كيفيت محتوا ، نقش بسيار مؤثري در اين تجارت دارد. موتورهاي جستجو تلاش ميكنند تا سايتهاي با كيفيت را كه داراي اطلاعات مفيد هستند، درصدر حاصل از جستجو قرار دهند. يك استراتژي موفق براي تبليغات از طريق موتور جستجو بايد اين نكته را لحاظ كند.
2- سايت را ساده نگهداريد
يكي از اشتباهات معمول در تبليغات توسط موتور جستجو اين است كه سايت را با محتوايي در اختيار موتورهاي جستجو قرار دهيد كه توسط روباتهاي موتور جستوجو قابل ديدن نيستند. روباتهاي موتورهاي جستجو را نابينا فرض كنيد. آنها نميتوانند تصاوير را ببينند و معمولاً با خواندن و ديدن قابها (frame) و flash و محتواي ديناميك مشكل دارند. سايتهايي كه بدون زيباسازي تجملي ساخته ميشود، از نقطه نظر تجارت موتور جستجو بهتر ديده ميشوند.
3- كلمات كليدي را با دقت انتخاب كنيد
اطمينان حاصل كنيد كه تمامي كلمات و عبارات كليدي مورد نظر شما همان كلماتي هستند كه مردم به دنبال آنها جستجو ميكنند. مثلاً اگر همه افراد به دنبال عبارت search engine placement ميگردند، استفاده از عبارت search engine marketing سودي ندارد.
4- كلمات كليدي را درون متن بگذاريد
چگونه موتورهاي جستزجو ميتوانند بفهمند كه سايت شما درباره چيست اگر شما چيزي به آنها نگوييد؟ نميتوان توقع داشت كه يك مقاله با جستجوي عبارت search engine marketing يافت شود، مگر اينكه اين عبارت به طور مكرر در آن به كار رفته باشد. با اينكه اين نكته بسيار منطقي است، اما هنوز هم بسياري از مردم آن را فراموش ميكنند. آنها متعجبند كه چرا صفحه و سايت آنها با جستجوي يك عبارت خاص بالا نميآيد و پيدا نميشود، در حاليكه اصلاً آن عبارت را در سايت خود بكار نبردهاند.
5- كلمات كليدي را در جايي قرار دهيد كه ارزشمند باشد و به حساب بيايد
كلمات كليدي را در قسمت title صفحه بكار ببريد title> keyword يا اين كلمات را در قسمت headline قرار دهيد
keywords
.همچنين ميتوانيد اين كلمات را در برچسبهاي italic وbold درون متن قرار دهيد:keywords <\i> يا keywords <\b>استفاده از كلمات كليدي در نام دامنه و URL نيز توصيه ميشود. در واقع اين يك تاكتيك بسيار مؤثر در تبليغات به كمك موتور جستجو ميباشد.
6- ازmeta tagها استفاده كنيد
پيش از اين meta tagها از اهميت بيشتري نزد موتورهاي جستجو برخوردار بودند، اما با وجود كاهش اهميت، هنوز هم استفاده از meta tagها براي معرفي توصيف (description) و كلمات كليدي بايد جزئي از استراتژي تبليغات شما باشد:
يا
< name ="keywords" content="your keywords">
بنابراين مراقب باشيد تا meta tagهاي يكتايي را در هر صفحه از سايت خود به كار ببريد كه هر tag محتواي آن صفحه خاص را توصيف نمايد.
7- نام دامنه هاي مخصوص به خودتان بگيريد
اگر قصد تبليغات با موتور جستجو را داريد، بايد نام دامنه و آدرس IP مختص به خود را داشته باشيد. اين كار به موتورهاي جستجو نشان ميدهد كه شما سايت خود را جدي ميگيريد و به آن اهميت ميدهيد. اگر يك دامنه يا IP اشتراكي با ساير سايتها را مورد استفاده قرار ميدهيد، بايد اين ريسك را بپذيريد كه امكان دارد به علت استفاده از روشهاي غيراخلاقي در بازار موتورهاي جستجو همانند spam كردن ساير سايتهاي آن دامنه يا IP، توسط بازار موتورهاي جستجو جريمه يا حتي تحريم شويد.
8- يك ميزبان وب با كيفيت را در اختيار بگيريد
اطمينان حاصل كنيد كه ميزباني مطمئن و معتبر براي سايت خود يافته ايد كه هميشه سايت شما را در دسترس بينندگان قرار ميدهد. حتي مؤثرترين تاكتيكهاي موتور جستجو در جهان هم كمكي به شما نخواهدكرد، اگر هنگامي كه روبات موتور جستجو به سراغ شما ميآيد، سايت شما down باشد. اگر چنين اتفاقي بيافتد، سايت شما از شاخص موتور جستجو حذف ميشود و حتي ممكن است براي ماهها به شاخص برگردانده نشود. همچنين مطمئن شويد كه IP مخصوص خود را داريد و به فايلهاي ثبت وقايع كارگزار دسترسي داريد. اين فايلها ميتوانند ابزارهاي بسيار با ارزشي در بازاريابي از طريق موتور جستوجو باشند.
9-سعي كنيد در سايتهاي مختلف پيوندهايي به سايت خود بگيريد
اين نكته در بازاريابي موفق به كمك موتور جستوجوي موفق بسيار مهم است. موتورهاي جستوجو فرض ميكنند كه سايتهايي كه پيوندهاي زيادي به آنها اشاره ميكنند، سايتهاي مهم و با ارزشي هستند و به خصوص سعي كنيد در سايتهايي كه هم موضوع با سايت شما هستند و از درجه بالائي در موتورهاي جستجو برخوردارند، پيوند كسب كنيد.
10-سايت خود را به طور دستي در موتورهاي جستجو ثبت كنيد
هيچگاه از نرم افزار براي ثبت سايتتان در هزاران موتور جستجو استفاده نكنيد. مهمترين استراتژي در تبليغات با موتور جستجو، اين است كه شما به طور دستي خود را در ده موتور جستوجو ثبت كنيد. حدود 4 تا 8 هفته طول خواهد كشيد تا سايت شما شاخص دهي شود. هرماه ثبت مجدد نكنيد، چون تاثيري بر جايگاه شما در موتورهاي جستجو نخواهد داشت.
اين قواعد ده گانه را رعايت كنيد تا در زماني نه چنداني طولاني جايگاهي مناسب در موتورهاي جستجو كسب كنيد.
منبع : شبکه آموزش سیما
فرصتها و چالشها در تبليغات اينترنتی - بخش نخست
1- مقدمه
تبليغات جمع تبليغ و به معني ابلاغ و رساندن پيام است. ابلاغ در لغت به معني رساندن است و تبليغ رسانندگي و مبلغ رساننده است.
پروفسور حميد مولانا، استاد ايراني ارتباطات بين المللي در تعريفي از تبليغات ميگويد:« تبليغ عبارت است از نشر و پخش يك اصل و مقصود نهائي از طريق افزايش يا گسترش و تكثير طبيعي در شرايط زماني و مكاني مخصوص».
نقش تبليغات
تبليغات هنگامي كه جنبه آموزشي و ترويج مطالب اخلاقي، مذهبي، علمي داشته باشد ، امري مشروع است. هنگامي كه نقش بازگوكننده، عقايد گروهها و جمعيتها يا توضيح دهنده پيشرفت ها و كاركردها و اطلاعات واقعي رويداد را داشته باشد، راهنما و اطلاع رساندن محسوب ميشود.
اماگاهي اين واژه در اذهان عمومي با سوء ظن همراه است و اين در مواردي است كه مخاطبين پيام را مشكوك، دروغ و معرضانه ميپندارند به هرحال نقش تبليغات ، جهت دادن به جريانات از پيش موجود است. تبليغات عبارت است از «اعمال نظريات يا اعلان اطلاعات خاص به منظور كسب آراء يا تمايلات مطلوب.»
انواع تبليغات
تبليغات را ميتوانيم از لحاظ شيوه هاي اجرايي و القائي به دو گروه ، مستقيم و غيرمستقيم و از لحاظ موضوع به دو بخش تجاري و سياسي تقسيم كنيم.
اهميت تبليغات
تبليغات در تحولات عمومي جهان، در همه امور جاري فعاليتهاي بشري اعم از علمي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، شخصي و جمعي تأثير فراوان دارد. تبليغات در تمام تارو پود زندگي انسانها گره خورده است . تبليغات در وجه مثبت خود يك ضرورت است و در حقيقت بوجودآورندة ارتباطات لازم و منطقي است.
انقلابات مشهور جهاني با تبليغات نضج گرفته، رشد كرده و به ثمر رسيده است. البته ابزار تبليغات در اعصار مختلف ، متفاوت بوده است . پيروزي باند نازي ها در آلمان با تكيه بر فعاليتهاي شديد تبليغاتي انجام گرفت. هنرها و ادبيات، بويژه سينما و مطبوعات به وضع ماهرانه و عجيبي در خدمت تبليغات قرار گرفته و توجيه سياستهاي فاشيستي را به عهده داشتند.
در جريان جنگهاي كره و ويتنام همه نوع ترفندهاي تبليغاتي براي توجيه لزوم ادامه جنگ بكار ميرفت. در جنگ خليج فارس شدت سانسور و تحريف وقايع از طرف آمريكا و متحدانش به حدي بود كه بعد از خاتمه جنگ، اين شيوه از طرف بسياري از مفسرين و رسانههاي جمعي دنيا يك رسوايي آشكار تبليغاتي تلقي شد.
در جريان برگزاري انتخابات در كشورها به ويژه در ممالك غربي و بالاخص آمريكا، با اطمينان ميتوان گفت كه پيروزي از آن كسي است كه از موهبت تبليغات گستردهتر و مؤثرتر برخوردار بوده باشد. در مجموع ميتوان گفت : تبليغات با وجوه متضاد خود هم ميسازد و هم ميسوزاند، آگاه ميكند و گمراه ميكند، موجب ترقي و تعالي و پيروزي ميشود و باعث خمودي و شكست و فراموشي ميگردد، اما هرچه كه هست حضور دارد و اگر اين عصر را عصر تبليغات بناميم سخني به گزاف نگفتهايم.
اين طنز تاريخ است كه «روزگار بدون تبليغات نميگذرد،»
تاريخچه و تعريف تبليغات
تاريخچه
سابقه تبليغات به زمانهاي گذشته بر ميگردد. مثلاًباستان شناسان، از ميان ويرانههاي بابل لوحههايي يافتهاند كه از تبليغات حكايت ميكند. اين لوحهها كه متعلق به سه هزار سال پيش از ميلاد است، تبليغي در مورد نوعي پماد روغني و همچنين تعريف از كسي است كه در دوختن كفش مهارت داشته است و يا در سرزمينهاي اطراف مديترانه، آثاري يافتهاند كه مؤيد تبليغات براي تماشاي جنگ گلادياتورها و با تبليغ در مورد ابزار براي فنيقيها و يا حتي تشويق مردم براي رأي دادن به يك سياستمدار بوده است. در كشور ما نيز، فروشندگان دوره گرد، مزيتهاي كالاي خود را با صداي بلند در كوچهها تبليغ ميكردند.
در قرن بيست و يكم، با رشد گسترده وسايل ارتباط جمعي، نظير روزنامهها، راديو و تلويزيون و... تبليغات اهميت بسيار زيادي يافته است. اگر چه بخش خصوصي بيشتر از تبليغات استفاده ميكند، ولي دولتها حتي در كشورهاي سوسياليستي نيز از اين ابزار بهره ميگيرند. از اين ابزار براي تبليغ فروش يك محصول، معرفي كانديدا براي نمايندگي مجلس و يا رياست جمهوري، ايجاد ترس در مورد كشيدن سيگار، كنترل جمعيت، و... استفاده ميشود.
اولين پوستر تبليغاتي در سال1740 ميلادي در لندن به ديوار چسبانده شد كه در مورد مطلب ذخيره كردن بود. مهمترين واسطه تبليغاتي، اختراع ماشين چاپ توسط گوتنبرگ بود كه يكي از پيامدهاي سهل شدن چاپ، انتشار روزنامه بود. با انتشار روزنامه اين انگيزه در مردم ايجاد شد تا آناني كه هنري براي عرضه يا كالايي بر فروش داشتند، به اطلاع ديگر همشهريان خود برسانند.
تعريف تبليغ
در زبانها و فرهنگها، اصطلاحات گوناگوني به منظور بيان مفهوم تبليغ استعمال ميگردد. مثلاً در لغت عرب «تبليغ»، دعوت، اعلام و دعايه و امثال آنها، در فرهنگ غربي معمولاً واژه پروپاگاند و يا ايندوكتري نيشن مورد استفاده قرار ميگيرد. پروپاگاند از ريشه لغت لاتيني پروپاگاره مشتق شده است كلمه پروپاگاره به معناي نشا كردن براي توليد مجدد گياه و به تبع توليد كردن و توليد مثل است و معني وسيعتر و كليتر آن پخش كردن و افزودن است. بنابراين از نظر ريشه لغت پروپاگاند توليد اجباري است و به معني توليد خودبخودي نيست.
سادهترين تعريف از تبليغ از دكتر دانيل استاريچ ارايه شده است وي كه معتقد است: " آگهي نمايشي است كه به وسيله يك شخص يا يك مؤسسه معين انتشار مييابد و هدف آن نفوذ در عقايد و اعمال مردم است ".
در تعريف ديگر، " تبليغ بعنوان روش يا روشهاي بهم پيوسته (در قالب يك مجموعه) براي بسيج و جهت دادن نيروهاي اجتماعي و فردي از طريق نفوذ در شخصيت، افكار و عقايد و احساسات آنها جهت رسيدن به يك هدف مشخص كه اين هدف ممكن است سياسي، نظامي، فرهنگي و... مشروع و نامشروع باشد. " برخي از تحليل گران تبليغ را نوعي كار آموزشي ميدانند و اين نوع را بهترين روش تبليغ بر شمردهاند اگر چه ماهيت تبليغ با آموزش تفاوت روشن دارد. ولي بسياري بر اين عقيدهاند كه تبليغات و آموزش در تعامل با همديگر معنا دارند كه تعريف ذيل معطوف به اين موضوع است: " تبليغ در بهترين و اصوليترين شكل آن يك فعاليت آموزشي است كه به منظور نشر دانش و آگاهيهاي سياسي، اجتماعي،
فرهنگي و نشر ارزشها و سجاياي اخلاقي صورت ميگيرد. در تبليغات گذشته از انتقال پيام از پيام دهنده به پيام گيرنده كه در حقيقت يك حركت آموزشي وجود دارد، مسأله تعميق پيام در جامعه پيام گيرندگان و در نتيجه بسيج افكار عمومي نيز مطرح است كه تحت عنوان " تنفيذ " مورد دقت قرار خواهد گرفت.
" تونيس " تبليغات را تلاشي براي اشاعه افكار فاقد حقيقت و دقت ميداند.
بعضيها منظور از تبليغ با پروپاگاندا(propaganda) را كه خود از نام و عملكرد"conqreqatio de opaagqndqfl" يا " مجمع تبليغ و ترويج ايمان " مشتق شده است، (2) به معني پخش يا تحريك و يا به حركت واداشتن انديشههاي ويژه ميدانند. آنان بر اين باورند كه پروپاگاندا به معني دروغ، تحريف، فريب، جنگ رواني و شستشوي مغزي به كار ميرود و هويت يك پيام به عنوان پروپاگاندا، از معناي منفي و نادرست آن شناسايي ميشود.
" گارث. اس. جاوت " و " ويكتوريا ادراس " با چنين ديدگاهي، تبليغ را به پنج نوع تقسيم ميكنند. تقسيم بندي آنان به اين شرح است:
1 - تبليغ آشوب آفرين يا هيجاني: در اين نوع تبليغ سعي ميشود مخاطب به سوي اهداف معين هدايت شود.
2 - تبليغ وحدت بخش: در اين نوع تبليغ تلاش منبع در راستاي منفعل كردن مخاطب است.
3 - تبليغ سفيد: در اين نوع تبليغ علي رغم اينكه منبع مشخص است و اطلاعات پيام ارسالي از طرف او صحت دارد، تلاش منبع ايجاد اعتبار در نزد مخاطب است.
4 - تبليغ خاكستري: در اين تبليغ ممكن است منبع مشخص و يا نامشخص باشد و احتمال دارد اطلاعات پيام نيز درست و يا نادرست باشد.
5 - تبليغ سياه: در اين نوع تبليغ، اطلاعات پيام نادرست و ساختگي بوده و هدف منبع نيرنگآميز است.
اگر در هر يك از انواع تبليغات دقت كنيم، در مييابيم كه مهمترين ويژگي آنها ناديده انگاشتن نقش مخاطب است. همچنين بعضيها معتقدند كه در تبليغ سعي ميشود اراده مردم، تفكر، نگرش و جهان بيني آنان به سوي عوامل تبليغ جلب شود ؛ يعني مبلغ به جاي مخاطب خود فكر ميكند و عقايد خود را به آنان تحميل ميكند.
" ژان ماري دمناچ " پنج قاعده را براي تبليغات بر ميشمارد كه شامل بيان هر چه سادهتر عقايد، دستكاري اطلاعات، تأكيد مكرر بر موضوعات بنيادي و اصلي توجه به مخاطبان مطلوب و القاي وجود اتفاق نظرها هستند.
" گوبلز " با مطرح كردن تبليغات اعلام ميكند هر نوع ابزاري كه به هدف تسلط بر تودهها كمك ميكند خوب است.
" هانت " و " گرونيك " نيز در توضيح الگوهاي روابط عمومي با اشاره به الگوي يكسويه نامتقارن يا ناهمسنگ ميگويند: «در اين نوع ارتباط پيامي كه از طرف منبع به مخاطب منتقل ميشود داراي سمتگيري جانبدارانه يا نفع پرستانه است و تنها به منافع مؤسسه فكر ميشود.»
مرحوم " علي اسدي " در كتاب " افكار عمومي و تبليغات " ضمن اشاره به تعاريف مربوط به تبليغات در نظريات خوش بينانه و بدبينانه در بخش نتيجهگيري، ويژگيهاي تبليغات نوين را شامل عينيت، عدم دلبستگي، پنهان كاري و ظرافتهاي علمي عنوان ميكند.
تبليغات را ميتوان در خلاصهترين شكل، اين گونه تعريف كرد:
فرآيند روشمند ارايه اطلاعات مناسب در مورد كالاها و خدمات به مشتريان و ترغيب و متقاعد كردن مؤثر مصرف كنندگان به خريد كالاها و خدمات.
واژهها و عبارات «روشمند»، «اطلاعات مناسب» و «ترغيب و متقاعد كردن مؤثر»، همگي ناظر بر انجام برنامه ريزي در فرآيند تبليغات است.
برنامه ريزي در تبليغات نيز مستلزم شناخت عيني رفتار مشتريان، به ويژه رفتار مصرف كنندگان و ساير اجزأ مرتبط و مهم در بازار (كالا و خدمات، رقبا و محيط بازار) يا به عبارتي تحقيقات بازاريابي و همچنين انجام انواع آزمونها و ارزيابي هايي است كه بخش عمده «تحقيقات تبليغات» را تشكيل ميهد.
هدف اساسي تبليغات در درجه اول، ايجاد تصويري مطلوب از نشانه كالا و خدمت در اذهان مخاطب هدف است.
تبليغات يكي از روشهاي تشويق و ترغيب(Promotion) است كه از عناصر چهارگانة بازاريابي، بعد از محصول (Product)، قيمت(Price) و توزيع (مكان(Place) محسوب ميشود
ادامه دارد ...
منبع : شبکه آموزش سیما
تبليغات جمع تبليغ و به معني ابلاغ و رساندن پيام است. ابلاغ در لغت به معني رساندن است و تبليغ رسانندگي و مبلغ رساننده است.
پروفسور حميد مولانا، استاد ايراني ارتباطات بين المللي در تعريفي از تبليغات ميگويد:« تبليغ عبارت است از نشر و پخش يك اصل و مقصود نهائي از طريق افزايش يا گسترش و تكثير طبيعي در شرايط زماني و مكاني مخصوص».
نقش تبليغات
تبليغات هنگامي كه جنبه آموزشي و ترويج مطالب اخلاقي، مذهبي، علمي داشته باشد ، امري مشروع است. هنگامي كه نقش بازگوكننده، عقايد گروهها و جمعيتها يا توضيح دهنده پيشرفت ها و كاركردها و اطلاعات واقعي رويداد را داشته باشد، راهنما و اطلاع رساندن محسوب ميشود.
اماگاهي اين واژه در اذهان عمومي با سوء ظن همراه است و اين در مواردي است كه مخاطبين پيام را مشكوك، دروغ و معرضانه ميپندارند به هرحال نقش تبليغات ، جهت دادن به جريانات از پيش موجود است. تبليغات عبارت است از «اعمال نظريات يا اعلان اطلاعات خاص به منظور كسب آراء يا تمايلات مطلوب.»
انواع تبليغات
تبليغات را ميتوانيم از لحاظ شيوه هاي اجرايي و القائي به دو گروه ، مستقيم و غيرمستقيم و از لحاظ موضوع به دو بخش تجاري و سياسي تقسيم كنيم.
اهميت تبليغات
تبليغات در تحولات عمومي جهان، در همه امور جاري فعاليتهاي بشري اعم از علمي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، شخصي و جمعي تأثير فراوان دارد. تبليغات در تمام تارو پود زندگي انسانها گره خورده است . تبليغات در وجه مثبت خود يك ضرورت است و در حقيقت بوجودآورندة ارتباطات لازم و منطقي است.
انقلابات مشهور جهاني با تبليغات نضج گرفته، رشد كرده و به ثمر رسيده است. البته ابزار تبليغات در اعصار مختلف ، متفاوت بوده است . پيروزي باند نازي ها در آلمان با تكيه بر فعاليتهاي شديد تبليغاتي انجام گرفت. هنرها و ادبيات، بويژه سينما و مطبوعات به وضع ماهرانه و عجيبي در خدمت تبليغات قرار گرفته و توجيه سياستهاي فاشيستي را به عهده داشتند.
در جريان جنگهاي كره و ويتنام همه نوع ترفندهاي تبليغاتي براي توجيه لزوم ادامه جنگ بكار ميرفت. در جنگ خليج فارس شدت سانسور و تحريف وقايع از طرف آمريكا و متحدانش به حدي بود كه بعد از خاتمه جنگ، اين شيوه از طرف بسياري از مفسرين و رسانههاي جمعي دنيا يك رسوايي آشكار تبليغاتي تلقي شد.
در جريان برگزاري انتخابات در كشورها به ويژه در ممالك غربي و بالاخص آمريكا، با اطمينان ميتوان گفت كه پيروزي از آن كسي است كه از موهبت تبليغات گستردهتر و مؤثرتر برخوردار بوده باشد. در مجموع ميتوان گفت : تبليغات با وجوه متضاد خود هم ميسازد و هم ميسوزاند، آگاه ميكند و گمراه ميكند، موجب ترقي و تعالي و پيروزي ميشود و باعث خمودي و شكست و فراموشي ميگردد، اما هرچه كه هست حضور دارد و اگر اين عصر را عصر تبليغات بناميم سخني به گزاف نگفتهايم.
اين طنز تاريخ است كه «روزگار بدون تبليغات نميگذرد،»
تاريخچه و تعريف تبليغات
تاريخچه
سابقه تبليغات به زمانهاي گذشته بر ميگردد. مثلاًباستان شناسان، از ميان ويرانههاي بابل لوحههايي يافتهاند كه از تبليغات حكايت ميكند. اين لوحهها كه متعلق به سه هزار سال پيش از ميلاد است، تبليغي در مورد نوعي پماد روغني و همچنين تعريف از كسي است كه در دوختن كفش مهارت داشته است و يا در سرزمينهاي اطراف مديترانه، آثاري يافتهاند كه مؤيد تبليغات براي تماشاي جنگ گلادياتورها و با تبليغ در مورد ابزار براي فنيقيها و يا حتي تشويق مردم براي رأي دادن به يك سياستمدار بوده است. در كشور ما نيز، فروشندگان دوره گرد، مزيتهاي كالاي خود را با صداي بلند در كوچهها تبليغ ميكردند.
در قرن بيست و يكم، با رشد گسترده وسايل ارتباط جمعي، نظير روزنامهها، راديو و تلويزيون و... تبليغات اهميت بسيار زيادي يافته است. اگر چه بخش خصوصي بيشتر از تبليغات استفاده ميكند، ولي دولتها حتي در كشورهاي سوسياليستي نيز از اين ابزار بهره ميگيرند. از اين ابزار براي تبليغ فروش يك محصول، معرفي كانديدا براي نمايندگي مجلس و يا رياست جمهوري، ايجاد ترس در مورد كشيدن سيگار، كنترل جمعيت، و... استفاده ميشود.
اولين پوستر تبليغاتي در سال1740 ميلادي در لندن به ديوار چسبانده شد كه در مورد مطلب ذخيره كردن بود. مهمترين واسطه تبليغاتي، اختراع ماشين چاپ توسط گوتنبرگ بود كه يكي از پيامدهاي سهل شدن چاپ، انتشار روزنامه بود. با انتشار روزنامه اين انگيزه در مردم ايجاد شد تا آناني كه هنري براي عرضه يا كالايي بر فروش داشتند، به اطلاع ديگر همشهريان خود برسانند.
تعريف تبليغ
در زبانها و فرهنگها، اصطلاحات گوناگوني به منظور بيان مفهوم تبليغ استعمال ميگردد. مثلاً در لغت عرب «تبليغ»، دعوت، اعلام و دعايه و امثال آنها، در فرهنگ غربي معمولاً واژه پروپاگاند و يا ايندوكتري نيشن مورد استفاده قرار ميگيرد. پروپاگاند از ريشه لغت لاتيني پروپاگاره مشتق شده است كلمه پروپاگاره به معناي نشا كردن براي توليد مجدد گياه و به تبع توليد كردن و توليد مثل است و معني وسيعتر و كليتر آن پخش كردن و افزودن است. بنابراين از نظر ريشه لغت پروپاگاند توليد اجباري است و به معني توليد خودبخودي نيست.
سادهترين تعريف از تبليغ از دكتر دانيل استاريچ ارايه شده است وي كه معتقد است: " آگهي نمايشي است كه به وسيله يك شخص يا يك مؤسسه معين انتشار مييابد و هدف آن نفوذ در عقايد و اعمال مردم است ".
در تعريف ديگر، " تبليغ بعنوان روش يا روشهاي بهم پيوسته (در قالب يك مجموعه) براي بسيج و جهت دادن نيروهاي اجتماعي و فردي از طريق نفوذ در شخصيت، افكار و عقايد و احساسات آنها جهت رسيدن به يك هدف مشخص كه اين هدف ممكن است سياسي، نظامي، فرهنگي و... مشروع و نامشروع باشد. " برخي از تحليل گران تبليغ را نوعي كار آموزشي ميدانند و اين نوع را بهترين روش تبليغ بر شمردهاند اگر چه ماهيت تبليغ با آموزش تفاوت روشن دارد. ولي بسياري بر اين عقيدهاند كه تبليغات و آموزش در تعامل با همديگر معنا دارند كه تعريف ذيل معطوف به اين موضوع است: " تبليغ در بهترين و اصوليترين شكل آن يك فعاليت آموزشي است كه به منظور نشر دانش و آگاهيهاي سياسي، اجتماعي،
فرهنگي و نشر ارزشها و سجاياي اخلاقي صورت ميگيرد. در تبليغات گذشته از انتقال پيام از پيام دهنده به پيام گيرنده كه در حقيقت يك حركت آموزشي وجود دارد، مسأله تعميق پيام در جامعه پيام گيرندگان و در نتيجه بسيج افكار عمومي نيز مطرح است كه تحت عنوان " تنفيذ " مورد دقت قرار خواهد گرفت.
" تونيس " تبليغات را تلاشي براي اشاعه افكار فاقد حقيقت و دقت ميداند.
بعضيها منظور از تبليغ با پروپاگاندا(propaganda) را كه خود از نام و عملكرد"conqreqatio de opaagqndqfl" يا " مجمع تبليغ و ترويج ايمان " مشتق شده است، (2) به معني پخش يا تحريك و يا به حركت واداشتن انديشههاي ويژه ميدانند. آنان بر اين باورند كه پروپاگاندا به معني دروغ، تحريف، فريب، جنگ رواني و شستشوي مغزي به كار ميرود و هويت يك پيام به عنوان پروپاگاندا، از معناي منفي و نادرست آن شناسايي ميشود.
" گارث. اس. جاوت " و " ويكتوريا ادراس " با چنين ديدگاهي، تبليغ را به پنج نوع تقسيم ميكنند. تقسيم بندي آنان به اين شرح است:
1 - تبليغ آشوب آفرين يا هيجاني: در اين نوع تبليغ سعي ميشود مخاطب به سوي اهداف معين هدايت شود.
2 - تبليغ وحدت بخش: در اين نوع تبليغ تلاش منبع در راستاي منفعل كردن مخاطب است.
3 - تبليغ سفيد: در اين نوع تبليغ علي رغم اينكه منبع مشخص است و اطلاعات پيام ارسالي از طرف او صحت دارد، تلاش منبع ايجاد اعتبار در نزد مخاطب است.
4 - تبليغ خاكستري: در اين تبليغ ممكن است منبع مشخص و يا نامشخص باشد و احتمال دارد اطلاعات پيام نيز درست و يا نادرست باشد.
5 - تبليغ سياه: در اين نوع تبليغ، اطلاعات پيام نادرست و ساختگي بوده و هدف منبع نيرنگآميز است.
اگر در هر يك از انواع تبليغات دقت كنيم، در مييابيم كه مهمترين ويژگي آنها ناديده انگاشتن نقش مخاطب است. همچنين بعضيها معتقدند كه در تبليغ سعي ميشود اراده مردم، تفكر، نگرش و جهان بيني آنان به سوي عوامل تبليغ جلب شود ؛ يعني مبلغ به جاي مخاطب خود فكر ميكند و عقايد خود را به آنان تحميل ميكند.
" ژان ماري دمناچ " پنج قاعده را براي تبليغات بر ميشمارد كه شامل بيان هر چه سادهتر عقايد، دستكاري اطلاعات، تأكيد مكرر بر موضوعات بنيادي و اصلي توجه به مخاطبان مطلوب و القاي وجود اتفاق نظرها هستند.
" گوبلز " با مطرح كردن تبليغات اعلام ميكند هر نوع ابزاري كه به هدف تسلط بر تودهها كمك ميكند خوب است.
" هانت " و " گرونيك " نيز در توضيح الگوهاي روابط عمومي با اشاره به الگوي يكسويه نامتقارن يا ناهمسنگ ميگويند: «در اين نوع ارتباط پيامي كه از طرف منبع به مخاطب منتقل ميشود داراي سمتگيري جانبدارانه يا نفع پرستانه است و تنها به منافع مؤسسه فكر ميشود.»
مرحوم " علي اسدي " در كتاب " افكار عمومي و تبليغات " ضمن اشاره به تعاريف مربوط به تبليغات در نظريات خوش بينانه و بدبينانه در بخش نتيجهگيري، ويژگيهاي تبليغات نوين را شامل عينيت، عدم دلبستگي، پنهان كاري و ظرافتهاي علمي عنوان ميكند.
تبليغات را ميتوان در خلاصهترين شكل، اين گونه تعريف كرد:
فرآيند روشمند ارايه اطلاعات مناسب در مورد كالاها و خدمات به مشتريان و ترغيب و متقاعد كردن مؤثر مصرف كنندگان به خريد كالاها و خدمات.
واژهها و عبارات «روشمند»، «اطلاعات مناسب» و «ترغيب و متقاعد كردن مؤثر»، همگي ناظر بر انجام برنامه ريزي در فرآيند تبليغات است.
برنامه ريزي در تبليغات نيز مستلزم شناخت عيني رفتار مشتريان، به ويژه رفتار مصرف كنندگان و ساير اجزأ مرتبط و مهم در بازار (كالا و خدمات، رقبا و محيط بازار) يا به عبارتي تحقيقات بازاريابي و همچنين انجام انواع آزمونها و ارزيابي هايي است كه بخش عمده «تحقيقات تبليغات» را تشكيل ميهد.
هدف اساسي تبليغات در درجه اول، ايجاد تصويري مطلوب از نشانه كالا و خدمت در اذهان مخاطب هدف است.
تبليغات يكي از روشهاي تشويق و ترغيب(Promotion) است كه از عناصر چهارگانة بازاريابي، بعد از محصول (Product)، قيمت(Price) و توزيع (مكان(Place) محسوب ميشود
ادامه دارد ...
منبع : شبکه آموزش سیما
۱۳۸۸ تیر ۲۳, سهشنبه
آیا پرفورمنس آرت یک ضرورت است؟
پرفورمنس آرت گونهای پیوند بین هنرهای نمایشی و هنرهای تجسمی است که با دو مبنای متفاوت در کشورهای اروپایی و آمریکا بنیان شده و شکل گرفته است. البته هماکنون با سرعت سرسام آوری در کشورهای شرق دور در قسمتی از رپرتوارها (برنامههای فصلی) به پیش میرود. شاید پایه اجرایی چنین هنری به تلاشهای «والتر گروپیوس» و «رودلف شنایدر» برسد. گروپیوس در سال ۱۹۱۹ مدرسه طراحی و معماری «باهاوس وایمار» را با هدف اتحاد میان کلیه هنرهای بصری تاسیس کرد. فشار نازیها، بسته شدن باهاوس و مهاجرت هنرمندانش (به طور مثال: میس فون در دروهه، کاندینسکی، اسکار شلمر...) ترویج و ماندگاری این هدف را تضمین کرد. از طرفی در همان دهه رودولف شنایدر نیز با نحوه متدیک آموزش و جستارهای خود که به آن عنوان «لوو ریتمی» داد، میخواست با چیدمانی از حرکتهای نمایشی تمام جهان به زبان نمایشی جهانی همچون زبان اسپرانتو در کلام دست پیدا کند که برای تمام جهان یکسان و قابل انتقال باشد. او تا حدودی نیز توفیق داشت و پس از او کسانی چون «مایکل چخوف»، «جان کیج» و «تادیوش کانتور» ادامهدهنده همین راه شدند. یکی از مهمترین عوامل ترویج و تکثیر اجرای پرفورمنس آرت، آن است که با مناسک و آیینهای اجتماعی رایج در فرهنگهای مختلف جوامع جهانی ارتباط مستقیم دارد و کارایی این هنر بسته به رواج و کارایی این آیینها و مناسک است. اکنون شاهد یک روند تخریب مراسم و مناسک و به واقع نوعی ستیز مردم به عنوان تجدد (ناشی از بیتوجهی آنها) با این آیینها در کشور هستیم و فرهنگ اجتماعی ما به سرعت در حال تهی شدن از آیینها و سنتهای ارزشمند خود است. سرعت و مصلحتاندیشیهای اجتماعی در این تخریب ناخودخواسته موثرند. هنرمند پرفورمنس آرت با توسل به ساحت زمان آیینی - نمایشی به خلق نوعی فضای پلاسما نائل میشود که میتواند به واسطه آن مخاطب آثار را (در درون واقعه) با درک متفاوتی از وقایع و رویدادهای جهان روبهرو کند. حال این رویکرد در ارتباط با دلتنگی مردم دو برلین در زمان وجود دیوار شرقی و غربی آن باشد یا ارائه راهکاری برای دگرگون دیدن فعالیتهای درون حیاتی و جانوری یا التقاطی از همه آن چیزهایی که دستاوردهای بشر در طول ادوار سپری شده باشد.
این هنر از همین شیوهها باورهای سنتی مخاطب را با شک و تردید رو در رو میکند تا زیستی فارغ از قیود قدیمی تفکر را برای او کشف کند. به خاطر داشته باشیم که کشف به معنای زدودن چیزی ارزشمند است از غبار فراموشیها و نه خلق موردی نوظهور. به همین دلیل است که با از بین رفتن مرزهای مشخص هنری در طول تحولات اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم به تدریج هنرهایی از دل انبوه رسانهای پدید آمد و گونههای هنری جدید دارای تعاملی چند مرزی و تابعی از ویژگیهای رسانهای شدند و حرمتگذاری پرفورمنس آرت که یک جنبش پستمدرن است، بر هنرهای دیگر همچون هر مکتب نوظهوری و حتی بیش از هر مکتب دیگری با سهیم کردن همه مکاتب و شیوهها و هنرها و نژادها و قومیتهاست.
از رواج این گونه هنری در جهان نزدیک به چهار دهه میگذرد و با توجه به تحولات رایج در کشور، پرداختن به این گرایش هنری تبدیل به یک ضرورت اجتماعی شده است. هنرمندان پرفورمنس آرت در قسمت اعظمی از آثار خود جنبهای از سادهترین اعمال روزمره را تحت پوشش پلاسمایی از مناسک و مراسم آیینی به نمایش میگذارند و به این ترتیب تلاش میکنند تا مخاطب خود را در زمانی متفاوت از آنچه در آن قرار دارد با موضوع اثر خود روبهرو، شگفتزده و سهیم کنند. ساحت زمان در مراسم و مناسک آیینی، زمان اسطورهای و آیینی است که تعریف آن با زمان واقعی که فرد از کودکی آن را دریافته است متفاوت است. در این وضعیت پرفورمر (هنرمند پرفورمنس آرت) با ترفندهایی پس از ایجاد شگفتی در مخاطب، زمان نگریسته را با نگره یکسان کرده، هر دو را به صفر میرساند. مواجهه (happening) در همینجا آغاز میشود و اهمیت آن نیز در پرفورمنس آرت به همین دلیل است. اما نباید هپنینگ را با این شاخه اشتباه گرفت. سهیم کردن مخاطب یا مواجهه دادن وی در شکلگیری یک اتقاق ناشی از برخورد به نحوی که هنرمند و مخاطب میزان آگاهیشان از اعمال و پیشامدهای احتمالی این برخورد یکسان باشد، هپنینگ است.
یکی دیگر از همین ویژگیها که عامل اساسی شگفتیسازی نیز است کولاژ هنرهای متمایز برهم است. تعصبات دگماتیسمی خیلی از هنرمندان در رشته خود به سادگی امکان این آمیختگی را نمیداد، اما پرفورمنس آرت نشان داد که هر هنری اگر هنرها در جوهره خود با یکدیگر آمیخته شوند نهتنها شأن هم را به مخاطره نمیاندازند بلکه در زمینههای اشتراکی ظرفیت همدیگر را توسعه میدهند. در اینجا اشاره میشود که خواسته هنر مدرن از مخاطب خود نیز با خواسته هنر پستمدرن متفاوت است. هنر مدرن مخاطبی میطلبد که برای درک نشانههای موجودش به عمق معنایی هر چیزی فرو رود و تمام دلایل حضور آن نشانهها را از سر دانایی و آگاهی و حتی علوم مربوطه کشف کند. اما هنر پستمدرن در چیدمان نهایی خود در پی مفهومی عمیق و گمگشته از سادهترین امکانات هر دوره و سبکی بهره میبرد و تمام نشانههای موجود در هنر پستمدرن در گوشه و کنار مخاطب موجودند اما اکنون از سوی هنرمند به اثر هنری تبدیل شدهاند. از این جهت در پرفورمنس آرت نیز مخاطب قسمتی از شگفتزدگی خود را مدیون سادگی انتخاب هنرمند در نشانههایش خواهد بود. همین نکته نشاندهنده شخصیتر بودن هنر هنرمند در این دوره نسبت به دورههای دیگر است، اما این شخصی بودن در نحوه تفکر است و نه تحمیل سلیقه.
در واقع ریشه این مسئله را باید در زمانی جستوجو کرد که وقتی هنرهای تجسمی با پیچیدگیهای مفهومی باعث شد که هنرمند خود برای تکمیل آن به میدان هنری قدمگذارد، مخاطب در حضور موثر و با ارتباطی که بین اثر هنری و هنرمند به وجود میآمد به درک بهتر اثر هنری و ایجاد ارتباط با آن پرداخت.» «از همینجا بود که هنرهای مفهومی با دخالت موثر پا به عرصه درام گذاشت و با نام «پرفورمنس آرت» که توسط منتقدان دهههای ۳۰ و ۴۰ قرن ۲۰ بر آن گذاشته شد، به راهی برای تولید آثار هنری تبدیل شد. از این جهت پرفورمنس آرت توانایی اجرای درام را صدچندان کرد و از آن پس ملزومات آن یعنی هنر بدن، هنر نقاشی، هنر مجسمه، هنر ویدئو، هنر محیط، هنر موسیقی، هنر آیین، هنر صوت و... بدون اینکه از حیطه خلاقیت خودشان خارج شوند در هنرهای نمایشی اجرایی به تبیین نکات تازهتری پرداختند. پیشتر گفتیم پرفورمنس آرت را نقطه اتصال هنر تجسمی و هنر نمایش نیز میدانند. در این نوع از هنر، مخاطب در جریان روند خلاقیت قرار میگیرد. از ویژگیهای پرفورمنس آرت این خط اتصال و اتفاقات در لحظه است. تئاتر به شکل و شیوه کلاسیک خود حامل روایی یک داستان است، پیگیری این داستان یکی از مهمترین تلاشهای صحنه و سالن است؛ در صورتی که پرفورمنس آرت، با قصهگویی سازش چندانی ندارد. برعکس اجتناب از قصهگویی، گرایش به بازنمایی تصویر یا مفهوم مجرد اما ساده باورپذیری بالا را در این شیوه بیانی شدت میبخشد که خود این باعث نویی کثرت داستانی میشود. این اصل کلی را به خاطر داشته باشیم که تصویر سریعترین و بیواسطهترین نوع انتقال معناست و هر تصویر چون توانایی استقلالپذیری به ذات دارد و بینیاز به قبل و بعد خود (همچون یک عکس) مفهومپذیر است از کلمات، گنجایش داستانی بیشتری دارد. همچنین تفسیر و تعبیر یک داستان دارای محدودیتهای زیادی است، چراکه از قواعد دست و پا گیر صرف و نحوی تبعیت میکند؛ اما ملموس بودن و بیواسطگی تصویر این مشکلات را نداشته و به محض دیده شدن در ذهن توسط یک قیاس بیواسطه بدل به مفهوم میشود؛ حال این مفهوم خواسته هنرمند باشد یا نه.
هنر پسامدرن هیچ محدودهای برای خودش قائل نیست، تا بتواند با ضرایب اندیشه ناشی از کثرت رسانهها که از آنها پدید آمده رویارویی کند و در هر لحظه به بیان اندیشه پردازد. نکته اصلی در این است که این اندیشه صرفا یک محتوا نیست، بلکه این امکان وجود دارد که بیان مورد بحث گونهای فرمالیسم باشد که در شکل چندان به اشتراک نظری نسبت به امری قطعی بدل نشود. اما این فرمالیسم را نه با تمام ملزومات سبکی بلکه تنها به معنای شکلگرایانهاش باید مدنظر قرار داد. شکلی که توانایی و جذابیت را یکجا و با هم برای تماشاگر امروزی داشته باشد. ایجاد اندیشه و چالشهای ذهنی در مرحله بعد قرار دارد. مهمترین اصل این است که به شعبدهای میماند که فارغ و فاقد هر حقهای است. پرفورمنس آرت چنین شمایلی ایجاد میکند.
با قبول آنچه گفته شد، میتوان فهمید آنچه در یک پرفورمنس آرت اتفاق میافتد، چیزی است در اتاق تاریک ذهن مخاطب و با قبول چیزی که میبیند و خود نیز در روند اجرا جزئی از آن میشود. پس ابتدا باید او را در یک مکان و زمان بدون قرارداد غافلگیر کرد و سپس از طریق شگفتزدگی او در برابر یک واقعیت دگرگون شده و نه تحریف شده به بالا بردن حس اعتماد او پرداخت.
هرگاه گرایش به پرفورمنس آرت در بستر فرمالیسم یادشده با این زیباییشناسی قابل درک شود کارکرد نشانهای، فرمهای این اثر پرفورمنس، ساز و کار معنایی خود را در فضایی خلق میکنند که در نهایت آنچه اتفاق میافتد این است که هنرمند دقیقا نمیداند چه معنا و مفهومی به مخاطب منتقل میکند، بلکه این ذهن مخاطب است که با دیدن محل ثابت چیدمانها و تحرک پرفورمرها اعم از حرکتهای پیشبینی شده و پیشبینی نشده و همچنین چیزی که به عنوان صوت توسط اعضای گروه ایجاد میشود، در مجموع معنا و مفهوم خود را خلق میکند که البته پرفورمرها نیز الزاما از آن اطلاعی ندارند. این خاستگاه هنر پستمدرن است. شاید التقاط مفهومی مظاهر هنر مدرن که به شدت در تقابل هنرهای پیشین بود با ارباب انواع کلاسیک چنین وضعیتی را پیش آوردهاند.
اثری که در قالب پرفورمنس آرت ارائه میشود، همانند نقاشیهای آبستره از گویش معنای عام شمول و مشخص طفره میرود و به سمت ایجاد نوعی دستگاه نشانهشناسی فردی که به بیان ذهنی و نه عینی میانجامد، متمایل میشود. این امر در حالی است که شکلگیری و گسترش هنرهای مفهومی (کانسپچوال آرت) در دهه های۶۰ و ۷۰میلادی در ضدیت با نقاشی آبستره و در جهت انتقال مفهوم خاص به مخاطب بوده است. حاصل چنین تضادی میتواند نفی فرمولهای موجود باشد.
در هنر هنرمند به هیچوجه فرمولبندی قطعی و خاصی نداریم. فرمولها ساخته و پرداخته دست منتقدان هستند. بر عکس میتوان با ایجاد تضاد و پارادوکس با منطقی خاص در شکلی از بیان، چیز جدیدی به وجود آورد. پرفورمنس آرت هدفش انتقال اندیشه واحدی به مخاطب نیست، بر عکس ذهن مخاطب بسیار وسیع و آزاد است. در بسیاری از مواقع مخاطبان تحلیلی از اثر ارائه میکنند که خالق اثر هیچگاه به آن فکر نکرده است. همین نکته، پرفورمر را تحریک میکند تا اثرش حائز شرایطی شود که مخاطب با قرار گرفتن در فضای آن، تحلیل خود را ارائه کند.
اما سوال اینجاست که نشانه در نهایت در خدمت انتقال مفهوم قرار دارد، همین امر نیز موجب عینی شدن آن میشود، حال در این شرایط پرفورمر چگونه بازیهای تئاتری خود را به سمت عدمتعین سوق میدهد؟
باید دانست هر نشانه را نمیتوان همواره وابسته به یک مفهوم خاص فرض کرد. بلکه برعکس، هنرمند این توانایی را دارد که از نشانه آشناییزدایی کند، بنابراین نشانهها در ابراز شخصیت، وضعیت و موقعیت نمایش، کارکردی متفاوت از خود نشان میدهند. اگر در این حالت با نگاه متعارف به نشانه بنگریم، آن را بیانگر مفاهیم قبلی خودش خواهیم یافت، اما اگر در همین حالت، نشانهها کلیدی ارائه کنند که به آن واسطه بتوانند به شکل جدیدی با اثر برخورد کنند، میتوان به معنای جدیدی از همان نشانههای قدیمی دست یافت. کار هنرمند این است که به جای کلید متعارف که از مخاطب گرفته، کلیدهای جدیدی ارائه کند. در دنیای نمایش هم، برخی مواقع به جای انتقال مفهوم به القای حس میپردازیم و هنرمندان پرفورمنس آرت درصددند که به همین شکل به جای مفهوم با القای حس به مخاطب خود بپردازند.
به هر صورت ارتباط دوگانه مخاطب اثر و اثر هنرمند که در یک پرفورمنس آرت وجود دارد، باعث شکلگیری نوعی از دریافت در نزد هنرمند میشود. با این وجود، یک عامل دیگر به نام «زیبایی» در ارائه یک اثر هنری مطرح است. بهرغم تئوریهای متفاوتی که در رابطه با ماهیت «زیبایی» بیان شده است، رسیدن به این عامل در پرفورمنس آرت به شیوهای متمایز در نظر گرفته میشود.
از آنجا که اساس شکلگیری هنر پستمدرن بر بازی است، به راحتی حتی هنر کلاسیک را در کولاژ خود راه میدهد و به چیدمان هر یک از هنرها در کنار هم میپردازد و در همینجاست که مشت ریاکار عدهای از شکستخوردگان نمایشهای کسالتبار که حضور پرفورمنس آرت را باعث انحطاط این هنر میدانند باز میشود، چراکه یکی از دلایل پیدایش این هنر را در احیای مراسم و سنتها و مناسکی میدانند که توسط اسلاف و اخلاف هنر مدرن به نابودی کشیده شد. حال بیان اینکه با آمدن چنین هنری جوهره درام تازه شکل گرفته مملکتمان میخشکد بسیار عجیب مینماید، یکی از پیامدهای هنر مدرن که تحت عنوان مشارکت مخاطب است و به تدریج از او یک ابزار برای هنر مدگرای مدرن ساخته را دوباره سامان میدهد و از او حرکت و انتخاب و سپس مشارکت میطلبد.
به نظر میرسد این اتفاق به نوعی در معماری هم رخ میدهد یعنی در اثر معماری هم مخاطب از جای ثابتی برخوردار نیست و به شکلی سیال با اثر ارتباط برقرار میکند ولی در آنجا هنرمند با در اختیارگرفتن نشانهها اثر را با میل و خواسته خود زیبا میسازد.
اما از جنبههایی اثر پرفورمنس آرت همانند معماری نیست. شما به هنگام دیدن یک اثر معماری با دیدن قسمت پیشین اثر، پشت اثر را هم بازسازی میکنید، اتفاقی که در پرفورمنس آرت میافتد سیال بودن مخاطب است.
مخاطب در شگفتزدگی باید به این باور واقعی برسد که خود نیز از موثرین است، همچون هریک از پرفورمرها. هجوم مخاطب به اثر خودش، ارتباطهای دیگری را شکل و سامان میدهد که باعث میشود تا هنرمند سعی نکند ساختاری بسته ارائه کند. تفکر پیرامون کلیت ارائه شده صحیح است ولی اینکه بخواهیم ساختار محکمی در اثر ایجاد کنیم چیزی دیگر است.
در این هنر حتی بدن یک رابط و ابزار میشود. معنی هنر کانسپچوال تبدیل شدن رفتار به فرم است و درست در همین نقطه است که بدن یک رابط و ابزار میشود. اما در مقایسه تئاتر و هنرهای تجسمی در live Art که هسته اصلی پرفورمنس را تشکیل میدهد یک فرق عمده وجود دارد. در اتفاقاتی که به صورت مشخص در دهه ۶۰ افتاد بدن در مرکزیت جریان هنری آن زمان قرار گرفت، مولف و متن یکی شد، دیگر بوم، قلممو و رنگ وجود نداشت، بنابراین همه واسطهها ترک و در نتیجه رفتار به هنر تبدیل شد.
میان پرفورمنس در هنرهای تجسمی و پرفورمنس تئاتر چند رابطه و چند جدایی وجود دارد. در هنرهای تجسمی، هنرمند با حضور بدن خود به عنوان بخشی از اثر مطرح میشود. او از همه امکانات بهره میگیرد. ولی در تئاتر به واسطه عنصر سخن، اثر در متن زندانی میشود. سخن ناچارا به سوی محتوا حرکت میکند. خوشبختانه در هنرهای تجسمی متن وجود ندارد.
در تئاتر بنا به حضور متن، اثر تکرار میشود. حتی با حذف کلمات در انتها به واگها و آواها، نشانههای حضور به زبان میرسد. در نتیجه رفتار کادر شده است. این کادر در هنرهای تجسمی وجود ندارد. در پرفورمنس آرت اتفاق فقط یکبار به وقوع میپیوندد. نور، صدا و بازیگر را، اگر وجود دارند، تعریف میکند ولی در لحظه کشف رابطه این عناصر با یکدیگر آنچه رخ میدهد قابل تکرار نیست و میراست...
اساسا پرفورمنس در هنر بر اتفاق پایهگذاری میشود. فرم در یک چارچوب مشخص ایجاد میشود ولی مرکزیت با حادثه و شک است. برای مثال کوتاه کردن مو یک واقعیت است که اتفاق میافتد و همکار پرفورمر موهای او را با قیچی به طور نامنظم در پیش چشم مخاطبان کوتاه میکند. این اتفاق فقط یکبار میتواند بیفتد. در نتیجه واقعیت مرکز اصلی اتفاق است. ذهن پرفورمر دائما در حال کنش و خلق است. اگر تئاتر را در یک فضای معین تعریف کنیم دچار یک تضاد میشویم. ولی همانطور که همه میدانند از دهه ٦٠ به بعد تئاتر دائم خارج از محل تعریف شدهاش اجرا شد.
درباره استفاده از بدن نیز مدتها فکر و تصور بر این بود که باید فضا ساخته و بدن حرکت کند ولی امروزه این رابطه کاملا برعکس است. برای رسیدن به لحظه خلق، هنرمند باید تمام امکانات و عنصرهای امکانپذیرکننده اتفاق لحظهای را در اختیار داشته باشد. همه این تجربیات در دهه ۶۰ آمریکا انجام و متوقف شد و سپس با استفاده از امکانات پلاستیک، نور، صدا و... به سوی دیگری حرکت کرد. تادیوش کانتور هم که یک نقاش و مجسمهسازبود و خودش آکسسوارش را میساخت و روی صحنه نیز حاضر میشد، در یک فضای قراردادی کار میکرد. اما رابطه خلاقه در شکل دادن به ذهنیت مخاطب وجود دارد و در اینباره باید گفت این اتفاق وقتی خواهد افتاد که بازیگر، سازنده و مخاطب این امکان را فراهم کنند. در تئاتر با یک رشته نخ کارهای جدید میشود انجام داد. در لحظه بودن مهم است. در هنر پلاستیک قابلیت به جا ماندن وجود دارد ولی در تئاتر هیچ چیز باقی نمیماند همچون حباب شکل میگیرد، خلق میشود و با همه زیباییهایش در لحظه نابود میشود.
تکرار از منظر مخاطب تنها در آکسسوار است. اگر این مسئله را در نظر بگیریم هر اجرا یک پرفورمنس است. اما به محض قرار گرفتن در چارچوب یک متن و دکور ارتباط یک سویه این معنا را از دست میدهیم و همچنان این سوال وجود دارد که آنچه در جهان غرب اتفاق افتاده آیا در این فضا اتفاق نخواهد افتاد و ما فقط میتوانیم آن را مطالعه کنیم؟ زمانی که هنرمند طبیعت را روی بوم نقش میکند، عنصر بازتاب طبیعت به وجود آمده است. حتی هنر مدرن نیز، وقتی مربع آبی را نماینده همه اشکال جهان میداند و درگیر فرم و رنگ میشود باز هم بازتاب طبیعت را خلق کرده است. در دهه ٦٠ هنرهای تجسمی با رها شدن از بازتاب و ترک همه وسایل و آکسسوارها به پرفورمنس میرسد. این اتفاق هنری قبل از فرم در ذهن افتاده است. تئاتر برای نشان دادن خشم در یک دعوا، آن را ثبت میکند و دوباره آن را نشان میدهد ولی دعوا فقط یکبار اتفاق میافتد. تکیه بر واکنشهای بدن در رابطه با حوادث آن اتفاق فقط یکبار واقع میشود و از میان میرود. البته پرفورمنس به وسیله ذهن هدایت میشود. اندیشه وجود دارد و هر اتفاقی پرفورمنس نیست.
ویژگی بداههسازی و خلاقیت لحظهای بر میرایی لحظه صحنهای تاکید دارد و آن نیز «بازتاب» است. بازتاب در زمان رویداد با پرفورمنس آرت در تعارضی جدی است. شاید یکی از تعارضات آنها در تعریفی است که از بدن دارند. تعریف از بدن تصویر بدن نیست، بلکه خود بدن است. سه ویژگی در این تعریف وجود دارد، بدن عنصری است که کار روی او انجام میگیرد، انجامدهنده خود پرفورمر است و سوژه و اثر نیز خود اوست. اما چهارمین تعریف جهانی است که به مدد بدن تعین میپذیرد. به این دلیل زمان توسط بدن به کوتاهترین فرصت برای ایجاد کانال ارتباطی، مفهوم و استنباط، تبدیل میشود. معنی بدن در آنچه که آمد، برهنگی نیست بلکه بدنی است که میتواند بیان کند. عدهای پرفورمنس آرت را در ایران غیر ممکن میدانند. مهمترین دلیل این نکته در دیر آغاز کردن فنون بیانی بدن در تمرینهای بازیگران است. هنر به عنوان یک بدیل تغییردهنده عمل میکند و ماهیت سیاسی پیدا میکند به همین دلیل این هنرمندان آن قدر قوی عمل میکنند که واکنشهای بزرگ سیاسی و اجتماعی نیز نسبت به آنها انجام میشود.
با مرور تاریخ هنر در دهه ۶۰ و دلایل پیدایش پرفورمنس آرت پیداست که نتیجه این دوره از دست دادن مخاطب است و به همین دلیل مفاهیم دیگری مطرح میشود. هنرمندی که به یک انسان جداشده تبدیل شده است دوباره به سمت مخاطب میرود. چنین است که به طور مثال بدن به عنوان تمام ماهیت یک انسان مطرح میشود. از این رو است که در فرانسه به اکثر کارهای بدنی پرفورمنس اطلاق میشود. مقایسه هنر تئاتر و تجسمی در رویکرد به پرفورمنس یک اشتباه مسلم ناشی از تعصب است، آن هم با این سوال که چقدر میتوان به تئاتر نزدیک شد و به هنرهای تجسمی صدمه نزد؟ این دو مقوله شباهتهایی با هم دارند ولی در دو محیط مختلف قرار دارند. در هنرهای تجسمی با بر هم زدن همه قراردادها و استفاده از تمام امکانات موجود اشکالی چون اودیو آرت، ویدئو آرت و بادی آرت به وجود میآید. این هنر با امکان آزادیهای بیحد در جریان آوانگارد به سوی پدیدهای پیش رفته است که قابل مقایسه با هنر تئاتر، موسیقی، سینما و غیره نیست، برای درک تفاوتها باید هنرهای تجسمی را در شرایط تاریخیاش بررسی کرد. برخی از هنرمندان معتقدند استفاده از ادبیات و بازیگر حرفهای در هنرهای تجسمی حرام است. هنرهای تجسمی نیز مخاطب را با یک قرارداد مواجه میکند، چراکه هنرمند تجسمی نیز در یک زمان و مکان به ارائه اثر میپردازد و از این حیث در فقط یکبار آن وضعیت مطلوب به وقوع میپیوندد. این اثر توسط فیلم یا عکس ثبت میشود و در سایر دفعات به طور غیر زنده پخش و دیده میشود، همانطور که در هنرهای نمایشی با تعاریف قدیمی هنوز هم کارکرد سالن و مکان اجرا باقی است. تئاتر تقلید یک واقعه تاریخی نیست، میتواند در لحظه اتفاق بیفتد و بازتاب همان لحظه باشد. به مرور اما اکثر هنرمندان این رشته نیز جذب دنیای تجارت شدند زیرا آنچه تولید میشود و قابل ارائه و فروش است قدرت ماندگاری و ثبت همیشگی را دارد و این در پرفورمنس آرت امکانپذیر نیست چون خود ویرانگر است و هدف آن، ضد فرم و ضد زیباییشناسی و ضد تمام قواعد و اصول زیباییشناسی چون تعادل و توازن و تمرکز و غیره است. هنرمندان این هنر را به ابراز بیرونی تمایلات و آلام هنرمند تبدیل میکردند تا در واقع مرگ هنرهای تجملی را جشن بگیرند ولی به ناگاه اکثر آنها از اینکه چیزی به جا نمیماند، خود سردمدار هنر تجملی جدیدی شدند. یکی از متخصصان بنام تئاتر میگفت صحبت از پرفورمنس در سالنهایی که از ۳۰ سال قبل هوایش عوض نشده است خیلی لوکس به نظر میرسد. امروز تئاتر فاقد هرگونه گفتمان است. اگر این تلاشها با بنیاد جستوجوگری انجام شود مانعی ندارد. ما در ارتباط دچار لکنت هستیم و پرفورمنس در معماری این فضا اتفاق نمیافتد مگر آنکه به سرعت با تجزیه و تحلیل چند اثر موجود که از آن سو آمده است چگونگی بهرهمندی خود را البته نه با قانونگذاری بلکه با پیدا کردن نشانههای بیشمار آن بیابیم. به این صورت است که دیگر شاهد کپیبرداریهای صرف نخواهیم بود و با عبور از مصرفکنندگی به آفرینش هنری خواهیم رسید. خطر اساسی که ناشی از کجفهمیها و سطحی نگاه کردن به هر شیوه و مکتب هنری است در کمین ماست؛ خطری که باعث میشود هر هنری قبل از آنکه به شأن خود برسد تبدیل به مد شود. برخورد مدگرایانه اندیشیدن را تا سر حد یک تقلید کورکورانه پایین میآورد. این یک جمله معترضه است: باید از ساده کردن چیزها پرهیز کنیم. هر رویکرد بهگونههای جدید هنری، همانقدر که میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات و کمبودهای موجود در این عرصه باشد به همان اندازه نیز ممکن است با یک برخورد ناصحیح زیانبار شود.
ماخذ : forum.graphicplanet.net
این هنر از همین شیوهها باورهای سنتی مخاطب را با شک و تردید رو در رو میکند تا زیستی فارغ از قیود قدیمی تفکر را برای او کشف کند. به خاطر داشته باشیم که کشف به معنای زدودن چیزی ارزشمند است از غبار فراموشیها و نه خلق موردی نوظهور. به همین دلیل است که با از بین رفتن مرزهای مشخص هنری در طول تحولات اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم به تدریج هنرهایی از دل انبوه رسانهای پدید آمد و گونههای هنری جدید دارای تعاملی چند مرزی و تابعی از ویژگیهای رسانهای شدند و حرمتگذاری پرفورمنس آرت که یک جنبش پستمدرن است، بر هنرهای دیگر همچون هر مکتب نوظهوری و حتی بیش از هر مکتب دیگری با سهیم کردن همه مکاتب و شیوهها و هنرها و نژادها و قومیتهاست.
از رواج این گونه هنری در جهان نزدیک به چهار دهه میگذرد و با توجه به تحولات رایج در کشور، پرداختن به این گرایش هنری تبدیل به یک ضرورت اجتماعی شده است. هنرمندان پرفورمنس آرت در قسمت اعظمی از آثار خود جنبهای از سادهترین اعمال روزمره را تحت پوشش پلاسمایی از مناسک و مراسم آیینی به نمایش میگذارند و به این ترتیب تلاش میکنند تا مخاطب خود را در زمانی متفاوت از آنچه در آن قرار دارد با موضوع اثر خود روبهرو، شگفتزده و سهیم کنند. ساحت زمان در مراسم و مناسک آیینی، زمان اسطورهای و آیینی است که تعریف آن با زمان واقعی که فرد از کودکی آن را دریافته است متفاوت است. در این وضعیت پرفورمر (هنرمند پرفورمنس آرت) با ترفندهایی پس از ایجاد شگفتی در مخاطب، زمان نگریسته را با نگره یکسان کرده، هر دو را به صفر میرساند. مواجهه (happening) در همینجا آغاز میشود و اهمیت آن نیز در پرفورمنس آرت به همین دلیل است. اما نباید هپنینگ را با این شاخه اشتباه گرفت. سهیم کردن مخاطب یا مواجهه دادن وی در شکلگیری یک اتقاق ناشی از برخورد به نحوی که هنرمند و مخاطب میزان آگاهیشان از اعمال و پیشامدهای احتمالی این برخورد یکسان باشد، هپنینگ است.
یکی دیگر از همین ویژگیها که عامل اساسی شگفتیسازی نیز است کولاژ هنرهای متمایز برهم است. تعصبات دگماتیسمی خیلی از هنرمندان در رشته خود به سادگی امکان این آمیختگی را نمیداد، اما پرفورمنس آرت نشان داد که هر هنری اگر هنرها در جوهره خود با یکدیگر آمیخته شوند نهتنها شأن هم را به مخاطره نمیاندازند بلکه در زمینههای اشتراکی ظرفیت همدیگر را توسعه میدهند. در اینجا اشاره میشود که خواسته هنر مدرن از مخاطب خود نیز با خواسته هنر پستمدرن متفاوت است. هنر مدرن مخاطبی میطلبد که برای درک نشانههای موجودش به عمق معنایی هر چیزی فرو رود و تمام دلایل حضور آن نشانهها را از سر دانایی و آگاهی و حتی علوم مربوطه کشف کند. اما هنر پستمدرن در چیدمان نهایی خود در پی مفهومی عمیق و گمگشته از سادهترین امکانات هر دوره و سبکی بهره میبرد و تمام نشانههای موجود در هنر پستمدرن در گوشه و کنار مخاطب موجودند اما اکنون از سوی هنرمند به اثر هنری تبدیل شدهاند. از این جهت در پرفورمنس آرت نیز مخاطب قسمتی از شگفتزدگی خود را مدیون سادگی انتخاب هنرمند در نشانههایش خواهد بود. همین نکته نشاندهنده شخصیتر بودن هنر هنرمند در این دوره نسبت به دورههای دیگر است، اما این شخصی بودن در نحوه تفکر است و نه تحمیل سلیقه.
در واقع ریشه این مسئله را باید در زمانی جستوجو کرد که وقتی هنرهای تجسمی با پیچیدگیهای مفهومی باعث شد که هنرمند خود برای تکمیل آن به میدان هنری قدمگذارد، مخاطب در حضور موثر و با ارتباطی که بین اثر هنری و هنرمند به وجود میآمد به درک بهتر اثر هنری و ایجاد ارتباط با آن پرداخت.» «از همینجا بود که هنرهای مفهومی با دخالت موثر پا به عرصه درام گذاشت و با نام «پرفورمنس آرت» که توسط منتقدان دهههای ۳۰ و ۴۰ قرن ۲۰ بر آن گذاشته شد، به راهی برای تولید آثار هنری تبدیل شد. از این جهت پرفورمنس آرت توانایی اجرای درام را صدچندان کرد و از آن پس ملزومات آن یعنی هنر بدن، هنر نقاشی، هنر مجسمه، هنر ویدئو، هنر محیط، هنر موسیقی، هنر آیین، هنر صوت و... بدون اینکه از حیطه خلاقیت خودشان خارج شوند در هنرهای نمایشی اجرایی به تبیین نکات تازهتری پرداختند. پیشتر گفتیم پرفورمنس آرت را نقطه اتصال هنر تجسمی و هنر نمایش نیز میدانند. در این نوع از هنر، مخاطب در جریان روند خلاقیت قرار میگیرد. از ویژگیهای پرفورمنس آرت این خط اتصال و اتفاقات در لحظه است. تئاتر به شکل و شیوه کلاسیک خود حامل روایی یک داستان است، پیگیری این داستان یکی از مهمترین تلاشهای صحنه و سالن است؛ در صورتی که پرفورمنس آرت، با قصهگویی سازش چندانی ندارد. برعکس اجتناب از قصهگویی، گرایش به بازنمایی تصویر یا مفهوم مجرد اما ساده باورپذیری بالا را در این شیوه بیانی شدت میبخشد که خود این باعث نویی کثرت داستانی میشود. این اصل کلی را به خاطر داشته باشیم که تصویر سریعترین و بیواسطهترین نوع انتقال معناست و هر تصویر چون توانایی استقلالپذیری به ذات دارد و بینیاز به قبل و بعد خود (همچون یک عکس) مفهومپذیر است از کلمات، گنجایش داستانی بیشتری دارد. همچنین تفسیر و تعبیر یک داستان دارای محدودیتهای زیادی است، چراکه از قواعد دست و پا گیر صرف و نحوی تبعیت میکند؛ اما ملموس بودن و بیواسطگی تصویر این مشکلات را نداشته و به محض دیده شدن در ذهن توسط یک قیاس بیواسطه بدل به مفهوم میشود؛ حال این مفهوم خواسته هنرمند باشد یا نه.
هنر پسامدرن هیچ محدودهای برای خودش قائل نیست، تا بتواند با ضرایب اندیشه ناشی از کثرت رسانهها که از آنها پدید آمده رویارویی کند و در هر لحظه به بیان اندیشه پردازد. نکته اصلی در این است که این اندیشه صرفا یک محتوا نیست، بلکه این امکان وجود دارد که بیان مورد بحث گونهای فرمالیسم باشد که در شکل چندان به اشتراک نظری نسبت به امری قطعی بدل نشود. اما این فرمالیسم را نه با تمام ملزومات سبکی بلکه تنها به معنای شکلگرایانهاش باید مدنظر قرار داد. شکلی که توانایی و جذابیت را یکجا و با هم برای تماشاگر امروزی داشته باشد. ایجاد اندیشه و چالشهای ذهنی در مرحله بعد قرار دارد. مهمترین اصل این است که به شعبدهای میماند که فارغ و فاقد هر حقهای است. پرفورمنس آرت چنین شمایلی ایجاد میکند.
با قبول آنچه گفته شد، میتوان فهمید آنچه در یک پرفورمنس آرت اتفاق میافتد، چیزی است در اتاق تاریک ذهن مخاطب و با قبول چیزی که میبیند و خود نیز در روند اجرا جزئی از آن میشود. پس ابتدا باید او را در یک مکان و زمان بدون قرارداد غافلگیر کرد و سپس از طریق شگفتزدگی او در برابر یک واقعیت دگرگون شده و نه تحریف شده به بالا بردن حس اعتماد او پرداخت.
هرگاه گرایش به پرفورمنس آرت در بستر فرمالیسم یادشده با این زیباییشناسی قابل درک شود کارکرد نشانهای، فرمهای این اثر پرفورمنس، ساز و کار معنایی خود را در فضایی خلق میکنند که در نهایت آنچه اتفاق میافتد این است که هنرمند دقیقا نمیداند چه معنا و مفهومی به مخاطب منتقل میکند، بلکه این ذهن مخاطب است که با دیدن محل ثابت چیدمانها و تحرک پرفورمرها اعم از حرکتهای پیشبینی شده و پیشبینی نشده و همچنین چیزی که به عنوان صوت توسط اعضای گروه ایجاد میشود، در مجموع معنا و مفهوم خود را خلق میکند که البته پرفورمرها نیز الزاما از آن اطلاعی ندارند. این خاستگاه هنر پستمدرن است. شاید التقاط مفهومی مظاهر هنر مدرن که به شدت در تقابل هنرهای پیشین بود با ارباب انواع کلاسیک چنین وضعیتی را پیش آوردهاند.
اثری که در قالب پرفورمنس آرت ارائه میشود، همانند نقاشیهای آبستره از گویش معنای عام شمول و مشخص طفره میرود و به سمت ایجاد نوعی دستگاه نشانهشناسی فردی که به بیان ذهنی و نه عینی میانجامد، متمایل میشود. این امر در حالی است که شکلگیری و گسترش هنرهای مفهومی (کانسپچوال آرت) در دهه های۶۰ و ۷۰میلادی در ضدیت با نقاشی آبستره و در جهت انتقال مفهوم خاص به مخاطب بوده است. حاصل چنین تضادی میتواند نفی فرمولهای موجود باشد.
در هنر هنرمند به هیچوجه فرمولبندی قطعی و خاصی نداریم. فرمولها ساخته و پرداخته دست منتقدان هستند. بر عکس میتوان با ایجاد تضاد و پارادوکس با منطقی خاص در شکلی از بیان، چیز جدیدی به وجود آورد. پرفورمنس آرت هدفش انتقال اندیشه واحدی به مخاطب نیست، بر عکس ذهن مخاطب بسیار وسیع و آزاد است. در بسیاری از مواقع مخاطبان تحلیلی از اثر ارائه میکنند که خالق اثر هیچگاه به آن فکر نکرده است. همین نکته، پرفورمر را تحریک میکند تا اثرش حائز شرایطی شود که مخاطب با قرار گرفتن در فضای آن، تحلیل خود را ارائه کند.
اما سوال اینجاست که نشانه در نهایت در خدمت انتقال مفهوم قرار دارد، همین امر نیز موجب عینی شدن آن میشود، حال در این شرایط پرفورمر چگونه بازیهای تئاتری خود را به سمت عدمتعین سوق میدهد؟
باید دانست هر نشانه را نمیتوان همواره وابسته به یک مفهوم خاص فرض کرد. بلکه برعکس، هنرمند این توانایی را دارد که از نشانه آشناییزدایی کند، بنابراین نشانهها در ابراز شخصیت، وضعیت و موقعیت نمایش، کارکردی متفاوت از خود نشان میدهند. اگر در این حالت با نگاه متعارف به نشانه بنگریم، آن را بیانگر مفاهیم قبلی خودش خواهیم یافت، اما اگر در همین حالت، نشانهها کلیدی ارائه کنند که به آن واسطه بتوانند به شکل جدیدی با اثر برخورد کنند، میتوان به معنای جدیدی از همان نشانههای قدیمی دست یافت. کار هنرمند این است که به جای کلید متعارف که از مخاطب گرفته، کلیدهای جدیدی ارائه کند. در دنیای نمایش هم، برخی مواقع به جای انتقال مفهوم به القای حس میپردازیم و هنرمندان پرفورمنس آرت درصددند که به همین شکل به جای مفهوم با القای حس به مخاطب خود بپردازند.
به هر صورت ارتباط دوگانه مخاطب اثر و اثر هنرمند که در یک پرفورمنس آرت وجود دارد، باعث شکلگیری نوعی از دریافت در نزد هنرمند میشود. با این وجود، یک عامل دیگر به نام «زیبایی» در ارائه یک اثر هنری مطرح است. بهرغم تئوریهای متفاوتی که در رابطه با ماهیت «زیبایی» بیان شده است، رسیدن به این عامل در پرفورمنس آرت به شیوهای متمایز در نظر گرفته میشود.
از آنجا که اساس شکلگیری هنر پستمدرن بر بازی است، به راحتی حتی هنر کلاسیک را در کولاژ خود راه میدهد و به چیدمان هر یک از هنرها در کنار هم میپردازد و در همینجاست که مشت ریاکار عدهای از شکستخوردگان نمایشهای کسالتبار که حضور پرفورمنس آرت را باعث انحطاط این هنر میدانند باز میشود، چراکه یکی از دلایل پیدایش این هنر را در احیای مراسم و سنتها و مناسکی میدانند که توسط اسلاف و اخلاف هنر مدرن به نابودی کشیده شد. حال بیان اینکه با آمدن چنین هنری جوهره درام تازه شکل گرفته مملکتمان میخشکد بسیار عجیب مینماید، یکی از پیامدهای هنر مدرن که تحت عنوان مشارکت مخاطب است و به تدریج از او یک ابزار برای هنر مدگرای مدرن ساخته را دوباره سامان میدهد و از او حرکت و انتخاب و سپس مشارکت میطلبد.
به نظر میرسد این اتفاق به نوعی در معماری هم رخ میدهد یعنی در اثر معماری هم مخاطب از جای ثابتی برخوردار نیست و به شکلی سیال با اثر ارتباط برقرار میکند ولی در آنجا هنرمند با در اختیارگرفتن نشانهها اثر را با میل و خواسته خود زیبا میسازد.
اما از جنبههایی اثر پرفورمنس آرت همانند معماری نیست. شما به هنگام دیدن یک اثر معماری با دیدن قسمت پیشین اثر، پشت اثر را هم بازسازی میکنید، اتفاقی که در پرفورمنس آرت میافتد سیال بودن مخاطب است.
مخاطب در شگفتزدگی باید به این باور واقعی برسد که خود نیز از موثرین است، همچون هریک از پرفورمرها. هجوم مخاطب به اثر خودش، ارتباطهای دیگری را شکل و سامان میدهد که باعث میشود تا هنرمند سعی نکند ساختاری بسته ارائه کند. تفکر پیرامون کلیت ارائه شده صحیح است ولی اینکه بخواهیم ساختار محکمی در اثر ایجاد کنیم چیزی دیگر است.
در این هنر حتی بدن یک رابط و ابزار میشود. معنی هنر کانسپچوال تبدیل شدن رفتار به فرم است و درست در همین نقطه است که بدن یک رابط و ابزار میشود. اما در مقایسه تئاتر و هنرهای تجسمی در live Art که هسته اصلی پرفورمنس را تشکیل میدهد یک فرق عمده وجود دارد. در اتفاقاتی که به صورت مشخص در دهه ۶۰ افتاد بدن در مرکزیت جریان هنری آن زمان قرار گرفت، مولف و متن یکی شد، دیگر بوم، قلممو و رنگ وجود نداشت، بنابراین همه واسطهها ترک و در نتیجه رفتار به هنر تبدیل شد.
میان پرفورمنس در هنرهای تجسمی و پرفورمنس تئاتر چند رابطه و چند جدایی وجود دارد. در هنرهای تجسمی، هنرمند با حضور بدن خود به عنوان بخشی از اثر مطرح میشود. او از همه امکانات بهره میگیرد. ولی در تئاتر به واسطه عنصر سخن، اثر در متن زندانی میشود. سخن ناچارا به سوی محتوا حرکت میکند. خوشبختانه در هنرهای تجسمی متن وجود ندارد.
در تئاتر بنا به حضور متن، اثر تکرار میشود. حتی با حذف کلمات در انتها به واگها و آواها، نشانههای حضور به زبان میرسد. در نتیجه رفتار کادر شده است. این کادر در هنرهای تجسمی وجود ندارد. در پرفورمنس آرت اتفاق فقط یکبار به وقوع میپیوندد. نور، صدا و بازیگر را، اگر وجود دارند، تعریف میکند ولی در لحظه کشف رابطه این عناصر با یکدیگر آنچه رخ میدهد قابل تکرار نیست و میراست...
اساسا پرفورمنس در هنر بر اتفاق پایهگذاری میشود. فرم در یک چارچوب مشخص ایجاد میشود ولی مرکزیت با حادثه و شک است. برای مثال کوتاه کردن مو یک واقعیت است که اتفاق میافتد و همکار پرفورمر موهای او را با قیچی به طور نامنظم در پیش چشم مخاطبان کوتاه میکند. این اتفاق فقط یکبار میتواند بیفتد. در نتیجه واقعیت مرکز اصلی اتفاق است. ذهن پرفورمر دائما در حال کنش و خلق است. اگر تئاتر را در یک فضای معین تعریف کنیم دچار یک تضاد میشویم. ولی همانطور که همه میدانند از دهه ٦٠ به بعد تئاتر دائم خارج از محل تعریف شدهاش اجرا شد.
درباره استفاده از بدن نیز مدتها فکر و تصور بر این بود که باید فضا ساخته و بدن حرکت کند ولی امروزه این رابطه کاملا برعکس است. برای رسیدن به لحظه خلق، هنرمند باید تمام امکانات و عنصرهای امکانپذیرکننده اتفاق لحظهای را در اختیار داشته باشد. همه این تجربیات در دهه ۶۰ آمریکا انجام و متوقف شد و سپس با استفاده از امکانات پلاستیک، نور، صدا و... به سوی دیگری حرکت کرد. تادیوش کانتور هم که یک نقاش و مجسمهسازبود و خودش آکسسوارش را میساخت و روی صحنه نیز حاضر میشد، در یک فضای قراردادی کار میکرد. اما رابطه خلاقه در شکل دادن به ذهنیت مخاطب وجود دارد و در اینباره باید گفت این اتفاق وقتی خواهد افتاد که بازیگر، سازنده و مخاطب این امکان را فراهم کنند. در تئاتر با یک رشته نخ کارهای جدید میشود انجام داد. در لحظه بودن مهم است. در هنر پلاستیک قابلیت به جا ماندن وجود دارد ولی در تئاتر هیچ چیز باقی نمیماند همچون حباب شکل میگیرد، خلق میشود و با همه زیباییهایش در لحظه نابود میشود.
تکرار از منظر مخاطب تنها در آکسسوار است. اگر این مسئله را در نظر بگیریم هر اجرا یک پرفورمنس است. اما به محض قرار گرفتن در چارچوب یک متن و دکور ارتباط یک سویه این معنا را از دست میدهیم و همچنان این سوال وجود دارد که آنچه در جهان غرب اتفاق افتاده آیا در این فضا اتفاق نخواهد افتاد و ما فقط میتوانیم آن را مطالعه کنیم؟ زمانی که هنرمند طبیعت را روی بوم نقش میکند، عنصر بازتاب طبیعت به وجود آمده است. حتی هنر مدرن نیز، وقتی مربع آبی را نماینده همه اشکال جهان میداند و درگیر فرم و رنگ میشود باز هم بازتاب طبیعت را خلق کرده است. در دهه ٦٠ هنرهای تجسمی با رها شدن از بازتاب و ترک همه وسایل و آکسسوارها به پرفورمنس میرسد. این اتفاق هنری قبل از فرم در ذهن افتاده است. تئاتر برای نشان دادن خشم در یک دعوا، آن را ثبت میکند و دوباره آن را نشان میدهد ولی دعوا فقط یکبار اتفاق میافتد. تکیه بر واکنشهای بدن در رابطه با حوادث آن اتفاق فقط یکبار واقع میشود و از میان میرود. البته پرفورمنس به وسیله ذهن هدایت میشود. اندیشه وجود دارد و هر اتفاقی پرفورمنس نیست.
ویژگی بداههسازی و خلاقیت لحظهای بر میرایی لحظه صحنهای تاکید دارد و آن نیز «بازتاب» است. بازتاب در زمان رویداد با پرفورمنس آرت در تعارضی جدی است. شاید یکی از تعارضات آنها در تعریفی است که از بدن دارند. تعریف از بدن تصویر بدن نیست، بلکه خود بدن است. سه ویژگی در این تعریف وجود دارد، بدن عنصری است که کار روی او انجام میگیرد، انجامدهنده خود پرفورمر است و سوژه و اثر نیز خود اوست. اما چهارمین تعریف جهانی است که به مدد بدن تعین میپذیرد. به این دلیل زمان توسط بدن به کوتاهترین فرصت برای ایجاد کانال ارتباطی، مفهوم و استنباط، تبدیل میشود. معنی بدن در آنچه که آمد، برهنگی نیست بلکه بدنی است که میتواند بیان کند. عدهای پرفورمنس آرت را در ایران غیر ممکن میدانند. مهمترین دلیل این نکته در دیر آغاز کردن فنون بیانی بدن در تمرینهای بازیگران است. هنر به عنوان یک بدیل تغییردهنده عمل میکند و ماهیت سیاسی پیدا میکند به همین دلیل این هنرمندان آن قدر قوی عمل میکنند که واکنشهای بزرگ سیاسی و اجتماعی نیز نسبت به آنها انجام میشود.
با مرور تاریخ هنر در دهه ۶۰ و دلایل پیدایش پرفورمنس آرت پیداست که نتیجه این دوره از دست دادن مخاطب است و به همین دلیل مفاهیم دیگری مطرح میشود. هنرمندی که به یک انسان جداشده تبدیل شده است دوباره به سمت مخاطب میرود. چنین است که به طور مثال بدن به عنوان تمام ماهیت یک انسان مطرح میشود. از این رو است که در فرانسه به اکثر کارهای بدنی پرفورمنس اطلاق میشود. مقایسه هنر تئاتر و تجسمی در رویکرد به پرفورمنس یک اشتباه مسلم ناشی از تعصب است، آن هم با این سوال که چقدر میتوان به تئاتر نزدیک شد و به هنرهای تجسمی صدمه نزد؟ این دو مقوله شباهتهایی با هم دارند ولی در دو محیط مختلف قرار دارند. در هنرهای تجسمی با بر هم زدن همه قراردادها و استفاده از تمام امکانات موجود اشکالی چون اودیو آرت، ویدئو آرت و بادی آرت به وجود میآید. این هنر با امکان آزادیهای بیحد در جریان آوانگارد به سوی پدیدهای پیش رفته است که قابل مقایسه با هنر تئاتر، موسیقی، سینما و غیره نیست، برای درک تفاوتها باید هنرهای تجسمی را در شرایط تاریخیاش بررسی کرد. برخی از هنرمندان معتقدند استفاده از ادبیات و بازیگر حرفهای در هنرهای تجسمی حرام است. هنرهای تجسمی نیز مخاطب را با یک قرارداد مواجه میکند، چراکه هنرمند تجسمی نیز در یک زمان و مکان به ارائه اثر میپردازد و از این حیث در فقط یکبار آن وضعیت مطلوب به وقوع میپیوندد. این اثر توسط فیلم یا عکس ثبت میشود و در سایر دفعات به طور غیر زنده پخش و دیده میشود، همانطور که در هنرهای نمایشی با تعاریف قدیمی هنوز هم کارکرد سالن و مکان اجرا باقی است. تئاتر تقلید یک واقعه تاریخی نیست، میتواند در لحظه اتفاق بیفتد و بازتاب همان لحظه باشد. به مرور اما اکثر هنرمندان این رشته نیز جذب دنیای تجارت شدند زیرا آنچه تولید میشود و قابل ارائه و فروش است قدرت ماندگاری و ثبت همیشگی را دارد و این در پرفورمنس آرت امکانپذیر نیست چون خود ویرانگر است و هدف آن، ضد فرم و ضد زیباییشناسی و ضد تمام قواعد و اصول زیباییشناسی چون تعادل و توازن و تمرکز و غیره است. هنرمندان این هنر را به ابراز بیرونی تمایلات و آلام هنرمند تبدیل میکردند تا در واقع مرگ هنرهای تجملی را جشن بگیرند ولی به ناگاه اکثر آنها از اینکه چیزی به جا نمیماند، خود سردمدار هنر تجملی جدیدی شدند. یکی از متخصصان بنام تئاتر میگفت صحبت از پرفورمنس در سالنهایی که از ۳۰ سال قبل هوایش عوض نشده است خیلی لوکس به نظر میرسد. امروز تئاتر فاقد هرگونه گفتمان است. اگر این تلاشها با بنیاد جستوجوگری انجام شود مانعی ندارد. ما در ارتباط دچار لکنت هستیم و پرفورمنس در معماری این فضا اتفاق نمیافتد مگر آنکه به سرعت با تجزیه و تحلیل چند اثر موجود که از آن سو آمده است چگونگی بهرهمندی خود را البته نه با قانونگذاری بلکه با پیدا کردن نشانههای بیشمار آن بیابیم. به این صورت است که دیگر شاهد کپیبرداریهای صرف نخواهیم بود و با عبور از مصرفکنندگی به آفرینش هنری خواهیم رسید. خطر اساسی که ناشی از کجفهمیها و سطحی نگاه کردن به هر شیوه و مکتب هنری است در کمین ماست؛ خطری که باعث میشود هر هنری قبل از آنکه به شأن خود برسد تبدیل به مد شود. برخورد مدگرایانه اندیشیدن را تا سر حد یک تقلید کورکورانه پایین میآورد. این یک جمله معترضه است: باید از ساده کردن چیزها پرهیز کنیم. هر رویکرد بهگونههای جدید هنری، همانقدر که میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات و کمبودهای موجود در این عرصه باشد به همان اندازه نیز ممکن است با یک برخورد ناصحیح زیانبار شود.
ماخذ : forum.graphicplanet.net
اشتراک در:
پستها (Atom)